گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

کمال همنشین * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

کمال همنشین
1397-01-15
21 بازدید
گزارش نسخه جدید

کمال همنشین


کمال همنشین

با وجود اینکه معنای این جمله مثبت است اما نقطه‌ی مقابل آن نیز قابل استنتاج است.

یعنی اگر امکان شبیه شدن من به فردی ارزشمند و دارای کمالات وجود دارد و ارتباط با افراد خوب در طولانی‌مدت باعث شبیه شدن به آن‌ها می‌شود، به همان میزان در مورد انسان‌های بی‌ارزش هم این مسئله وجود داشته و همنشینی با آنها تاثیری منفی بر شخصیتم خواهد گذاشت. نکته‌ای که اگر مهم‌تر از تاثیر حالت مثبت نباشد، قطعا کم‌اهمیت‌تر هم نیست.

بررسی دو حالت فوق‌الذکر

بررسی تفاوت تاثیرات دو نوع ارتباطی که در بالا به آن‌ها اشاره شد، ما را به یک نتیجه‌ی مهم می‌رساند:

در حالت اول، یعنی در صورتی که فردی که ما با او در ارتباطیم کمی بهتر از ما باشد:

فرض کنید ما دو ساعت با چنین فردی ارتباط داشته و بعد از آن مثلا او را به مدت دو یا سه روز نمی‌بینیم.

اتفاقی که در این مدت در تنهایی و در ذهن‌مان در رابطه با آن فرد می‌افتد به این صورت است:

از آنجایی که او بهتر از ماست، یعنی کمی مؤدب‌تر، مهربان‌تر و غیره، ما در تنهایی خود وقتی به زمان چند ساعته‌ای که با او بوده‌ایم فکر می‌کنیم از برخی از رفتارهای خود احساس شرمندگی کرده و دائما به این فکر می‌کنیم که چطور دفعه ی بعد که او را می بینیم رفتار بهتری داشته باشیم.

به عبارت دیگر در این مدت چند روزه ما دائما به این فکر می‌کنیم که چطور می‌توانیم به فرد بهتری تبدیل شویم و به راه‌ها و روش‌های بهتر شدن فکر می‌کنیم.

اتفاقی که در این حالت می‌افتد این است که مثلا در ارتباط بعدی با آن فرد، ده درصد از میزان رفتارهای بدمان کم می‌شود.

اگر این نوع ارتباطات در مدت طولانی ادامه داشته باشد، رفته‌رفته باعث شبیه و شبیه‌تر شدن ما به افراد ارزشمند و بهتر و بهتر شدن‌مان می‌گردد.

در حالت دوم، یعنی در صورتی که فردی که با او در ارتباطیم در سطح پایین‌تری از ما قرار داشته باشد:

در این حالت هم مثل حالت اول فرض کنید که دو ساعت با چنین فردی در ارتباط بوده و سپس برای مدت چند روز او را نمی‌بینیم.

احتمالا در طول چند ساعتی که با آن فرد در ارتباط بوده‌ایم، یک‌سری از رفتارها و خصوصیاتش باعث رنجش و ناراحتی‌مان شده، مثلا ممکن است حرف‌های نامناسبی از او شنیده باشیم یا رفتارهای ناپسندی از جانب او سر زده و ما آن رفتارها را تحمل کرده باشیم.

در این حالت در مدت چند روزی که با او ارتباط نداریم، در تنهایی خود دائما به این فکر می‌کنیم که چطور در نوبت بعدی ارتباط با آن فرد با رفتارهای نامناسبش مقابله به مثل کنیم.

معمولا گفت و گوهای درونی ما در چنین حالتی چیزهایی شبیه به این است: “می‌دونم اندفه چطور حالشو بگیرم”، “اگر اندفه فلان چیزو گفت یا فلان رفتارو کرد، این‌طوری جوابشو میدم” و چیزهایی از این قبیل.

یعنی در این حالت ما در تنهایی خود دائما به این فکر می‌کنیم که چطور انسان بدتری باشیم و طوری رفتار کنیم که در حد ارزش‌های آن فرد بی‌ارزش باشد.

اگر تعداد و مدت چنین روابطی در زندگی ما زیاد باشد، رفته رفته و در طولانی مدت تبدیل به فردی کم ارزش خواهیم شد.

یک تذکر مهم

 

برخی از افراد این‌طور استدلال می‌کنند:

درست است که من با فلان فردِ نا مناسب ارتباط دارم و گاه و بی‌گاه همدیگر را می‌بینیم، اما من خود را چندان درگیر ارتباط با او نکرده و از او تاثیر نمی‌پذیرم.

در برابر چنین استدلالی دو نکته قابل ذکر است:

۱- اگر قرار بر این است که ما در ارتباط و گفت‌وگوی با فردی از او تاثیر نپذیرفته و سعی در کنترل خودمان داشته باشیم تا شبیه او نشویم پس اصولا چه دلیلی دارد که چنین ارتباطی را حفظ کنیم؟.

اگر فرد مقابل فردی است نامناسب و کم ارزش، اصولا چه اصراری بر ارتباط با او داریم جز اینکه ما از این ارتباط لذت برده و در نتیجه در حال تاثیر پذیرفتن از او هستیم. (در حالی که می‌توانیم با مدیریت روابط‌مان، کسانی را در دایره‌ی ارتباطی خود داشته باشیم که از هر نظر نه خوب بلکه عالی و فوق‌العاده‌اند.)

۲- تاثیرپذیری ما از فرد مقابل یک مسئله‌ی خودآگاهانه نیست که بتوانیم کنترلش کنیم و به آن جهت دهیم، بلکه یک تاثیرپذیری ناخودآگاه است که به حکم مجاورت و ارتباط ما با افراد اتفاق افتاده و هر چقدر هم کم باشد بالاخره وجود دارد.

زمینه پیدایش

گِلی خوش‌بوی در حمام روزی * رسید از دست محبوبی به دستم بدو گفتم که مُشکی یا عبیری * که از بوی دلاویز تو مستم بگفتا من گِلی ناچیز بودم * ولیکن مدتی با گُل نشستم کمال هم‌نشین در من اثر کرد * وگرنه من همان خاکم که هستم(۱)

 

پیامها

انسان به طور فطری، از خلق و خوی دوست و هم‌نشین خود تأثیر می‌پذیرد.

اگر شخصی کمالات و سجایای اخلاقی داشته باشد، به یقین دوستان و هم‌نشینان نیکو نیز خواهد داشت.

کاربرد: در بیان تأثیر هم‌نشین در انسان و تشویق به انتخاب دوستان خوب به کار می‌رود.

 

ضرب المثل های هم مضمون

آلوچه به آلو نگرد، رنگ برآرد.

از بدان بد شوی ز نیکان نیک.

انگور ز انگور همی گیرد رنگ.

با بدان سر مکن که بد گردی.

با ماه نشینی، ماه شوی، با دیگ نشینی، سیاه شوی.

خوش‌بوی بود کلبه همسایه عطّار.

صحبت روشن ضمیران، کور را بینا کند.

صحبت نیکان، بدان را از بدی باز آورد.

گُل بشکفد چو همنفس صبحدم شود.

مردی گَردی، چو گِرد مردی گَردی.

مشو با ناکسان همدم که صحبت را اثر باشد.

هر چیز که در کانِ نمک رفت، نمک شود.

هر که با دیگ نشیند، بکُند جامه سیاه.(۲)

 

اشعار هم مضمون

با بدان کم نشین که دَرمانی * خوپذیر است نفس انسانی (سنایی)

با بدان یار گشت همسر لوط * خاندان نبوتش گم شد سگ اصحاف کهف روزی چند * پیِ نیکان گرفت و مردم شد (سعدی)

به عنبر فروشانِ اگر بگذری * شود جامه تو همه عنبری وگر تو شوی نزد انگِشت گر * از او جز سیاهی نیابی دگر (فردوسی)

تو اول بگو با کیان دوستی * من آنگه بگویم که تو کیستی چه بهره می‌بری از اختلاط نااهلان * به جز شراره و دود از دکان آهنگر ز نیکان نیک باشی، وز خسان خس * ز دونان دون شوی و از کسان کس (ناصر خسرو)

وای آن زنده که با مرده نشست * مرده گشت و زندگی از وی بجست(۳)

 

ریشه های قرآنی حدیثی

رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «اَلمَرءُ عَلی دینِ خَلیلِهِ وَ قَرینِهِ؛ آدمی به دینِ دوست و یار خود است».(۴)

رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «مَثَلُ الجَلیسِ الصّالِحِ مَثَلُ العَطّارِ، اِن لَم یُعطِکَ مِن عِطرِهِ اَصابَکَ مِن ریحِه، وَ مَثَلُ الجَلیسِ السُّوءِ مَثَلُ القَینِ اِن لَم یُحرِق ثَوبَکَ اَصابَکَ مِن ریحِه؛ حکایت هم‌نشین خوب، حکایت عطار است که اگر از عطرش به تو ندهد، بوی خوش آن به مشامت می‌رسد و حکایت هم‌نشین بد، مانند آهنگر است که اگر [حرارت کارگاه او] لباست را نسوزاند، بوی بد آن مشامت را می‌آزارد».(۵)

رسول خدا(صلی الله علیه وآله): «اِعتَبِروُا الصّاحِبَ بِالصّاحِبِ؛ دوست را به دوستش بسنجید و بشناسید».(۶)

امام علی(علیه السلام): «قارِن اَهلَ الخَیرِ تَکُن مِنهُم وَ بایِن اَهلَ الشَّرِّ تَبِن عَنهُم؛ قرین اهل خیر باش تا از آنان شوی و از اهل شر دوری گزین تا از آنان بر کنار باشی».(۷)

در دنیا و جامعه و محیطی که ما در آن زندگی می کنیم ، رفتار دیگران تأثیر زیادی در اخلاق و رفتار و سرنوشت ما دارد. در این محیط هم افراد درستکار با ایمان و فداکار زندگی می‌کنند، هم افراد نادان و خلاف‌کار، این بستگی به عقل و تدبیر ما دارد که با چه کسانی معاشرت و همنشینی کنیم. اگر با افراد موفق و با ایمان معاشرت کنیم از دانش و اخلاق و رفتار خوب آنان بهره می‌بریم. یا حداقل از تجربه‌های خوب آنان استفاده می‌کنیم؛ اما اگر با افراد نادان معاشرت و دوستی کردیم، اخلاق و رفتار بد آنان بر روی ما تأثیر می‌گذارد و ما را منحرف می‌کند.

بسیار دیده شده است که سرنوشت افراد خوب و بد، بر اثر معاشرتها بکلّى دگرگون شده، و مسیر زندگانى آنها تغییر یافته است. معاشرت با افراد بد، حسّ بدبینى را در انسان، تشدید مى کند و سبب مى شود که نسبت به همه کس بدبین باشد.

 

روشنى این موضوع، یعنى سرایت حسن و قبح اخلاقى از دوستان به یکدیگر سبب شده که شعرا و ادبا، نیز در اشعار خود هر کدام به نوعى درباره این مطلب دادِ سخن بدهند.

می خوانیم:

کم نشین با بدان که صحبت بد گر چه پاکى، تو را پلید کند

آفتـاب ار چـه روشــن اســت آن را پاره اى ابر ناپدید کنــد

در جاى دیگر آمده است:

با بدان کم نشین که بدمانى خو پذیر است نفس انسانى

و نیز گفته اند:

صحبت نیک را زدست مده که و مِه به شود زصحبت به

مولوی در مثنوی می‌گوید:

تا توانـی مـی گریز از یــار بد

یار بــد بدتـر بـود از مـــار بـد

مار بد تنها همی بر جان زند

یاربد بر جــان و بر ایمـان زند

سعدی نیز در این رابطه می فرماید:

گِلــى خوشبــوى در حمـام روزى

رسید از دست محبوبى به دستم

بدو گفتــم که مشکــى یا عبیـرى

کـه از بـوى دل آویـــز تـو مستـــم

بگفتـــا مـن گِلـــى ناچیـــز بـودم

ولیکــــن مدّتى با گُـل نشستــم

کمـال همنشیــن در من اثـر کـرد

وگرنه من همان خاکم که هستم

در اینجا همنشین شایسته و رفیق صالح، نظیر همنشینی گِل و شبیه شدن آن به گُل است. یعنی انسان را به کمال می‌رساند و رفیق نامناسب و ناباب، آدمی را از مسیر هدایت و کمال خارج می‌سازد.



موضوعات :
ترجمه

درباره نویسنده

admin 196 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *