گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

مناسبات خشونت و تربیت * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

مناسبات خشونت و تربیت
۱۳۹۶-۰۷-۲۶
259 بازدید
گزارش نسخه جدید

مناسبات خشونت و تربیت


 

موضوع:

مناسبات خشونت و تربیت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده:

این پژوهش که با موضوع مناسبات خشونت و تربیت به نگارش درآمده است؛ به روش توصیفی و تحلیلی ابتداء موضوع تربیت مورد بررسی قرارگرفت و اینکه با خشونت و داد و فریاد و کتک نمی توان تربیت کرد و مقصود و منظور از تربیت همان رام کردن فرزند نیست. همچنین بررسی شد که خشونت در جوامع از قرنها قبل وجود داشته و این رفتار سلسله وار همچنان ادامه دارد.

در مطالعه حاضر بررسی شد که پدر و مادر باخشم و عصبانیت از نظر روحی و روانی و جسمی قادربه تربیت فرزندانی سالم نخواهند بود. در یک محیط خانوادگی خشم و خشونت به چه شکلی خود را نشان می دهد و اینکه خشم مفید هم وجود دارد که و والدین میتوانند با فرزندان گستاخ خود چگونه مدارا و نظارت نمایند، و با فرو نشاندن خشم و ابراز خشم در شرایط مقتضی از آن استفاده کنند.و مربیان باید با صبر ،حلم وبردباری و همچنین دادن الگو مناسب و به روش درونی سازی سطوح آموزش ارزش ها به متربیان را طی نمایند.

واژگان کلیدی: خشونت، تربیت، درونی سازی، ارزش ها ، نظارت اجتماعی

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

خشم یکی از نعمت های بزرگ الهی است که در اختیار انسان ها و سایر موجودات قرار داده شده است، اما متأسفانه بسیاری از افراد از این نعمت درست استفاده نمیکنند، خشم حالتی است که وقتی بر انسان رخ می دهد، حالات جسمی و روحی اش تغییر میکند، طوری که گونه و چشم ها قرمز، دست ها لرزان، فشار خون بالا و ضربان قلب تند میشود. از لحاظ روحی هم تمام خوبیها از یاد آدم می رود و انسان به حیوانی درنده تبدیل می شود.

امروزه بیشتر مردم گرفتار خشم هستند و در طول روز برای هر مسالهای صدای شان بالا می رود و به یک دیگر حمله ور می شوند و هر کدام می خواهند با خشم حرفشان را به کرسی بنشانند. که متأسفانه این امر در محیط خانواده ها هم بسیار زیاد مشاهده می شود. خشم زیاد نسبت به هم نشان دهنده فاصله بیشتر قلب هاست، چراکه گاهی افراد کمترین فاصله را نسبت به هم دارند اما فریاد پرخاشگری و خشم را نسبت به همدیگر نشان می دهند.

و این خشم گاهی اوقات حوادث خیلی بدی را به بدنبال خواهد داشت. شاید بتوان گفت اکثر قریب به اتفاق قتل های عمد و شبه عمد به دلیل خشمهای آنی بوده است. پس اگر قرار است خانواده افرادی کارآمد و سالم از نظر روحی و روانی تحویل اجتماع دهد باید جایگاه و نقش تربیت برای والدین مشخص شود.

بیان مساله

همه ما می دانیم که خانواده نهاد مقدسی است که اساس و ارکان هر جامعه ای بر آن قرار دارد. که مهمترین وظیفه اش رشد و پرورش فرزندان است. و به همین دلیل مفهوم خانواده با آرامش، گرمی، صمیمیت و رشد همراه شده است. بررسی ها نشان میدهند که خانواده نقش مهمی در پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی دارد.

در خانواده هایی که بدهنی، پرخاشگری، تنبیه و سرزنش چیزی عادی است، فرزندان آنها شاید از نظر جسمی سالم باشند اما از نظر روحی و روانی احساس خلأ و پوچی می کنند، اعتماد به نفس ندارند، بدبینی در آنها موج می زند، یا دچار بیماری افسردگی هستند و حتی می توانیم بگوییم شاید این کودکان، پدران و مادران خشن و پرخاشگر آینده باشند.

پس چرا انسان لگام عقل خود را به دست خشم بسپارد؟ چرا این اشرف مخلوقات در تربیت از مدارا و ملاطفت و نرمی استفاده نکند؟ چرا در مقابل گستاخی و پرخاشگری فرزندانمان ما عملی پرخاشگرانه تر انجام دهیم؟

در این پژوهش، سعی شده است اثرات خشم در خانه، عواملی موثر بر ایجاد خشونت موررد بررسی قرار گیرد. به امید آن که قدم کوچکی باشد جهت پیش گیری از حوادث و اتفاقات ناگوار و یا مشکلات روحی و روانی که برای فرزندانمان اتفاق می افتد.

ضرورت و اهمیت موضوع

کودک امروزی به طور معمول در خانوادهای زندگی میکند که شاید کمبود چندانی از نظر امکانات نداشته باشد، اما با والدینی روبه روست که گاهی خود هم نمی دانند چه باید بکنند. یا چه رفتاری درست است. ما براین هستیم تا با تربیتمان فرزندانی مستقل و خودکفا و از نظر روحی و روانی سالم به بار آوریم. و قطعاً این نتایج با خشونت و پرخاشگری به بار نمی نشیند.

در سالهای اخیر تغییرات عمده ای در روند زندگی انسانها به وجود آمده است، رشد و پیشرفت تکنولوژی، تحولات زیاد فرهنگی و اجتماعی، افزایش جمعیت، جنگ و درگیری، افزایش بیماریهای مختلف، استرس، افسردگی و افزایش خشونت، از عواملی هستند که ممکن است زندگی هر فردی را تهدید کند.

در این شرایط کودکان به خاطر ویژگی های خاص خود، در معرض آسیب پذیری بیشتر قرار دارند. بنابراین تصمیم گرفتم تا با بررسی و تحقیق بفهمم که آیا واقعاً با خشونت و سختگیری می توان فرزندان خوبی تربیت کرد.

و آیا خشم و خشونت در خانواده میتواند اثرات سویی داشته باشد؟ و اگر در خانواده ای این خشم و خشونت وجود دارد چگونه باید از آنها جلوگیری کرد؟ قطعاً در گذشته کسان دیگری هم بدنبال تحقیق و تفحص درباره این موضوع بوده اند و مطالعات زیادی انجام داده اند. اما ما سعی کرده ایم در این پژوهش از منابع و تحقیقات مختلف استفاده کنیم.

روش تحقیق در این پژوهش از روش توصیفی یا همان کتابخانه ای استفاده شده است. بنابراین سعی شده تا برای تأیید نظرات وادعای خود از احادیث و روایت مختلف در این زمینه استفاده شود. و همچنین از کتابهای مختلفی هم استفاده و براساس مطالعه ی کتابخانه ای و اسنادی پژوش انجام گردد و از تکنیک تحلیل محتوی برای بدست آوردن جمع بندی و نتایج استفاده شده است.

 

 

 

.

 

تعریف مفاهیم و اصطلاحات

خشونت، از نظر لغوی خشونت یعنی درشتی، زبری، ناهمواری و همچنین به معنی تنخویی و درشتخویی آماده است. (معین، ۱۳۷۶ : ۱۴۲۵)

خشم: از نظر لغوی یعنی غضب، قهر، غیظ (همان منبع : ۱۴۲۴).

تربیت: یعنی پروردن، پروراندن و همچنین به معنی آداب و اخلاق را به کسی آموختن و پرورش نیز می باشد. (همان : ۱۰۶۳)

تربیت چیست؟

بحث از تربیت و شخصیت آدمی از مباحث اساسی همه مکاتب و شاخه های علوم انسانی است. واژه تربیت گاه به معضلی بسیار گسترده ای به کار رفته است و بر مجموعه تأثیراتی دلالت دارد که طبیعت یا آدمیان دیگر می توانند بر عقل و اراده ما داشته باشند «استورات میل» می گوید: «تربیت هر آنچه را که ما انجام می دهیم یا دیگران برای ما انجام می دهند تا ما را به کمال طبیعتمان نزدیک کنند شامل می شود.» (دورکیم، ۱۳۷۶ :۴۰).

هزاراسان سال، هزاران دانشمند و صدها دین و آیین در باب تربیت سخن گفته اند و اینکه چگونه تربیتی، تربیت خوب است و کدام متربی خوب و کدام بد تربیت شده است.

آیا اگر کودک به خوبی از دستورات بزرگسال اطاعت کند تربیت خوب رخ داده است؟ آیا اگر به یک ردیف آداب و اعمال خوب عادت کرده باشد خوب تربیت شده است؟ آیا اگر همانگونه که می پسندیم رفتار کند خوب تربیت شده است؟

شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام صفحه ۵۷ و ۵۸ می گوید: «ترس و تهدید و ارعاب، در انسان ها عامل تربیت نیست (تربیت به همان معنی پرورش) یعنی استعدادهای هیچ انسانی را از راه ترساندن، زدن، ارعاب و تهدید نمی شود پرورش داد. همان طور که یک غتچه گل را نمی شود به زور صورت گل در آورد، مثلاً یک غنچه را بکشم تا گل بشود. یا نهالی را که به زمین کرده ایم و می خواهد رشد بکند، با دست خودمان بگیریم به زور بکشیم تا رشد بکند. فقط از «راه طبیعی» که احتیاج دارد به قوه زمین، خاک، آب و هوا، نور و حرارت (رشد می کند) همانهایی را که احتیاج دارد باید به او بدهیم، خیلی هم با لطافت و نرمش و ملایمت- یعنی «از راه خودش»- تا رشد بکند».

دستورات و احادیث برگرفته از امامان و پیامبر عزیزمان هم این چنین بر می آید که باید با فرزندان با مدارا و مهربانی برخورد کرد تا آنها هم انسانی مهربان و با گذشت تربیت شوند. چون انسانها هرگز با خشونت تربیت نمی شوند. حضرت علی (ع) می فرمایند: «با خشم نمی توان ادب کرد.» (حسینی، ۱۳۷۹ :۲۰۰)

تربیت رام کردن نیست!

شاید به گمان بعضی از پدران و مادران و حتی مربیان، تربیت خوب، تربیتی است که به اطاعت پذیری و رام شدن متربی بیانجامد.متابعت پایین ترین سطح یادگیری ارزش هاست. سطح دوم همانند سازی است و سطح سوم درونی ساختن ارزش ها در فرگیران میباشد. که بالاترین سطح و وجدان ساختن امور می باشد. از نظر آنها هر چه کودک رام تر و مطیع تر گردد تربیت یافتگی او بیشتر و مستحکم تر می شود. که شاید بعضی وقتها خود ما هم با حسرت اظهار کرده ایم: خوشا به حال پدر و مادر این بچه ها که چنین فرزندان مطیع و تربیت شده ای دارند! این کودکان ابزار انسانی برای تحقق خواسته های والدین محسوب می شوند که از نظر حقوق کودک نوعی ظلم و یا نوعی سوء استفاده و استثمار روانی و عاطفی از کودکان به شمار می رود.

انسانی که به دیگری وابسته شد و «رام» دیگری گردید نمی تواند هویت خویش را شکل دهد. و کسی که به هویت خویش دست نیابد تربیت در او تعطیل شده است.

البته همه اینها بدین منظور نیست که اطاعت، فرمان بری، مطیع بودن، تابع مقررات بودن را نادیده بگیریم. اما ما خواهان «اطاعت متبوع» هستیم نه «اطاعت منفور». (کریمی، ۱۳۸۱: ۱۹۰).

چون «اطاعت منفور» خود ایجاد خشم و خشونت و پرخاشگری در طرف مقابل می کند. ایجاد کینه و انتقام می کند. بعضی از پدران و مادران با کتک و داد و فریاد می خواهند بچه هایشان را تربیت کنند و هرچه آنها گفته اند انجام شود. این ترتیب، ترتیب درستی نیست و این نوع ترتیب خود باعث می شود تا بعضی از کودکان پرخاشگر و خشن شوند.

عبدالعظیم کریمی در کتاب تربیت طربناک صفحه ۴۰ در این باره میگوید:« «تربیتی اصیل و پایدار است که خود جوش، ارتجاعی و درون زا باشد و از هر گونه اجبار و اکراه عاری باشد. به ویژه در تربیت اخلاقی که باید فضایل معنوی در افراد از جان و دل و نه از روی تظاهر و ریا و به خاطر کسب پاداش و اجتناب از تنبیه سر بزند. هر گونه تحکّم آدمی، آدمی را از صداقت و خلوص در رفتار اخلاقی باز می دارد».

پس بدانیم برای اینکه محبوب دیگران باشیم باید محبّ بود و برای دوست داشتنی شدن باید دوستدار دیگران باشیم و این با خشونت و پرخاشگری میانه ای ندارد.

خشم چیست؟ و آبا خشونت مفید وجود دارد؟

قوه غضب از نیازهای حیاطی وجود انسان است، بدون غضب انسان نمی تواند هیچ خطری را از وجود خود دفع کند، با هیچ دشمنی مبارزه نمی کند، از هیچ مهلکه فرار نمی کند. بنابراین ریشه کن کردن آن از وجود آدم نه ممکن است و نه لازم. تنها وظیفه ای که داریم این است که به فرمان عقل گردن نهد و بیهوده آتش افروزی نکند، یعنی تحت هدایت عقل و شرع آن طور که شعله غضب لازم است بروز کند و در هر جا حلم لازم است خاموش باشد.

به همین دلیل خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و الکاظمینَ الغَیظ»؛ آنان که خشم را فرو می برند در حالی که اگر نداشتن خشم پسندیده بود، باید می فرمود: «والغایدینَ الغیط»؛ آنان که هیچ خشمی ندارد. (محمدی، ۱۳۸۹ :۲۲)

پس خشم یک نیاز طبیعی در بدن ماست اما باید درست از این خشم و غضب استفاده کنیم، حتی برای تربیت فرزندانمان، چون اگر درست استفاده نشود دوستان و آشنایان و حتی فرزندانمان و یا بهتر بگویم نزدیکترین کسان ما از ما دوری می گزینند و آتش خشم و کینه در آنها شعله ور می شود. امام صادق (ع) به عبدالله جندب فرمود: نه بد اخلاف و تند خو باشد که مردم به ملاقاتت بی رغبت باشند و از تو دوری گزینند و نه پست و فرومایه باش که آشنا یانت تو را با دیدۀ تحقیر بنگرند. (پیام آزادی ۱۳۶۱ :۳۴)

همچنین در همین کتاب در صفحه ۱۴۶ دوباره از امام صادق(ع) روایت شده است که فرموده اند: اگر می خواهی در جامعه مورد تکریم و احترام باشی با مردم به مدارا و نرمی برخورد کن، و اگر می خواهی با تحقیر و اهانت مردم مواجه شوی روش تندی و خشونت در پیش گیر.

تأثیر خشم در خانه:

خشم و تندخویی اولین چیزی است که محبّت را از خانه برده و شیشه عمر محبّت را می شکند. اختلاف، خشم و پرخاشگری موجب از بین رفتن انس و الفت در خانواده می شود. چنانچه مرد تندخو باشد، همان فریاد اولی ریشۀ زندگی را متزلزل می سازد، به طوری که اگر خشم و تندخویی از دو طرف باشد، کم کم کانون گرم خانواده از هم پاشیده می شود و در خانواده از هم پاشیده غالباً تربیت خوب، صورت نخواهد گرفت.

خشونت و تنبیه در خانواده گاهی تبلور ترس و دلهره است، زیرا فرزندانی که از کودکی فقط آموخته اند که به همه درخواست های موجود پاسخ «آری» بدهند و اگر «نه» بگویند در معرض خشم پدر و مادر قرار می گیرند، در بزرگسالی احتمال آن که هرگاه «نه» می شنوند، از ابزار خشونت استفاده کنند بیشتر است. همان گونه که فرزندان خانواده های پدرسالار، غالباً یا خشونت گرا هستند یا از افسردگی رنج می برند.

وقتی احترام به خود را یاد نگرفته ایم و از کودکی با احساس تحقیر زندگی کرده ایم، به طور طبیعی به دیگران نیز احترام نمی گذاریم و این بی احترامی را بر فردی که از خودمان ضعیف تر است مثل همسر یا کودکمان اعمال می کنیم. (محمدی، ۱۳۸۹: ۶۸ – ۶۷).

نحوۀ بروز خشم، اغلب از افرادی همچون پدر، مادر، خواهر، برادر و دوستان آموخته می شود. اگر کودکان در محیطی پرورش یابند که در آن شاهد خشونت باشند، آن ها نیز خشم را از افراد محیط یاد می گیرند و هرچه بیشتر در معرض خشونت قرار گیرند، احتمال پذیرش آن به عنوان روش مناسب بیشتر است. بروز خشم در کودکی بیشتر از ترس است، اما در بزرگسالی یکسری عوامل دیگر دخیل می باشد. میان ترس و خشم رابطه نزدیکی هست، کودکان ا زفرمان و تعیین وظیفه، بدشان می آید، انتقاد و تنبیه، احساساتشان را زود جریحه دار می کند و خشمگین می شوند.

نباید نقاط ضعف فرزندان را به زبان آورد و روی ناکامی ها و اشتباهات آنها بیشتر از نقاط قوت توجه کرد، چون این نوع برخورد هم خشونت است.

با فرزندان بگو مگو نکنیم و سعی کنیم الگوی مناسبی برای آنها باشیم. اگر فرزندانمان دچار عصبانیت و رفتار پرخاشگرانه شدید شوند باید قبل از وقوع، از این اعمال جلوگیری کنیم. (همان ، ۱۳۸۹ :۸۴).

کودکی که پدر و مادر عصبانی دارد و می بیند که آنها همیشه در حال جدال با یکدیگر یا با اویند و داد و فریاد می کنند یا فحش و ناسزا می گویند و یا حتی بدتر از آن ها کتک کاری می کنند. همسرش را کتک می زند، در نتیجه امکان غفلت یا اذیّت کودک توسط همسر این مرد فراهم می شود. (رفیعی فر و دیگران، ۱۳۸۹ :۵۷۴)

مشاهده خشونت توسط کودکان را می توان تجربه خشونت خانگی دانست. کودکان خردسال بخصوص هنگامی که ناظر تکرار خشونت از جانب شخصی باشند که رابطه بسیار نزدیکی با او دارند، بیشتر از آسیب های استرس بعد از حادثه رنج می برند.

کودکان ناظر خشونت مشکلات روانی و رفتاری ویژه ای را تجربه می کنند که توان فعالیت در مدرسه، خانه و جامعه را از آن ها می گیرد و ابراز شخصیت آنان را تحت تأثیر قرار می هد. امکان بروز شخصیت های تهاجمی در چنین کودکانی بیشتر است. به این شکل دایره خشونت از نسلی به نسل دیگر شکل می گیرد.

همانطوری که در مجله پیشگیری نوین ویژه والدین آمده است که در فضای خانواده است که کودکان درباره ارزش ها و سنت ها چیزهایی یاد می گیرند و می کوشند خود را با معیارهایی که پدر و مادر تعیین می کنند، سازگار سازند. کودکان همچنین با مشاهدۀ نحوه تعامل خانواده شان، چگونگی رابطه با دیگران را یاد می گیرند و با دقت در الگوی نقش جنسیتی که والدینشان بر می گزینند، این الگوها را می آموزند.

آلفرد آدلر معتقد بود که خانواده تأثیر مهمی بر شخصیت فرد دارد. پس میزان سلامت جسمانی و روانی کودک به ارتباطی بستگی دارد که خانواده باوی دارد و اینکه تا چه حد تلاش می کند، نیازهای او را بر آورده سازد. (شهلا: ۱۳:۱۳۹۳).

با گستاخی فرزندان چگونه مواجه شویم؟:

وقتی فرزندمان نسبت به ما گستاخ و گردن کش می شود چه باید بکنیم؟ خوب منطقاً چند راه بیشتر وجود ندراد: تهاجم متقابل، بی اعتنایی و صحبت کردن راجع به مسئله. متأسفانه رایج ترین کاری که اکثر والدین انجام می دهند، تهاجم متقابل است. در واقع آن ها هم نمی توانند جلوی بروز تکانه خشم و عصبانیت خود را بگیرند و این بدترین روش ممکن است و البته دارای عواقب و پیامدهای جدی و خطرناک است. در مقابل گستاخی نوجوانان، باید در شرایطی که هر دو طرف آرام هستند و تنش کاهش یافته، کودک همه ی اینها را می آموزد و علاوه بر آن بیماریهای چون اضطراب، افسردگی، نداشتن اعتماد به نفس، بدبینی و اختلالات روحی و روانی و رفتاری دیگر را باید اضافه کرد.

پس بدانیم اگر کودکمان عصبانی شد ما عصبانی نشویم و با او جدال نکنیم، در موقع عصبانیت کودک را تنبیه نکنیم، زیرا تنبیه در این حالت مانند ریختن نفت روی آتش است و آن را شعله ور می کند.

از «لئوبوسکالیا» در کتاب گفتار بزرگان صفحه ۱۲۴ نقل شده است. «خشم اگر سرکوب گردد همیشه با وضع وخیم تری باقی می ماند و به صورت فاجعه بروز می کنند.

والدین و مربیانی که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی می شوند و به صورت پرخاشگرانه او را تنبیه می کنند، در تشدید رفتار در او مؤثرند. در چنین مواقعی، تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است. (اکبری، ۱۳۸۱ : ۱۹۸).

در یکی از تحقیقات مشخص شده است که در خانواده های خشن، میزان نارضایتی نوجوانان بیشتر است و خانواده های عاری از خشونت بیش از خانواده های دچار خشونت می توانند مشکلات خانوادگی را به صورت موفقیت آمیز حل کنند.

از نکات قابل تأمل در فرهنگ اجتماعی ما، اعمال خشونت وتنبیه بدنی کودکان توسط مادران است که خود سبب ادامه دور باطل خشونت گشته و بدین ترتیب خشونت از نسلی به نسل دیگر ادامه می یابد. حداقل پیامدهای ناشی از خشونت خانگی، فقدان امکان برقراری روابط اجتماعی، فرار از منزل، خودکشی، عدم توانایی شرکت و اظهار نظر در گروه و جمع و داشتن تصور منفی از خود، انزوای اجتماعی، ترس و اضطراب، فقدان استقلال، ممانعت از بروز استعداد و توانایی های بالقوه قربانیان و مهم تر از همه تداوم خشونت است. (رفیعی فر و دیگران، ۱۳۸۹ : ۵۳ – ۵۲).

آبشار و دایره خشونت:

در هر یک از گروه های انسانی خشونت به صورت آبشاری از قوی تر به ضعیف تر وضعیت ترین در جریان است. برای مثال مردی که زیر فشار زندگی خرد شده است، گفت و گو مؤثر و ثمر بخش را انجام دهند. وقتی احساس تهدید نباشد، تهاجمی هم در کار نیست پس باید از تکنیک گوش دادن مؤثر و گفت و گوی همدلانه بهره بگیرید تا دریابید که در ماورای کنایه های نوجوانتان، واقعاً چه حسی نهفته است. (سعدی پور،۱۳۸۷: ۱۳)

والدین پرمشغله و گرفتار، زمانی که وقتی را با فرزندانشان سپری می کنند، می خواهند تمام آن چه را که در زند گی آن ها می گذرد، یک جا بشنوند، اما شاید آنان در آن لحظه تمایلی به صحبت کردن نداشته باشند. اگر تصادفاً هوس کردید تا یک طغیان یا درگیری لفظی را به انفجار مهیبی تبدیل کنید، موارد زیر را امتحان کنید!

گوش ندهید، به مجادله ادامه دهید، هر طور شده حرف آخر را بزنید و زمانی که طرف مقابل خشمگین و کاسۀ صبرش لبریز شده با سد کردن راه گریز یا تخلیه هیجان، سعی کنید او را کنترل کنید. پس باید بدانید که صبر در مواقع بروز خشم و عصبانیت یک نیروی قوی و خارق العاده است. صبر ریشه در اندیشه و تأمل دارد. یعنی انسان هرچه فکورتر و ارزشمندتر باشد به تبع آن صبورتر است. (بردستانی،۱۳۸۹ :۲۳).

پس ما باید همیشه مواظب اعمال و رفتارمان باشیم تا عواقبی سوء بر روح و روان فرزندانمان باقی نگذارد. همانگونه که پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرموده است: « از رحمت و فیض الهی بی نصیب باد آن پدر و مادری که بر اثر سوء رفتار و گفتار خود، باعث انحراف فرزند خویش شوند و او را به ایذإ و عصیانشان وادار سازند. (آزادی، ۱۳۶۱: ۹).

پس کسی که گفتار مؤدبانه داشته باشد، دیگران نیز با او مؤدبانه سخن خواهند گفت. و گرنه «کلوخ انداز را پادش، سنگ است».

پس بدانیم که ادب، ادب می آورد و توهین و فحش، بد زبانی و اهانت متقابل را در پی دارد. و باز همه شما می دانید که از رموز موفقیت حضرت رسول (ص) در دعوت و رسالتش، اخلاق نیکو و برخورد شایسته و جذّاب با مردم بود. پیامبر اکرم (ص) با اکسیر حُسن خلق دلها را جذب کرد، دشمنان را دوست ساخت، کینه ها را به مهربانی مبدّل کرد، دلها را با دلها و دستها را با دستها پیوند داد. پس به تعبیر دیگر محبت خود را به دیگران ببخشیم و در برخوردها صبور و شکیبا باشیم، خشم خود را فرو خورده، خویشتن داری کنیم و از خشونت و عصبانیت و بد زبانی و تحقیر و توهین دور باشیم و حسن خلق داشته باشیم.

دلایل بروز خشم در انسان:

۱- ناکامی: ممکن است فرد در رسیدن به هدف یا به دست آوردن نتیجه ای با مانعی روبرو شود و بعد دچار احساس ناکامی کند و در نتیجه با خشونت رفتار نماید.

۲- الگو برداری: مشاهده مستقیم رفتار خشونت آمیز در اطرافیان، به ویژه والدین، یا دیدن فیلم و بازیهای کامپیوتری خشن و تکرار همان اعمال.

۳- حفظ موقعیت: فرد احساس می کند موقعیتش در معرض خطر یا در حال تزلزل است و لذا به خشونت متوسل می شود.

۴- احساس حقارت: ممکن است بعضی افراد برای جبران احساس حقارت خود، خشونت نشان دهند.

۵- کمبود محبت: فرزندی که احساس کمبود محبت می کند، برای جلب توجه والدین ممکن است دست به رفتارهای خشونت آمیز بزند.

۶- اختلافات خانوادگی: خانواده هایی که اختلاف خانوادگی دارند با این کار، امنیت روانی خانواده را کاهش می دهند و اعضاء رفتار خشونت آمیز بیشتری به هم نشان می دهند.

۷- احساس توهین: وقتی کسی احساس می کند به او توهین شده است، خشمگین می شود، چون فکر می کند به شخصیت و هویتش توهین شده است. (دوستدار و صمدی، ۱۳۸۵: ۶۶).

تکنیک های لازم برای کنترل خشم در محیط خانواده:

۱- صمیمیت: صمیمیت در خانواده امری لازم و ضروری است زیرا سهم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد. صمیمیت هنگامی افزایش می یابد که افراد خانواده در امور زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند.

۲- تأمل و سکوت: یکی از بهترین راه های کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک د یگری بپردازد. بهترین شگرد در این زمان سکوت است تا آن فرد هم آرامش پیدا کند. سپس در یک فرصت مناسب با هم به بحث و بررسی برسند.

همچنان که «رنو» در کتاب گفتار بزرگان گفته است:«بسیار اراده می خواهد تا فردی در هنگام خشم، بتواند سکوت کند و اختیار از کف ندهد.»

۳- تخلیه: یعنی اینکه به طور مستقیم جواب خشونت را ندهیم. تحقیقات نشان داده که پرخاشگری ملاکی و حتی فیزیکی علاوه بر اینکه خشم را کاهش نمی دهد باعث افزایش آن نیز می شود. (اکبری، ۱۳۸۱ :۲۰۳)

در کتاب گفتار بزرگان، لئو بو سکالیا در این باره گفته است: «هرگاه شراره های خشم در درونتان جرقه می زند و رگ های گردنتان سیخ می شود، تردید نکنید که به سوی باتلاق زمین گیر کننده گام بر می دارید.

پس قبل از رویارویی با چیزی که شما را عصبانی می کند، خود را مقابل آن تصور کنید تا خشم به سراغ شما بیاید و بعد از آن، خشم خود را با کارهایی مثل فریاد زدن در تنهایی مشت زدن بر دیوار یا کیسه بوکس و غیره … تخلیه کنید.

۴- از محل خشم دور شوید: یکی از راه های بسیار خوب در هنگام خشم این است که ا زمحل یا کسیکه شما را خشمگین کرده است دور شوید، چون خشم یک حالت جنون آنی است و بعد از چند دقیقه انسان به حالت عادی بر می گردد و شاید هم از کردۀ خودش پشیمان شود.

امام محمد باقر (ع) فرموده اند: پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) عادتش این بود که هرگاه خشمگین می شد، مجلس را ترک می کرد. (محمدی، ۱۳۸۹ : ۱۷۵).

۵- تنبیه: در طول تاریخ یکی از وسایل اجتماعلی برای کم کردن میزان خشونت تنبیه بوده است که توسط آن جلوی تجاوز، خشونت و دیگر رفتارهای پرخاشگرانه ی فرزندان را می گرفتند. ولی در حال حاضر علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت را می گیرد و برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن می شود. در حال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شده است. (اکبری، ۱۳۸۱ :۲۰۳).

۶- صحبت کردن در مورد مشکل: بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن است که البته این گفت و گو باید زمانی باشد که طرفین به آرامش رسیده باشند.

۷- تغییر حالت دهید: یکی از راه های مهم برای خاموش شدن آتش خشم، تغییر حالت است و باید از حالتی که در آن قرار گرفته اید خود را خارج کنید. اگر ایستاده اید بنشنید، اگر نشسته اید بایستید، اگر در اتاقید بیرون بروید و…

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: اگر یکی از شما دچار خشم شدید شده اگر ایستاده است بنشیند، اگر نشسته است بخوابد و اگر خشمش فرو ننشست با آب سرد وضو بگیرد یا خود را با آن بشوید. (فیض کشانی، ۱۳۷۰ :۱۷۵)

محدودیت های تحقیق:

محدودیت هایی که در پژوهش فوق بوده است. بدلیل شاغل بودن و مادر ۳ فرزند بودن، وقت لازم را برای انجام تحقیق و بررسی نداشتم. نبودن منابع خوب در کتابخانه ها و کمبود منابع در زمینه مورد پژوهش و همچنین نبودن وقت برای رفتن به کتابخانه و محدودیت دیگر این پژوهش محدود بودن زمان ارائه پژوهش به واحد مربوطه بوده است.

بحث و نتیجه گیری :

حقیقت این است که نفوذ در حریم تربیتی دشوار است و مسائل تربیتی را باید در خود خانواده و در عمل جستجو و علاج کرده قطعاً نمی توان دخالت مستقیم داشت امّا می توان با دادن اطلاعات و آگاهی به والدین از اثرات سوء رفتارهای منجر به خشونت و پرخاشگری جلوگیری کرد.

در پژوهش بعمل آمده نتایج زیر بدست آمد:

۱- تربیت به معنی رام کردن فرزند نیست تا هر چیزی که ما گفتیم او بگوید چشم.

۲- با ترس، تهدید، خشونت و پرخاشگری کسی تربیت نمی شود بلکه به یکسری بیماری و مشکلات روحی و روانی دچار می گردد.

۳- تربیت باید از راه خودش که همان لطافت و نرمش و ملایمت است انجام پذیرد.

۴- خشونت یک نیاز طبیعی در وجودمان است اما باید از آن درست و بجا استفاده کرد که اگر غیر این باشد همه از ما فرار خواهند کرد چون هیچ کس آدم عصبانی، پرخاشگر و خشن را دوست ندارد.

۵- خشونت و پرخاشگری در خانواده تبلور ترس و دلهره است و کودکان از والدین خود تا حد مرگ خواهند ترسید.

۶- با فرزندان هنگامیکه عصبانی هستند داد و فریاد نکنید و فحش و ناسزا نگویید چون این کار عصبانیت ها را بیشتر کرده و ممکن است عواقب خیلی بدتری داشته باشد. پس در مقابل گستاخی آنها سکوت کرده و زمانیکه هر دو طرفه به آرامش رسیدند گفت و گو نمایند.

۷- عمل خشونت به صورت دایره وار بین ما انسانها از سالهای خیلی دور تاکنون از نسلی به نسل دیگر ادامه دارد.

۸- خشونتها می تواند در اثر ناکامیها، الگوبرداری غلط یعنی مشاهده مستقیم رفتار خشونت آمیز یا احساس حقارت که از زمانهای دور یا نزدیک در ذهن مانده و یا کمبود محبت و یا برای جلب محبت و توجه دیگران و یا اختلافات خانوادگی و غیره باشد.

پیشنهادها:

۱- آموزش و آگاهی دادن به والدین در خصوص اثرات سوء خشونت روی فرزندا ن ، ارتقای مهارت های زندگی و اجتماعی والدین.

۲- گذاشتن کلاس و کارگاه های آموزشی و تهیه بروشورهای آموزشی برای خانواده ها از طرف مدارس

۳- پخش برنامه های آموزشی از طریقه رسانه ملی صدا و سیما

۴- چاپ مقالات و مطالب مختلف در خصوص خشونت و عوامل آن و اثرات سوء آن روی فرزندان در مجلات و روزنامه ها

۵- ساختن فیلمهای مختلف در این زمینه و اثرات سوء خشم و نشان دادن آن به خانواده ها.

۶- پرهیز از عکس العملهای فوری و واکنش نشان دادن در زمانیکه عصبانی هستیم.

۷- ظرفیت انتقاد پذیری را بالا برده و فضای نقد و نقد در جامعه گسترش دهیم.

۸- مهارتهای ارتباطی را آموخته و سعی کنیم درست رفتار کنیم.

۹- تولید بازیهای کامپیوتری که باعث کاهش پرخاشگری کودکان شود .

۱۰- از محیطی که در آن عصبانیت و پرخاشگری است باید دور شد یا در واقع ترک موقعیت کرد تا عصبانیت فروکش کند.

۱۱- سعی کنیم اشتباهات دیگران را ببخشیم.

۱۲- از طنز و شوخ طبعی استفاده کنیم.

۱۳- نفس عمیق بکشیم و آب خنک بنوشیم یا تمرینات یوگا و مدیتیشن انجام دهیم.

۱۴-بیشترو بیشتر مطالعه کنیم.

۱۵- دنیای نوجوانی و جوانی رابیشتر بشناسیم.

 

 

 

 

 

 

منابع:

۱- سعدی پور، اسماعیل(۱۳۸۷) پیوند؛« با گستاخی نوجوانان چگونه مواجه شویم؟»،تهران ، مجله پیوند،آبان، شماره ۳۴۹٫

۲-دورکیم ،امیل(۱۳۷۶ ) مترجم:کاردان، محمد علی، تربیت و جامعه شناسی ، انتشارات دانشگاه تهران.

۳- کریمی ، عبدالعظیم(۱۳۸۱) تربیت چه چیز نیست ،
موسسه فرهنگی منادی تربیت.

۴- شهید مطهری ( ۱۳۶۸) تعلیم وتربیت در اسلام ، انتشارات صدرا .

۵- کریمی، عبدالعظیم (۱۳۸۰) تربیت طربناک ذهن انگیز و دل انگیز ، موسسه فرهگی منادی تربیت .

۶- حسینی، ابوالقاسم (۱۳۷۹) حدیث رویش ، موسسه منادی تربیت.

۷- حدیث تربیت از سخنان چهارده معصوم ، (۱۳۶۱) پیام ازادی .

۸- محمدی، نورمراد ، (۱۳۸۹) خشم ، موسسه بوستان کتاب .

۹- رفیعی فر و دیگران، شهرام (۱۳۸۹)راهنمای زندگی عاری از خطر برای نوجوانان ،انتشارات مهر راوش .

۱۰- رفیعی فر و دیگران، شهرام (۱۳۸۹) زندگی عاری از خطر آسیبهای عمدی و غیر عمدی ، انتشارات مهر راوش .

۱۱- رحمت نژاد واقعی، حسین (۱۳۹۰) گفتار بزرگان ، نشر عارف کامل .

۱۲- اکبری، ابوالقاسم (۱۳۸۱) مشکلات نوجوانی و جوانی ، نشر ساوالان.

۱۳- بردستانی،رضا (۱۳۸۹) شاد کامی وموفقیت « صبر» تهران،مجله شادکامی و موفقیت،آبان،شماره۸۱ .

۱۴- شهلا، رضا (۱۳۹۳) پیشگیری نوین« خانواده سالم» مجله پیشگیری نو ین ، شماره۱٫

۱۵- مهارت های زندگی و فرزند پروری، (۱۳۹۱) معاونت بهداشتی دانشگاه پزشکی بابل.

۱۶- دوستدار طوسی و صمدی،علی و افتخارالسادات ، ، ۱۳۸۵،نشر محامد.

۱۷- فیض کاشانی، محسن ، (۱۳۷۰)المحجت البیضا ،جامعه مدرسین قم .


 



موضوعات :
ترجمه
ads

درباره نویسنده

admin 162 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *