مناسبات میان نهادهای مختلف

مناسبات میان نهادهای مختلف

نهاد اساسی اجتماعی بر اعتبار کارکردهایی که دارند کاملاً به یکدیگر وابسته اند هرگاه جامعه ای بخواهد به صورت موثری کارکند نهادهای بنیادی آن باید به یکدیگر به شکل کارآمد و نافذی در ارتباط باشند هم چنین باید یک توازان ظریف و ماناسبی بین نهادهای خانوادگی حکومتی دینی اقتصادی و آموزشی برقراری باشد از آنجا که نهادها کارکردها وظایف متعددی را ایفا می کنند که گاه با یکدیگر تداخل دارند برقراری توازن مذکور در یک زمان و مکان کار دشواری است هر چند اکثر نهادها ممکن است توانایی تأمین نیازهای مشابهی را داشته باشند لازم است یک نهاد بر نهادهای دیگر مسلط باشد و نفوذ موثری بر نهادها داشته باشد!

جا به جایی کارکرد نهادها:

از آنجایی که برخی از نهادها اهمیت خاصی پیدا می کنند کارکردهای نهادی از یک نهاد به نهادی دیگر جا به جا می شود. یک چنین تغییر و جابه جایی ممکن است هنگامی رخ دهد که یک یا ۲ شرط زیر فراهم شود. ۱) نهاد برآوردن یک نیاز دچار ناتوانی شود. ۲) ۲ یا چند نهاد قادر به برآوردن نیاز باشند اما یکی از آن نهادها به صراحت نشان دهد که آن نقش را به شکل بهتری ایفا می کند. جا به جایی کارکرد از یک نهاد به نهاد دیگر در بسیاری از موارد راه حل نارسایی و قصوری است که یک نهاد از خود نشان داده است!

رقابت و همکاری میان نهادهای مختلف:

بیش از این گفتیم که نهادهای اجتماعی ممکن است از نظر وظایف با یکدیگر تداخل داشته و در کارکردهایی یکسانی مشارکت داشته باشند نهادها چنان در درون جامعه در هم تنیده اند که فقط با هم کنش متقابل دارند بلکه در حقیقت به یکدیگر پیونده خورده به صورت های مختلف به هم وابسته و با هم مرتبط اند. از یک سو یک عنصر نیرومند رقابت بین نهادهای مختلف وجود دارد که ممکن است احیاناً به تضعیف یک یا چند عنصر داخلی نهاد منجر شود. این روحیه رقابت بدان دلیل وجود دارد که هر نهاد با داشتن انواع کارکردهای اساسی ممکن است با نهاد دیگر که همان کارکرد را انجام می دهد رقابت کند. هم چنین که باید یاد آور شد که ممکن است یک نهاد نفوذ موثری بر دیگر نهاد ها داشته باشد!

عام بودن و تنوع نهادها:

نیازهای اساسی مردم در هر جامعه باید به نحوی ارضا شود که از نظر فرهنگی مورد تأیید و پذیرفتن اعضای جامعه باشد. اما نهاد اصلی اجتماعی در هر جامعه صرف نظر از ابتدایی بودن یا جدید بودن آن وجود دارد یعنی این نهادها در همه ی جوامع عمومیت دارد و همگانی است با این همه تنوع چشمگیری در نحوه ی ارضا و پاسخگویی به نیازها بر مبنای این نهادها در جوامع مختلف وجود دارد الگوهای زندگی خانوادگی آیین های مذهبی روش اجتماعی کردن نظام اقتصادی و شکل حکومت بر حسب فرهنگهای مختلف تغییر می کند.

خصوصیات مشترک نهادها:

بسیاری از خصوصیات نهادها بین آن ها مشترک است عام ترین این خصوصیات را می توان در مقوله ی نهادهای فرهنگی قواعد رفتار و اصول اعتقادی خلاصه کرد.

نهادهای فرهنگی: با نشانه هایی مشخص می شود که یادآور حضور یک نهاد به شمار می رود این نهاد یا سمبل ها ممکن است عادی یا غیر عادی باشد.

قواعد رفتار: در برگیرنده مقررات رسمی و سنن غیر رسمی رفتار است که برای برخی نقش ها مناسب اند. هر چند در هر جامعه قواعد به رسمیت شناخته شده و مشترکی وجود دارد هیچ تضمینی نیست که فرد از آن قواعد سرپیچی نکند. در صورتی شخص می تواند به صورت موثرتری به نقش نهادی خود عمل کند که آن نقش را در طول فرآیند اجتماعی شدن به خوبی فراگرفته باشد.

اصول اعتقادی یا ایدئولوژی: نظری از افکار مرتبط با هم است که اعضای یک گروه به طور دسته جمعی در آن مشارکت دارند معمولاً ایدئولوژی توجیه کننده منافع خاص اجتماعی اقتصادی یا سیاسی گروه خاصر است و جهان را بر حسب دیدگاه های پذیرفته گروه تفسیر و توجیه می کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *