جنایات علیه بشریت در حقوق بین الملل کیفری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع : جنایات علیه بشریت در حقوق بین الملل کیفری

 

 

 

 

چکیده

جنایات علیه  بشریت  و آنچه که آنرا مخوف می سازد اینست که این جنایات توسط دولت وسایر سازمان هایی که دسترسی به قدرت سیاسی دارند طراحی می شود و فرد مرتکب به عنوان بخشی از حکومت مرتکب آن می شود  از جمله جنایات علیه بشریت می توان قتل، به بردگی گرفتن، ریشه کن کردن، محبوس کردن، شکنجه، خشونت های جنسی، ناپدید کردن  اجباری اشخاص، اعمال غیر انسانی مشابه را نام برد.

هرکدام از این موارد در نظام های کیفری واجد وصف مجرمانه می باشد اما آنچه که چهره زشت تری به این اعمال می بخشد ارتکاب منظم آنها در پیشبرد سیاست یک دولت می باشد. یک حمله گسترده یا سازمان یافته  بر ضد هر جمعیت غیر نظامی است که جنایات علیه بشریت نام می گیرد .

 به همین دلیل ما نیازمند دادگاه بین المللی برای این افراد هستیم تا بتوانیم  دور از تحت تاثیر قرار گرفتن محاکم  به مجازات و محاکمه این افراد بپردازیم . در زمینه جنایات علیه بشریت کنوانسیون  های فراوانی وجود دارد که مهمترین جدید ترین آنها  اساس نامه دیوان دادگستری بین المللی می باشد که در این تحقیق به آن اشاره می کنیم .

مقدمه :

 حقوق بین المللی یکی ازگرایش های حقوق کیفری و جرم شناسی و حقوق بین المللی می باشد که به بررسی جرایم بین المللی ، عناصر آنها ، مسوولیت کیفری ونحوه مجازات عاملان این جرایم می پردازد .

یکی از شنیع ترین جرایم بین المللی جنایات علیه بشریت است که با به وجود آمدن مباحث جدیدی چون حقوق کیفری ، تاسیس دادگاههای کیفری بین المللی ، الحاق تعداد زیادی از کشورها به اساسنامه دادگاه کیفری بین المللی مطرح شده  است . اهمیت بحث جنایات علیه بشریت این  است که به عنوان  جرایم مقدماتی و زمینه ساز جرایم علیه صلح و یا جنایات جنگی محسوب می شدند.

در مورد اصل بشر دوستانه  قدمت ۷۰۰۰ ساله دارد این مقررات در طول ایام گسترش یافته و نقض برخی از آنها جنایات علیه بشریت محسوب می شود این جنایات در ابتدا بخشی از جنایات جنگی راتشکیل می دادند اما بعد از گذشت سالها به وسیله معاهدات بین  دولت ها ، عرف بین المللی ، اصول کلی حقوقی و نوشته های علمای حقوق مشخص تر شد.

در مورد جنایات علیه بشریت این نکته حایز اهمیت است که این جنایات علیه انسانیت   بوده و برخی اصول کلی را نقض می کند و موجب نگرانی جامعه بین المللی می شود این جرایم دارای موارد بی شماری است که در منشورها واساس نامه های مختلف از آن نام برده است .

اصولا جنایات علیه بشریت با جنایات جنگی مساوی نیست بلکه جرایم جنگی شاخه ای از جنایات علیه بشریت می باشد  این جنایات جرایمی می باشد که دولت ها در کشورهایشان علیه اتباعشان انجام می دهند اما جنایات  جنگی در کشورهای اشغال شده  صورت می گیرد واین مطلب در منشور نورنبرگ نادید ه گرفته شده است .

تلاشهای جامعه ملل

جامعه ملل بعداز تأسیس خویش، تلاشهایی را در جهت حمایت از حقوق بشر انجام داد. یکی از این تلاشها انعقاد کنوانسیون منع بردگی در ۲۵ سپتمبر ۱۹۲۶ بود کنوانسیون مزبور از این جهت در بحث ما اهمیت دارد که بعدها «به بردگی گرفتن» به عنوان یکی از مصادیق جرایم ضد بشری به رسمیت شناخته شد. هدف دیگری که جامعه ملل دنبال نمود اما در انجام آن موفق نگردید تأسیس دادگاه کیفری بین المللی بود که در اغلب اجلاس های کاری جامعه ملل مورد بحث قرار گرفت.

علاوه بر دو دادگاه مزبور که از آنها تحت عنوان دادگاه‌های بین المللی یاد می‌شد، دادگاه های کوچک‌تر دیگری نیز از سوی فاتحان جنگ دوم جهانی در خاک آلمان بر گزار گردید و افراد آلمانی همکار با رژیم نازی هیتلر را به جرم ارتکاب جرایم ضد بشری محاکمه نمودند. در این مجال فقط نام این محاکم را ذکر نموده و علاقمندان را به منابع مفصل‌تر ارجاع می‌دهیم. این دادگاه ها عبارت بودند از:

  1. دادگاه ایجاد شده بر اساس قانون شماره ۱۰ شورای کنترل متفقین (CCIN.IO
    ۲٫ دادگاه پزشکان؛

  2. دادگاه سیاست و برنامه های نژادی آلمان؛
  3. دادگاه جرایم اقتصادی؛
  4. دادگاه محاکمات نظامی؛
  5. دادگاه مربوط به اعضای دولت؛

۷٫ دادگاه راشتات

 جنگ جهانی دوم و پی آمد های آن :

    در اثنای جنگ جهانی دوم متفقین قصد حود را دایر بر تعقیب جنایتکاران جنگی در اعلامیه های مختلفی آشکار کردند .اما اصول کلی مورد تکیه متفقین روشن نشده بود پس از پایان جنگ و با توجه به این که جنگ دردو جبهه یکی در خاور دور و دیگری در اروپا جریان داشت ، دو محکمه مجزا برای محاکمه جنایت کاران در نورنبرگ و تو کیو تشکیل شد این دو محکمه که تشکیل آنها نقطه عطف مهمی در پی گیری جرایم علیه بشریت محسوب می شد، با مسایل مختلفی از جمله جرایم علیه بشریت مواجه بودند

 جرایم علیه بشریت مذکور در ماده (C) 6 منشور لندن که به تشکیل محکمه نورنبرگ برای محاکمه جنایتکاران جنگی پس از جنگ جهانی دوم منجر گشت مورد بررسی قرار گرفته اند این جرایم که هر یک به اختصار مورد بحث قرار گرفته اند عباتند از :

قتل و نابود سازی _ به بردگی کشاندن اخراج و انتقال جمعیت اذیت و آزار و سایر اعمال غیر انسانی از جمله مصادیق عنوان اخیر اعمالی چون شکنجه انجام آزمایشات پزشکی غیر قانونی بر روی انسانها و آپارتاید می باشد که هر سه در این مقاله بررسی شده اند.

مقاله مورد بحث در بررسی سابقه جرایم علیه بشریت به حقوق بین الملل عرفی و معاهداتی اشاره کرده است این مقاله بخشی از یکی از مقالات مندرج در (مجموعه مقالات راجع به حقوق جزای بین الملل) اثر نگارنده می باشد که در آینده نزدیک به زیور طبع آراسته خواهد شد.
هدف از این نوشتار کوتاه آن است که توضیحات مختصری در مورد جرایم علیه بشریت مذکور در منشورلندن که منجر به تشکیل محکمه نورنبرگ برای محاکمه جنایتکاران جنگی در جنگ جهانی دوم شد ارائه نماید مطابق ماده
c 6 منشور جرایم علیه بشریت به شرح زیر احصا شده اند:
۱ _ قتل و نابود سازی این دو عمل که از سالها پیش جرم شناخته شده بوده اند و در کنوانسیون ۱۸۹۹ لاهه نیز به آنها اشاره شده است در صورتی جرم علیه بشریت محسوب می شوند که با پشتوانه دولت و عنوان سیاست و رویه آن انجام می پذیرد منظور از نابود سازی, کشتار در سطح وسیع و آنچه که مهم است کشف رویه دولت می باشد. مساله قتل با این که در اسناد و کنوانسیون نهای بین المللی از جمله کنوانسیون های ژنو ۱۹۰۷ و ۱۸۹۹ درمورد جمعیتهای غیر نظامی مطرح شده ولی هیچ گاه تعریف نشده است در بعضی از اسناد بین المللی بر حق حیات تاکید شده است مثل اعلامیه جهانی حقوق بشر , کنوانسیون حقوق مدنی و اجتماعی و غیره در سطح بین المللی وقتی قتل مطرح می شود مراد ازهاق مستقیم روح نیست بلکه موارد غیر مستقیم ازهاق روح را هم شامل می شود, مثلا ایجاد شرایط ناگواری توسط دولتها برای هلاکت اسرای جنگی ( برای مثال نازیها در اردوگاهها همواره کوره های آدم سوزی نداشتند بلکه در بسیار از موارد شرایط به گونه ای بود که افراد به دلیل خستگی مفرط یا گرسنگی زیاد و عذابهای روحی کشته می شدند یادر انتقال اسرا از اردوگاهی به اردوگاه دیگر شرایط به قدری دشوار بود که افراد بسیاری جان می باختند). درکنوانسیون نسل کشی به مساله قتل و ممنوع بودنش اشاره شده است.
۲ . به بردگی گرفتن _ برده ساختن این مساله از زمانهای بسیار قدیم و قبل از منشور لندن در قوانین اکثر کشورها جرم شناخته شده بوده است در سال ۱۸۱۵ اعلامیه وین اعلام کرد که بردگی مخالف ارزشهای جامعه متمدن بین المللی است از آن زمان تاکنون در اسناد بین المللی زیادی به جرم بودن این عمل اشاره شده است. مهمترین سند دراین زمینه کنوانسیون برده داری ۱۹۲۶ است. در فاصله سالهای ۱۸۲۵ تا ۱۹۴۵ کشورهای مختلف اروپاذی شروع به وضع قوانینی در مخالفت با بردگی کردند. در این کنوانسیون ها تاسیسات مشابه بردگی هم ممنوع اعلام شده است مثل ازدواجهای اجباری , به ارث برده شدن زن پس مرگ همسرش و قاچاق زنان و کودکان . بنابراین رویه منشور لندن در جرم شناختن بردگی منطبق بر اصول کلی حقوقی بوده است و در مجرم شناختن کسانی که این اعمال را انجام داده اند و اصل قانونی بودن را رعایت کرده است دراینجا مواردی از این گونه اعمال غیر قانونی را متذکر می شویم :

۱ _در اثنای جنگ جهنی اول ۶۶ هزار بلژیکی از سنین ۱۷ تا ۵۵ سال در سال ۱۹۱۶ توسط آلمان به طور اجباری از بلژیک اخراج و به آلمان برده شدند تا در کارخانه های آلمان به بیگاری گرفته شوند شرایط مسیر اعزام به گونه ای بود که ۱۲۵۰ نفر از آنها جان باختند.
۲ . در جنگ جهانی دوم هم آلمانی ها نسبت به یهودیان و دیگران این کار را انجام می دادند البته وضعیت یهودیان در اردگاههای به مراتب بدتر از برده ها بوده است . چه صاحبان برده وی رااز اموال خود می دانستند و در حفاظت او می کوشیدند ولی در اردوگاه ها چنین نگرشی در کار نبود. تا قبل از سال ۱۹۴۵ حدود ۲۶ سند مربوط به برده داری و نهادهای مشابه (کار اجباری و
) وجود داشت و بعد از آن سال تاکنون چهل و اندی سند به مجموعه پیشین اضافه شده است و بنابراین امروزه بیش از هفتاد سند و مدک بین المللی در خصوص بردگی وجود است.
۳ . اخراج و انتقال جمعیت : اخراج یعنی جمعیتی را از یک کشور به کشور دیگر منتقل کردن نظیر کاری که عراق در مورد کردها انجام داد. لیکن انتقال یعنی حرکت دادن جمعیت و گروهی از نقطه ای به نقطه یا نقاط دیگر در خود آن کشور در اسناد و مدارک زیادی این دو مساله ذکر شده است از جمله کنوانسیون های ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹) نیز صراحتاً آن را منع نموده است ماده ۱۴۷ . پس از جنگ جهانی اول کمیسیون ۱۹۱۹ تشکیل شد تا موارد نقض حقوق بشر را مشخص کند در گزارش این کمیسیون آمده بود که یکی از موارد نقض حقوق بشر همین اخراج و انتقال جمعیت است و مواردی مانند اخراج بیش از یک میلیون ارمنی از ترکیه و نیز اخراج چهارصد هزار یونانی الاصل از ترکیه به یونان را ذکر کرده بود ولی در عمل بنا به ملاحظات سیاسی مجازاتی اجرا نشد دو دلیل عمده برای این امر عبارت بودند از این که اولاً وقتی در کمیسیون سخن از مجازات مرتکبان جرایم علیه بشریت می رفت نمایندگان امریکا با آن مخالفت می کردند و میگفتند که (قوای بشری) یک اصطلاح مبهم است و نمی تواند مبنای مجازات افراد قرار گیرد و ثانیا معاهده لوزان که بین کشور ترکیه و دول متفق امضا شده بود این افراد را صراحتاً عفود کرد. نویسنده ای در این خصوص می گوید که معاهده لوزان سابقه بدی را در حقوق بین الملل ایجاد کرد, زیرا اولین انتقال یک ملت از کشوری را که اجداشان سالها در آنجا زیست می کرده اند به رسمیت شناخت.

باید توجه داشت که اگر اخراج شدگان اتباع دولت مخاصم باشند ممکن است این عمل جرم جنگی نیز محسوب شود اما اگر اتباع خود آن کشور باشند فقط جرم علیه بشریت رخ میدهد.
۴ _ اذیت و آزار از دیگر جرایم عله بشریت اذیت و آزار گروهی از مردم است که موجب بروز صدمات روحی , جسمی و اقتصادی شود در غرب این واژه با مورد آزار قرار گرفتن مسیحیان توسط رومی ها عجین شده است در کنوانسیون های مختلف آزار رساندن به افراد تحت عناوین گوناگون همچون آپارتاید و نسل کشی مورد منع قرار گرفته است. اسناد و مدارک بین المللی دیگری نیز وجود دارد که تنها رفتار تبعیض آمیز را منع کرده و مجازاتی معین ننموده است , که از جمله آنها می توان موارد زیر را نام برد:

الف .اعلامیه جهانی حقوق بشر

ب .معاهدات بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

ج . میثاق (معاهده) بین المللی حقوق اجتماعی , اقتصادی و فرهنگی

د .اعلامیه جلوگیری از همه انواع تبعیض نژادی

ه .کنوانسیون بین المللی جلوگیری از تبعیض نژدی (۱۹۶۵)

و . کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جرم آپارتاید (۱۹۷۳)

ز . اعلامیه جلوگیری از تبعیض علیه زنان (۱۹۶۷)

ح . کنوانسیون جلوگیری از تمامی انواع تبعیض علیه زنان (۱۹۷۹)

ط .اعلامیه منع همه انواع ناشکیبایی و تبعیض بر اساس مذهب و عقیده (۱۹۸۱)

ی . کنوانسیون ممنوعیت از نسل کشی (۱۹۴۸) در این کنوانسیون واژه اذیت و آزار چنین تعریف شده است :

تلاش کشتن آنها ایراد صدمه جسمانی یا روانی تحمیل نوعی شرایط زندگی به قصد نابودی آنها تحمیل اقدامات برای جلوگیری از تولید مثل بین آنها و انتقال اجباری فرزندان آنها به گروههای دیگر
۵ _ سایر اعمال غیر انسانی : این عنوان عنوانی عام است و موارد زیادی در کنوانسیون و اسناد بین المللی به عنوان (اعمال غیر بشری) به حساب آمده اند از جمله غارت اموال جنگ تخریب امکنه فرهنگی, انتقال اجباری و غیره در اینجا به برخی از این اعمال اشاره می شود:
۱ _ ۵ _ شکنجه : از لحاظ تاریخی شکنجه همیشه یک عمل مجرمانه نبوده و حتی گاهی یک عمل قانونی تلقی می شده است برای مثال به گفته اریستوتل در یونان قدیم مطمئن ترین راه برای تحصیل اقرار شکنجه بوده است و بردگاه آتن به کرات مورد شکنجه قرار می گرفته اند در حقوق رم نیز شکنجه وسیله ای برای کشف حقیقت بوده است. در فرانسه شکنجه قبل و بعد از محکومیت پیش بینی شده بود و در انگلستان نیز از شکنجه استفاده می شد. در چین کسب اقرار از طریق شکنجه در قوانین سلسله مانچو پیش بینی شده بود در ژاپن افراد متهم به سرقت مجبور بودند که میله آهنی گداخته ای را در دست گیرند و سوختن یا نسوختن پوست آنان دلیل بر مجرمیت یا مجرمیت ایشان بود مهمتر از اینها محاکم تفتیش عقاید کافران ی کفر گویان را بوسیله شکنجه بازجویی می کردند بنابراین زمانی نه چندان دور شکنجه عملی کاملاً مشروع مخصوصاً در جنگها بوده است , به طوری که این حق یک کشور بود تا اسرای کشور دیگر را برای کسب اطلاعات مورد شکنجه قرار دهد. اما این عمل به تدریج منع شد و این منع به صحنه بین المللی هم تسری یافت . این امر ابتدا در تمدن (چین , تمدنهای یونان , بابل , اسلام و بودا) بروز کرد و سپس بتدریج در اروپا هم پذیرفته شد در صحنه بین المللی ابتدا کنوانسیون ۱۹۰۷ و ۱۸۹۹ به این موضوع پرداختند. در کنوانسیون های ژنو ۱۹۴۹ در ماده سه مشترک و نیز پروتکل سال ۱۹۷۷ به این موضوع آمده پرداخته شده است. در اعلامیه جهانی حقوق بشر و در میثاق مدنی _ سیاسی و در سطح منطقه ای نیز در کنوانسیون امریکایی حقوق بشر به این منع اشاره شده است.

قطعنامه هایی در سازمان ملل در خصوص منع شکنجه تصویب شده اند (خصوصاً در فاصله سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۶ ) در مجمع عمومی نیز پنج قطعنامه در این مورد بدون حتی یک رای منفی تصویب شده است از همه اینها مهمتر در سال ۱۹۸۴ کمیسیون حقوق بشر به توصیه مجمع عمومی کنوانسیونی را تصویب کرد که (کنوانسیون علیه شکنجه و سایر اعمال یا مجازاتهای ظالمانه غیر انسانی و یا ترذیلی ) نام گرفت. در این کنوانسیون شکنجه چنین تعریف شده است (ماده ۱):

(از لحاظ این کنوانسیون واژه شکنجه به معنی هر عملی است که به وسیله آن درد یا رنج شدید اعم از جسمانی یا روانی به خاطر اهدافی همچون کسب اطلاعات گرفتن قرار از فرد یا شخص ثالث مجازات کردن فرد به سبب عملی که خود یا شخصی ثالثی مرتکب شده است یا مظنون به ارتکاب آن است یا برای ترساندن و مجبور کردن فرد یا شخص ثالث و یا بنا به هر دلیل مبتنی بر تبعیض از هر نوع آن به کسی وارد می شود مشروط بر آن که چنین درد یا رنجی به ابتکار یا رضایت یک مامور دولتی یا شخص دیگری که در صلاحیت دولتی انجام وظیفه می کند وارد شود). در ادامه اضافه شده است که (شکنجه مشتمل بر درد یا رنجی که ناشی از اعمال مجازاتهای قانونی یا نهفته در آنها و یا فرع بر آنهاست نمی گردد).

آنچه که از این تعریف , به خوبی درک می گردد این است که شکنجه باید توسط ماموران دولتی به خاطر یکی از اهداف مذکور انجام گیرد بنابراین اگر مثلا مجرمی آدمی ربایی کرد و ربوده شده را شکنجه داد عمل وی را نمی توان شکنجه به این معنا دانست. به علاوه صرف اینکه شلاق ایجاد درد می کند دلیل بر شکنجه بودن آن نیست بلکه اگر از این شلاق جهت گرفتن اقرار یا یکی از اهداف فوق الذکر استفاده شود, شکنجه به حساب می آید در اینجا ممکن است سوالی مطرح شود و آن این که آنچه از اواسط متن این ماده درک می شود این است که اعمال درد و رنج برای مجازات شخص می تواند شکنجه محسوب شود, در حالی که در ذیل ماده گفته شده است که درد ناشی از اعمال مجازات شکنجه محسوب نمی شود آیا در این مورد تناقضی دیده نمی شود؟

در پاسخ باید گفت که آنچه در ابتدا مطرح شده است ظاهراً به مجازات کردن خارج از مجرای قوانین و احکام اشاره دارد , مثلا بدون اینکه حکمی از جانب دادگاه صادر شده باشد یک مامور دولتی فردی را مجازات کند و شلاق بزند ولی در ذیل ماده نظر به درد و رنج ناشی از اعمال مجازات پس از صدور حکم از سوی دادگاه دارد.

 
ماده ۲ این کنوانسیون دولتها را مجبور کرده است که برای جلوگیری از شکنجه در قلمرو خودشان اقداماتی را انجام دهند و تصریح کرده که شکنجه به هیج وجه قابل توجیه نیست.
بنابراین با توجه به اسناد بین المللی شکنجه قبل از سال ۱۹۴۵ و قبل از منشور لندن یک جرم علیه بشریت بوده و عملی غیر قانونی تلقی می شده است پس آنچه که در منشور لندن آمده چیزی خلاف اصل قانونی بودن مجازات ها نبوده و در این مورد عطف به ماسبق نشدن قوانین رعایت شده بوده است.

۲ _ ۵ انجام آزمایشات پزشکی غیر قانونی بر روی انسانها : نوع دوم از اعمال غیر انسانی که در توضیح بند پنجم c 6 منشور لند قابل ذکر است انجام آزمایشات پزشکی غیر قانونی بر روی انسانها است. تاریخچه این اعمال همان تاریخچه شکنجه است که در برهه ای از زمان مشروع بوده است. مدارکی که در دست است بیانگر این است که در تمدنهای چین , ایران , هند , مصر , یونان , و روم این قبیل اعمال وجود داشته اند. در مواجع غربی نیز مدارک موجود انجام این گونه آزمایشات را در ۱۸۰۰ سال پیش نشان می دهند, هر چند که در آن ایام نیز عده ای مخالف خویش را ابراز می کرده اند برخی از ممنوعیتهای که اخیراً در اسناد بین المللی ملاحظه می شوند عکس العملی در مقابل اعمال نازیهاست که اینگونه آزمایشات را بر روی اشخاص مخصوصاً یهودیان انجام می دادند در نورنبرگ این گونه افراد محاکمه شده اند. معروفترین دعوی در این مورد دعوی پزشکی است که در ان ۲۳ متهم مورد محاکمه قرار گرفتند و موضوع اتهام آنها انجام همین آزمایشات بود و ۱۶ نفر از آنها محکوم شدند. علاوه بر نازیها مدارکی هم علیه روسها وجود دارد که آنها بعضاً این جرایم را مرتکب می شده اند, ولی چون خود از قوای متحد پیروز بودند مورد محاکمه قرار نگرفتند.

قبل از منشور لندن کنوانسیونهای ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ نیز موادی راجع به (حفظ حرمت و حیات غیر نظامیان ) یا (خودداری از نقض قوانین بشری) دیده می شدند و در نتیجه قضات دادگاههای توکیو و نورنبرگ و واضعین منشور معتقد بودند که اینها مبتنی بر قوانین بین المللی عرفی است بعد از جنگ جهانی دوم این موارد صریحتر مورد اشاره قرار گرفته اند که از آن جمله می توان از کنوانسیون های ۱۹۴۹ و ۱۹۷۷ ژنو نام برد که بالصراحه ارتکاب چنین اعمال را منع کرده اند. برخی نیز گفته اند که علاوه بر این اسناد , می توان کنوانسیون نسل کشی ۱۹۴۸ رانام برد زیرا این اعمال مصداقی از نسل کشی است؛ ولی این سخن را به طور کلی و بالجمله نمی توان قبول کرد بلکه تنها اگر آزمایشات غیر انسانی متوجه گروه خاصی از انسانها باشد می توان آن را تحت عنوان نسل کشی قرارداد.

برخی دیگر معتقدند که این اعمال مشمول عنوان شکنجه است ولی باید توجه داشت که با توجه به مفهوم شکنجه که در آن اذیت و آزار نهفته است تنها اگر این اعمال همراه با اذیت و آزار باشد یا خود فی نفسه نوعی اذیت و آزار باشد مشمول شکنجه است در هر حال اعمال فوق در صورتی که ناشی از عمل (رویه) و سیاست دولت باشد یک جرم علیه بشریت به حساب می آید.
۳ _ ۵ _ آپارتاید = نژاد پرستی : آپارتاید یا نژاد پرستی نیز می تواند یکی از اعمال غیر انسانی مورد نظر در بند پنجم ماده
c 6 منشور لندن باشد مهمترین سند در این زینه کنوانسیون آپارتاید است که ۱۸ ژوئیه ۱۹۷۶ لازم الاجرا شده است علاوه بر این اسناد دیگری را نیز می توان نام برد از قبیل کنوانسیون عدم اعمال مقررات مرور زمان نسبت به جرایم جنگی یا جرایم علیه بشریت که در سال ۱۹۶۸ منعقد شده است در این کنوانسیون اعمال علیه بشریت دانسته شده اند علاوه بر این قطعنامه های متعددی از مجمع شورای امنیت سازمان ملل متحد صادر شده که در آنها نژاد پرستی جز جرایم علیه بشریت شمرده شده و این عمل برای صلح و امنیت بین المللی مضر دانسته شده است سئوال مهم آن است که اصولا نژاد پرستی (آپارتاید) یعنی چه و چه عملی آپارتاید نامیده می شود؟ ماده ۲ کنوانسیون ۱۹۷۶ شش نوع رفتار را آپارتاید می داند:
۱ ) منع اعضای یک گروه نژادی از حق حیات آزادی ؛

۲ ) تحمیل شرایطی به گروههای نژادی به قصد نابود کردن فیزیکی آنها؛

۳ ) تصویب قوانینی به قصد ممانعت از مشارکت گروههای نژادی در امور سیاسی , اقتصادی , اجتماعی و فرهنگی ؛

۴ ) اقداماتی جهت جداسازی جمعیت از لحاظ نژادی (جدایی محلهای زندگی کار, تفریح)

۵ ) سو استفاده از نیروی کار گروههای نژادی (به بیگاری گرفتن , مزد کم دادن و)

۶ ) اذیت و آزار گروههای نژادی (از طریق پلیس , مقامات و

  محکمه نورنبرگ

این محکمه  ۸ عضو داشت یعنی هریک از چهار کشور آمریکا، انگلستان، فرانسه، شوروی، و هر کدام یک عضو اصلی و۱ عضو علی البدل داشتند 

این دادگاه سبب شد که علیه افسران ارشد احکامی صادر شود ۱۲ حکم اعدام ۷حکم حبس ۳ حکم برایت صادر شد.بیشتر این افراد به حکم جنایات جنگی متهم شدند و فقط دو تن آنها متهم به ارتکاب جرایم علیه بشریت بودند.

محکمه توکیو

در محکمه توکیو  هم یکی از محاکمی بود که به محاکمه جنایات جنگی می پرداخت و یک وکیل مدافع به نمایندگی از یازده کشور اقدام به صدور کیفر خواست می کرد( استرالیا- کانادا- چین- فیلیپین- شوروی- آمریکا)

در ۲۹ آوریل ۱۹۴۶ کیفر خواستی علیه ۲۸ ژاپنی صارد شد که ۵۵ فقره داشت

بخش اول ( فقرات ۱الی ۳۶) جرایم علیه صلح

بخش دوم ( فقرات ۳۷ الی۵۲)  قتل عمد

بخش سوم (فقرات ۵۳- ۵۵) جرایم جنگی ، معاهداتی ، وجرایم علیه بشریت

به گفته دکتر میر محمد صادقی احکامی که در محاکم نورنبرگ صادر شد بسیار عادلانه تر از توکیو بود چون مثلا در توکیو هیچ کیفر خواستی به لحاظ سیاسی علیه امپراطور هیروهیتو صادر نشد و فقط افسران و مافوق آنها مورد محاکمه قرار گرفتند.

اما هر دو محکمه مسولیت کیفری شخصی را پذیرفتند و معافیت ها و دفاعیات مثل اطاعت از اوامر مافوق را

رد کردند و از لحاظ بحث ما وجود جرایم علیه بشریت را به رسمیت شناختند .

البته نمیتوان گفت محکمه نونبرگ محکمه عادلا نه ای بود چون تمام دادستان ها و قضات این دادگاه ها از متفقین بودند و تمام وکلا از آلمانی ها که خود سبب می شد از دسترسی به دلایل و قراین جلو گیری شود .

دادگاه نوربنرگ به گفته دکتر غلام  حیدر علامه محکمه ای نمایشی  جهت محاکمه متحدین بود ولی از جهتی که در منشور این محکمه در مورد جرایم علیه بشریت صحبت کرده حایز اهمیت است .

سایر موارد پس از جنگ جهانی دوم

پس از جنگ جهانی دوم ، نزاع های  بین المللی و منظقه ای متعددی رخ د اد.  از جمله عراق وایران وکویت ، قبرس و لبنان بنگلادش وفلسطین  که در همه آنها جرایم جنگی و جرایم علیه بشریت ارتکاب یافت ولی هیچ کدام مورد تعقیب واقع نشد مثلا در جنگ ایران عراق رییس جمهور وقت صدام حسین اقدام به بسیاری از جنایات جنگی و جرایم علیه بشریت کرد از جمله بمباران منا طق غیر نظامی ،آتش زدن چاه نفت ، بد رفتاری با اسرا که به دلیل سیاست های قدرتمندان جهان امکان محاکمه او فراهم نشد .

  محاکم یوگسلاوی ورواندا

اساسنامه این دو محکمه به ترتیب در سالهای ۱۹۹۳و۱۹۹۴ توس ط شورای امنیت سازمان ملل متحد تصویب شد در این اساسنامه ها ، اصطلاح جرایم علیه بشریت مورد اشاره قرار گرفته است و در موراد مختلفی کیفر خواستها  وحکام صادره بر این اساس تنظیم و صادر شده اند . تشکیل این دو محکمه از آن جهت که آنها محاکم طرفهای پیروز در جنگ نبوده و به مفهوم دقیقتری محکمه بین المللی محسوب  می شده اند، و حتی محکمه یو گوسلاوی در اثنای در گیری ها تشکیل شد نقطه عطفی در رسیدگی به جرایم علیه بشریت محسوب می شود و از اهمیت بیش از محاکم نورنبرگ و توکیو برخوردار است . اما در اینجا به  جا دارد که خلاصه ای از جریان این ۲ محکمه را در یک صفحه بیان دارم

 جرایم ضد بشری در اساسنامه دادگاه جزایی بین المللی یوگسلاوی و رواندا

بر اثر جرایمی که از سوی صرب ها علیه مسلمانان بوسنی و هرزگوین در سرزمین یوگسلاوی سابق رخ داد مانند: نسل کشی، کشتار جمعی، تجاوز جنسی و امثال آن، شورای امنیت سازمان ملل بر اساس فصل هفتم منشور این سازمان مداخله نمود و دادگاهی را به نام «دادگاه بین المللی برای محاکمه افراد مسؤول نقض شدید حقوق بشر دوستانه در سرزمین یوگسلاوی سابق بین سال های ۱۹۹۳ ۱۹۹۱» تأسیس کرد.

ماده ۵ اساسنامه دادگاه مزبور از جرایم ضد بشری به عنوان یکی از جرایم مشمول صلاحیت این دادگاه یاد کرد. ماده مزبور مقرر می‌دارد که:

این دادگاه صلاحیت دارد که افراد مرتکب جرایم ذیل، در خلال جنگ های مسلحانه را مورد پیگرد و محاکمه قرار دهد. چه این جنگ ها جنبه داخلی داشته باشد یا بین المللی، مهم این است که اعمال مزبور علیه جمعیتی غیر نظامی انجام شده باشد. فهرست جرایم ضد بشری در اساسنامه محکمه بین المللی یوگسلاوی چنین ذکر شده است:

الف) قتل عمد؛

ب) ریشه کن کردن؛

ج) به بردگی گرفتن؛

د) اخراج؛

ه‍‌) زندانی کردن؛

و) شکنجه؛

ز) تجاوز جنسی؛

ح) اذیت و آزار افراد بنا به دلایل سیاسی، نژادی و مذهبی؛

ط) سایر اعمال غیر انسانی.

قابل توجه آنکه از نظر بررسی تحول قانونگذاری بین المللی مشاهده می‌گردد که در اساسنامه دادگاه یاد شده جرم شکنجه نیز بر فهرست جرایم دیگر به عنوان یکی از جرایم ضد بشری افزوده گردیده است و حال آنکه در منشور لندن (دادگاه نورنبرگ) و توکیو از شکنجه یاد نشده بود.
یکسال بعد (سال ۱۹۹۴) بر اثر فجایع و نسل کشی هایی که در کشور آفریقایی رواندا رخ داد، شورای امنیت، دادگاه بین المللی دیگری را برای محاکمه افراد نقض کننده حقوق بشر دوستانه در جنگ های داخلی رواندا تأسیس کرد. این جنگ ها بین دو قبیله هوتوها و توتسی ها رخ داد و در خلال درگیری مزبور هوتوها وقیح ترین جنایات، مانند نسل کشی و تجاوز جنسی را در حق توتسی ها روا داشتند. شرح این وقایع آن قدر تکان دهنده است که قلب هر انسانی را جریحه دار می‌کند.

 

 

 

منابع وماخذ تحقیق:

کتاب ها

۱- ساک کیتی، کریانگ ،حقوق کیفری بین المللی به ترجمه دکتر حسین آقایی،چاپ دوم، انتشارات جنگل ، تهران ۱۳۸۷

۲- علامه، غلام حیدر، جنایات علیه بشریت در حقوق بین المللی، چاپ اول، انتشارات میزان، تهران ، ۱۳۸۵

۳-  فرانسیون ، ژاک ،  جنایات جنگ وجنایات علیه بشریت ، ترجمه دکتر محمد علی اردبیلی، مجله حقوق بین المللی،  شماره ۷، زمستان ۱۳۶۵

۴-وکیل، امیر ساعد، جنایات علیه بشریت در حقوق بین الملل معاصر، مجله حقوق بین المللی، پاییز و زمستان ۱۳۸۷، شماره ۳۹

سایت های اینتر نتی

www.haghgostar.com-1

www.noormags.com-2

۳-www.maghallat.blogfa.com

 
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *