گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران را چگونه تمرین کنیم؟ * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران را چگونه تمرین کنیم؟
1397-01-26
14 بازدید
گزارش نسخه جدید

در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران را چگونه تمرین کنیم؟


 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقاله پرسش مهر ۱۳۹۷-۱۳۹۶

موضوع :

در محیط مدرسه تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران را چگونه تمرین کنیم؟

 

 

 

 

فهرست مطالب

چکیده    ۳

کلیدواژه :    ۳

مقدمه    ۴

بیان مسئله    ۵

چرا دانش‌آموزان برای معلمان خود احترام قائل نیستند؟    ۶

۱٫ ارزش‌ها در جامعه کمرنگ شده‌اند:‌    ۶

۲٫ تعلیم، شغل معلمان قلمداد شده است:‌    ۷

۳٫ نظام آموزشی در برخورد با بی‌احترامی جدی نبوده است:    ۷

۴٫ خانواده‌ها در آموزش ارزش‌ها کم‌کاری می‌کنند:    ۸

۵٫ تغییرات جهانی، فرهنگ‌های بومی را تهدید و تحقیر می‌کند:    ۹

۶٫ امروزه معلمان تنها منبع برای کسب دانش نیستند:    ۹

۷٫ فرهنگ‌های دیگر بر ما تأثیر گذاشته است:    ۱۰

۸٫ بین نهادهای مختلف تربیتی همخوانی وجود ندارد:    ۱۰

۹٫ ارزش‌ها در مدرسه آموزش داده نمی‌شوند:    ۱۱

۱۰٫ شأن و جایگاه معلمی برای دانش‌اموزان تبیین نشده است:    ۱۳

روش های تقویت تحمل و احترام به عقاید دیگران    ۱۴

فروتنی و تواضع    ۱۴

پذیرش    ۱۴

یاد بگیرید با عواطف و احساسات خود نجنگید    ۱۶

بحث و بررسی    ۱۸

نتیجه گیری    ۲۳

پیشنهادات :    ۲۴

منابع و ماخذ    ۲۴

 

 

چکیده

انسان ها مجموعه ای از باورها، افکار، احساسات و رفتار هستند و این فکر ما است که احساس و رفتار ما را شکل می دهد و افرادی که فکر باز و انعطاف پذیری کافی در باورها و نگرش خود نداشته باشند و نتوانند به خود شناسی و انسان شناسی صحیح دست یابد، نمی توانتد در برابر عقاید دیگران همزیستی مسالمت آمیز فکری داشته باشند.

اهمیت تعامل و پذیرش افکار دیگران در مدرسه در جامعه امروزی بیش از پیش مشهود است .واقعیت امر این است که گاه مبحث آموزش بیش از پرورش در مدارس مورد توجه قرار می‌گیرد و آنچه مسلم است معلمان ماموریت آموزشی خود را بیش از پرورش مدنظر قرار داده اند و این امر تا حدود زیادی به ساختارها بازمی گردد، اما در واقع معلمان باید دانش آموزان را با اعتماد به نفس، قوی و کارآمد تربیت و هدایت کنند لذا توجه به مسئله پرورش فرزندان در کنار مباحث آموزشی از اهمیت بالایی برخوردار است.

به نظر می رسد که با توجه به موضوع پرسش مهر ۹۷-۱۳۹۶ باید در مدارس برنامه ریزی لازم برای افزایش مهارت های زندگی بیش از درس و نمره مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که مسئله نحوه برخورد با زندگی و آدم های پیرامون موضوعی محوری است و اگر این مبحث در راس اهداف قرار بگیرد آنگاه می توان گفت هم آموزش و پرورش و هم معلم به معنای واقعی کلمه در راستای رسالت خود حرکت می کنند. ولی این نکته را هم باید ذکر کرد که علیرغم تمامی این مسائل باز هم معلمان توانسته اند دانش آموزان را در حد خوب و قابل قبولی تربیت کنند و این جای تقدیر و تشکر دارد.

در این مقاله که از روش کتابخانه ای تدوین شده است به بررسی نهادینه کردن تحمل افکار دیگران و احترام به عقاید و افکار دیگران می پردازیم .

کلیدواژه :

دانش آموزان ، احترامبه افکار و عقاید، تحمل افکار و عقاید

 

 

 

 

مقدمه

متفاوت بودن و آزادی عقیده یکی از مهم ترین ویژگی های ذاتی هر انسان است و تا زمانی که عقاید و باورهای متفاوت یک فرد، منجر به توهین، سلطه وتحقیر باور دیگری نشده باشد، نمی توان وی را به عدم تسامح و تعصب رفتاری متهم نمود.

یکی از مهم ترین مکان هایی که می توان احترام به افکار و عقاید دیگران و تحمل افکار دیگران را تمرین کرد مدرسه می باشد .

معلم در ارتباط خود با دانش آموز باید موارد بسیاری را در نظر بگیرد، به عنوان نمونه معلم نباید رفتارهای خشن و تند را به کار بگیرد و یا زیادی با دانش آموز مدارا کرده و صمیمیت بی حد و مرز داشته باشد؛ زیرا در این صورت دانش آموز نه تنها از معلم حساب نمی برد بلکه ممکن است بی احترامی کرده و در رفتارهای خود از حدود خارج شود. لذا توصیه من این است که معلم با پرهیز از افراط و تفریط، موضوع اعتدال را مدنظر قرار دهد.

معلم باید به نظرات تک تک دانش آموزان گوش داده و دانش آموزان زرنگ کلاس را به آنان که درسشان ضعیف تر است ترجیح ندهد. اصل مساوات در رفتار و عملکرد معلم نسبت به همه دانش آموزان باید رعایت شود، آموزگار باید حتی در زمانی که ایراد و رفتار نامناسب دانش آموز را تصحیح می کند به شأن و شخصیتش احترام بگذارد. یکی دیگر از مهمترین مواردی که معلم باید در رفتار خود نسبت به دانش آموزان رعایت کند این است که سلاح تنبیه کارساز نیست زیرا این امر سبب تغییر رفتار نمی شود

مراد از همدردی و همدلی با دیگران تلاش برای حس کردن تجارب فرد مقابل است . دراین حالت باید سعی کرد دنیا را از چشم فرد مقابل دید و از گوش او شنید و خود را جای او احساس کرد و برای فهم دقیق افکار و احساسات او که در لحظه لحظه ارتباط در فرد مقابل ظاهر می شود حساسیت نشان داد و احساسات خود را نسبت به او بیان کرد . البته باید دقت داشت که بیان احساسات همیشه از طریق گفتار و کلام نیست . حالات و چهره بدن ، لحن صدا و امثال اینها خیلی وقتها نشان دهنده عواطف واحساسات هستند. افرادی که بتوانند این حالات را شناسایی کنند و به آنها پاسخ دهند افرادی هستند که می توانند با طرف مقابل خود همدلی و همنوایی داشته و بالطبع با همدلی و پاسخ مناسب دادن به احساسات اطرافیان می توان مورد توجه افراد قرار گرفت و در دید آنها فردی محبوب و مورد قبول جلوه نمود . بنابراین برای جذب کردن قلوب دیگران و محبوبیت نزد آنها ابتدا باید آنها را درک کرد.

بیان مسئله

معلم باید برای تربیت صحیح دانش آموزان حس اعتماد را هم در آنها پرورش داده و سپس کلاس را صرفاً تبدیل به کلاس درس نکند یعنی باید کلاس همانند زنگ پرورشی اداره شده و بایدها و نبایدها، هنجارها و ناهنجاری‌ها به دانش آموز آموخته شود. در این کلاس دانش آموز باید اجازه داشته باشد که دغدغه ها و دل نگرانی هایش را برای معلم تعریف کرده و از وی کمک بخواهد. در این ارتباط باید به این نکته هم اشاره کرد که اگر حس اعتماد بین دانش آموز و معلم برقرار شود، آنگاه معلم می تواند تمام اصول رفتاری و تربیتی را به شکلی صحیح به خورد دانش آموز دهد به طوری که این اصول تا همیشه در ذهن کودک یا نوجوان ماندگار شود.

بی تردید لازمه تصحیح رفتارهای نادرست دانش آموز تفسیر کردن خوبی ها و یا زشتی هاست، اگر معلم در هنگام اشتباه دانش آموز به جای دعوا با خوش خلقی با وی رفتار کند، آنگاه دانش آموز هم یاد می گیرد که در زمان اشتباه دیگران به جای مشاجره، اصل منطق و آرامش را در پیش بگیرد. از سوی دیگر در یک کلاس درس ممکن است تعدادی دانش آموز ناآرام وجود داشته باشند که بخواهند نظم کلاس را برهم بزنند، اما نباید معلم با چنین دانش آموزانی برخوردی تند داشته باشد بلکه ضرورت دارد تا آموزگار با گفت وگو، تعامل و تفسیر رفتارهای ناپسند مانع ادامه رفتارهای بد و نامناسب از سوی دانش آموزان شود.

البته معلم باید رفتارهای دیگری را هم در برخورد با دانش آموز در نظر داشته باشد مثلا اینکه نباید در کلاس متکلم الوحده باشد باید دانش آموز را هم مشارکت داده و نظرش را محترم بشمارد و یا اینکه نسبت به وی، انعطاف پذیر بوده و او را تشویق کند.

همچنین آموزگاران باید به این مسئله توجه کنند که هریک از دانش آموزان نسبت به دیگری تفاوت های زیادی به لحاظ فردی و شخصیتی دارند بنابراین باید بر این مبنا با هر یک از دانش آموزان مطابق با روحیه اش رفتار کرده و متناسب با ظرفیت و توان دانش آموز از وی تکلیف و درس بخواهند، بدون شک در صورت توجه به این راهکارها می توان شاهد تربیت صحیح دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی بود .

چرا دانش‌آموزان برای معلمان خود احترام قائل نیستند؟

سؤالی که در این جا مطرح می‌شود این است که به رغم همه ارزش و اعتباری که اسلام برای علم و معلم قائل است، چرا از احترامی که دانش‌آموزان به معلم می‌گذاشته‌اند کم شده و روز به روز این احترام و اکرام کمرنگ‌تر می‌شود؟ دلایل این کم‌توجهی فراوان است که در ذیل به بعضی از آن‌ها اشاره خواهیم داشت.

۱٫ ارزش‌ها در جامعه کمرنگ شده‌اند:‌

اگر چه جامعه امروز ایران ظاهراً جامعه‌ای مذهبی است، اما ارزش و اعتبار بسیاری از فضیلت‌های اخلاقی در آن، به ویژه در میان جوانان و نوجوانان، کمرنگ شده است. دلایل این امر فراوان‌اند، اما از آن جا که بر شمردن آن‌ها بحث اصلی این نوشته را به انحراف خواهد کشاند، فقط به نتایج این موضوع اشاره می‌کنیم.

آن چه مسلم است این است که امروزه جوانان بسیاری از ارزش‌ها را نادیده گرفته، کسانی را که به رعایت‌ آن‌ها می‌پردازند مورد تمسخر و ریشخند قرار می‌دهند. به عنوان مثال زمانی سلام کردن و احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها ارزش به شمار می‌آمد، ولی حالا دانش‌آموزانی که این ارزش‌ها را رعایت می‌کنند، توسط دوستانشان متهم به خود شیرین کردن، توسری خور بودن و … می‌شوند. به عبارت دیگر، امروزه احترام به معلم در بین بسیاری از دانش‌آموزان امری بیهوده، کم‌ارزش و کار دانش‌آموزان چاپلوس و خود شیرین‌کن است.

۲٫ تعلیم، شغل معلمان قلمداد شده است:‌

پیش‌ترها رعایت ادب و حفظ حرمت کلاس و معلم ارزشی بالاتر داشت، اما در حال حاضر رعایت اصول اولیه ادب اجتماعی در مدارس جایگاهی ندارد و دانش‌آموزان نگاهی ابزاری به معلم دارند. آنان دلیلی برای احترام گذاشتن به معلم پیدا نمی‌کنند.

به نظر آنان معلمان افرادی‌اند که پول می‌گیرند تا مطالب کتاب را به آن‌ها یاد بدهند و وظیفه دارند در هر شرایطی این کار را انجام دهند، بنابراین احترام قائل شدن برای آن‌ها معنی ندارد. به بیان دیگر آن‌ها معتقدند وقتی کسی پولی می‌گیرد تا کارش را انجام دهد، احترام گذاشتن به او و تکریم و تعظیم او کاری بی معنی و بی فایده است.

۳٫ نظام آموزشی در برخورد با بی‌احترامی جدی نبوده است:

از آن جا که سیستم آموزشی کشور برنامه خاصی برای برخورد با دانش‌آموزانی که نسبت به معلمان بی‌احترامی کنند، ندارند، دانش‌آموزان گستاخ و بی‌انضباطی که به معلمان بی‌احترامی کرده، حرمت آنان را حفظ نمی‌کنند، به درستی متنبه نشده، به بی‌احترامی‌های خود ادامه می‌دهند.

به عبارت دیگر، سیستم تربیتی مدرسه و نظام آموزشی با دانش‌آموزانی که احترام معلمان را نگه نمی‌دارند برخورد جدی و مؤثر ندارد و به همین دلیل زمینه برای بی‌احترامی فراهم و مساعد است. برای مثال، دانش‌آموزانی که به سبب بی‌احترامی و معلم از کلاس درس اخراج می‌شود، پس از مدت کوتاهی بدون برخورد انضباطی جدی و تأثیرگذار دوباره به کلاس درس می‌آید.

 

۴٫ خانواده‌ها در آموزش ارزش‌ها کم‌کاری می‌کنند:

کودک آیینه تمام‌نمای خانواده خویش است که هر خوبی و بدی و هر چه آن را که در آن جا می‌بیند و می‌شنود، در خود منعکس می‌سازد. از این رو کوشش مادران و پدران در پرورش صحیح فرزندان از بزرگ‌ترین کارهاست.

پرورش اخلاقی، تنها در مدرسه‌ها صورت نمی‌گیرد، بلکه باید با کودک از روز زبان گشودن و گفتار فهمیدن به تمرین پرداخت. پیداست که نخست از کسانی انجام این وظیفه را می‌خواهیم که با کودک زندگی می‌کنند و پیوسته با اویند. آنان با کردار، گفتار و روش خود در کودک اثر می‌گذارند. (شبلی، ۱۳۶۱، ص ۱۷۳) بنابراین آموزش رعایت ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی باید از خانواده‌ها شروع شود و در مدرسه ادامه یابد. ولی متأسفانه بسیاری از والدین این ارزش‌ها را نادیده می‌گیرند و آموزش‌های کافی را به فرزندانشان نمی‌دهند.

به سخن دیگر، پایه آموزش اصول تربیتی و رفتارهای مناسب اجتماعی در خانواده نهاده می‌شود. اما متأسفانه در فضای فرزند سالارانه‌ای که وجود دارد، فرزندان با ادب اجتماعی آشنا نمی‌شوند و نه تنها این اصول را در خانه رعایت نمی‌کنند، بلکه در مدرسه نیز به آن توجهی ندارند. (اینترنت) یکی از این آداب، احترام به معلم است.

علاوه بر این، از آن جا که در بسیاری از خانواده‌های امروزی فرزندسالاری حکمفرماست، بسیاری از والدین در برخوردهایی که بین معلمان و فرزندانشان پیش می‌آید، بدون توجه به حقیقت، جانب فرزندانشان را می‌گیرند. این امر که معمولاً با توهین و بی‌احترامی به معلم همراه است، دیوار کوتاه و نازک احترام میان دانش‌آموزان و معلمان را فرو ریخته، آنان را طلبکار معلمان جلوه خواهد داد. بدیهی است این گونه تربیت، کم‌رنگ شدن احترام به معلم را به همراه خواهد داشت.

 

 

۵٫ تغییرات جهانی، فرهنگ‌های بومی را تهدید و تحقیر می‌کند:

جهان در هزاره سوم با شتابی تصاعدی شاهد شکل‌گیری تحولات و دگرگونی‌های عمیق در بسیاری از ابعاد است. این نو شدن تنها در ابزار و روش نیست، بلکه اندیشه و نگرش انسان به خود و جهان اطراف نیز متحول می‌شود. ماهیت انسان به خود و جهان اطراف نیز متحول می‌شود. ماهیت پیچیده و سرعت تحولات جهانی به گونه‌ای است که شتاب فزاینده این نو شدن با دهه‌های قبل قابل قیاس نیست. این شتاب تصاعدی نه در تغییرات ابزاری و فناوری که حتی در ماهیت انسانی نیز رخ می‌دهد و این تغییر سبب پیدایی تحولات تازه در نظام تعلیم و تربیت می‌شود. (جعفری، ۱۳۸۲، ص۲۲)

امروزه در بسیاری از نقاط جهان، جوانان علیه جوامع سنتی در حال شورش‌اند و از همه نظر خود را از فرهنگ سنتی دور می‌دارند، مثلاً با پوشیدن لباس‌های عجیب و غریب و شنیدن موسیقی خاص خود مشکل بزرگی در آموزش و پرورش پدید می‌آورند. آن‌ها خواستار دگرگونی عمیق در همه شئون زندگی‌اند. (یارمحمدیان، ۱۳۸۲، ص۳۰)

تأثیر این فرآیند را در بسیاری از رفتارهای دانش‌آموزان می‌توان مشاهده کرد. بعضی از دانش‌آموزان ایرانی نیز به فرهنگ بومی و اسلامی خویش به دیده تحقیر نگریسته، از پاسداش بسیاری از ارزش‌های آن، از جمله احترام گذاشتن به معلمان، سرباز می‌زنند.

۶٫ امروزه معلمان تنها منبع برای کسب دانش نیستند:

در حال حاضر بخش عظیمی از افراد بشر از طریق برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و نیز سایر دستگاه‌ها و رسانه‌های اطلاع‌رسانی که در دسترس دارند، به کسب معلومات پرداخته، عمیقاً تحت تأثیر قرار می‌گیرند؛ این در حالی است که در گذشته معلمان تنها منبع کسب علم و دانش بودند. دانش‌آموزان نیز در پرتو وسایل ارتباطی مثل ماهواره، کامپیوتر و اینترنت در اسرع وقت می‌توانند از دقیق‌ترین مسائل علمی آگاه شوند.

به علت وقوع این انقلاب در ارتباطات و فناوری‌های جدید، جوانان به شدت تأثیر پذیرفته، ارزش‌های جدیدی را درک می‌کنند و ارزش‌های سنتی و هنجارهای قدیمی در صورتی که نتوانند با ابزارها و روش‌های جدید و عقلانی به نسل جدید انتقال پیدا کنند، کارایی خود را از دست خواهند داد.

به عبارت دیگر، امروزه دانش‌آمزوان با وسایلی رو به رویند که در بعضی موارد اطلاعات و دانش بیشتری نسبت به معلم در اختیار آنان قرار می‌دهند. این دگرگونی و زندگی ماشینی باعث شده است که معلم ارزش و والایی خود را تا حدودی از دست داده، از احترام و ارزش او کاسته شود.

۷٫ فرهنگ‌های دیگر بر ما تأثیر گذاشته است:

پیشرفت سریع و حیرت‌انگیز تمدن صنعتی اروپا و توسعه بی‌نظیر میدان فعالیت علوم طبیعی در غرب با همه فوایدی که در زمینه‌های مادی برای انسان‌ها در بر داشت، متضمن پاره‌ای از ثمرات تلخ معنوی و انحراف فکری نیز بود. (قربانی، ص ۳۵) جدا شدان دین از علم باعث شد که علم مطلقاً در خدمت مادیات قرار بگیرد و برنامه‌های آموزش و پرورش غربی و شرقی بر اساس سودجویی و رسیدن به نیازها و لذایذ جسمی و دنیوی پی‌ریزی شود؛ و اگر هم در این جوامع تربیت اخلاقی مطرح می‌شود، اخلاقی است که هدفش منافع زودگذر دنیوی است. (صانعی، ۱۳۷۸، ص۳۷۵) این دیدگاه بر فرهنگ ما هم تأثیر گذاشت. رد پای این فرهنگ در جامعه ما باعث شد که ارزش و اعتبار معلم کاسته شده، احترام و تکریم او در بعضی از جاها به فراموشی سپرده شود.

۸٫ بین نهادهای مختلف تربیتی همخوانی وجود ندارد:

مسئولیت آموزش ارزش‌ها وظیفه همه نیروهای تربیتی جامعه، یعنی خانواده، مدرسه و نهادهای گوناگون اجتماعی مانند نهادهای سیاسی، اداری و تبلیغی است و ضروری است اهداف و فعالیت‌های این نیروهای تربیتی با یکدیگر هماهنگ باشد تا فعالیت نهادهای اجتماعی در تقابل یا تضاد با فعالیت‌های مدارس قرار نگیرد. (مجموعه مقالات تربیت اسلامی، ۱۳۷۹، ص ۱۲۲)

تجربه نشان داده است که واگذاری آموزش ارزش‌ها به خانواده یا مساجد به تنهایی نتیجه مطلوب را به بار نمی‌آورد و از آن جا که مرجع و اساس رفتار دانش‌آموز، معلم، همسالان، پدر و مادر و سایر افراد خانواده، مدرسه و جامعه‌اند، بنابر ارزش‌ها باید توسط همه این نهادها آموزش داده شود تا عدم هماهنگی و همخوانی بین آنها، دوگانگی، تشکیک، تعارض و تضاد را در بین دانش‌آموزان ایجاد نکند. هماهنگی و همسویی عوامل اثرگذار در پرورش دانش‌آموزان بسیار مهم و تعیین‌کننده است.

۹٫ ارزش‌ها در مدرسه آموزش داده نمی‌شوند:

فقط والدین نیستند که تحت تأثیر فرهنگ فرزند سالاری، دانش‌آموزان را به خود رها کرده و دست از آموزش ارزش‌ها و اخلاق به آن‌ها کشیده‌اند، بلکه مدارس امروزی نیز بیشتر از هر چیز به آموزش علوم، فنون و مفاهیم پرداخته‌ و در بسیاری از موارد آموزش ارزش‌های اخلاقی، اجتماعی و … در آن‌ها نادیده گرفته شده و با کم‌توجهی و بی‌مهری قرار گرفته است. همین امر سبب شده که دانش‌آموزان به ارزش‌ها، از جمله احترام به معلم بی‌توجه باشند. این در حالی است که در زمان‌های قدیم آموزش کتاب‌های اخلاق و آداب اجتماعی از مهمترین و اصلی‌ترین مقولات آموزشی محسوب می‌شدند.

حقیقت این است که نظام‌های تربیتی در دو سطح جهانی و محلی به میزان گسترده‌ای تعلیم ارزش‌ها را نادیده انگاشته و تلاش خود را معطوف به آموزش‌های شناختی، ابزاری و مهارت‌های فنی کرده‌اند.

مراد از شناخت‌های ابزاری دانستنی‌هایی است که دانش‌آموزان را در راه کسب درآمد یاری می‌کند. اما تربیت ضمیر و روح انسان که ارزش‌ها هسته اصلی آن را تشکیل می‌دهند، چنان نادیده انگاشته شده‌اند که گویی تعلیم ارزش‌ها در ثانوی و فرعی است یا به عهده نهادهای دیگر مانند خانواده یا مساجد یا کلیساهاست. (همان، ص ۱۲۷)

به عبارت دیگر، امروزه تعلیم و تربیت عملاً به آمادگی برای امتحانات و به تقویت ساده حافظه بدل شده است. بدیهی است دست پروردگان این نظام آموزشی که از اخلاق و فضائل اخلاقی بهره‌ای نبرده‌اند، ارزش و احترام قابل توجهی برای معلم قائل نیستند. به قول ایرج‌میرزا از آن جا که معلمان قدر معلم دانستن و احترام به او را به دانش‌آموزان آموزش نداده‌اند، اکنون با بی‌مهری و بی‌احترامی آنان مواجه‌اند.

گفت استاد: مبر درس از یاد

یاد باد آن چه به من گفت استاد

یاد باد آن که مرا یاد آموخت

آدمی نان خورد از دولت یاد

هیچ یادم نرود این معنی

که مرا مادر من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید

گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استاد بود

که به تعلیم من اِستاد اُستاد

هر چه دانست آموخت مرا

غیر یک نکته که ناگفته نهاد

قدر اُستاد نکو دانستن

حیف! استاد به من یاد نداد

گر که مرده است روانش پر نور

ور که زنده است خدا یارش باد

هر چند شاعر در این شعر تا حدودی به تواضع معلم هم اشاره دارد، اما آن چه مهم است این است که معلمان این امر را نادیده گرفته‌اند.

۱۰٫ شأن و جایگاه معلمی برای دانش‌اموزان تبیین نشده است:

همان‌گونه که می‌دانیم علت توجه بیش از اندازه اسلام به احترام و تکریم معلم، ارزش و اعتباری است که برای علم و فواید آن قائل است. متأسفانه ارزش و جایگاه علم، عالم و معلمی در هیچ جای نظام آموزشی به دانش‌آموزان تعلیم داده نمی‌شود.

بدیهی است اگر دانش‌آموزان با فلسفه احترام به معلم و تکریم او آشنایی داشته، از دلایل آن آگاه نباشند، با رغبت و تمایل بیشتری به این امر می‌پردازند. اما با کمال تأسف در هیج دوره آموزشی مقام معلم، اهمیت و اعتبار آن به خوبی و به طریق علمی همراه با فلسفه‌ و بایدها و نبایدهای آن برای دانش‌آموزان تشریح نشده است تا آنان با پی بردن به اهمیت و اعتبار معلم در احترام و تکریم او کوشا باشند. علاوه بر این از آن جا که به علت سیاست‌های اشتباه و نادرست فرهنگی، سیاسی و اقتصادی امروزه ارزش پول، دارایی و ثروت از علم و دانش بیشتر شده است، دانش‌آموزان تمایل چندانی به علم و دانش و صاحبان آن ندارند.

 

 

 

روش های تقویت تحمل و احترام به عقاید دیگران

فروتنی و تواضع

فروتنی نه علم است که خوانده شود و نه نظریه که حفظ گردد و نه سخنرانی که ایراد شود بلکه هنری است که احتیاج به تمرین دارد. فروتنی و تواضع یعنی همان کارهایی را انجام دهیم که مردم انجام می دهند و ما هم مانند آنها باشیم افتاده باشیم و متکبر و مغرور نباشیم.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) در این زمینه می فرمایند :

خداوند دربرابر گذشت بنده بر عزت او می افزاید.

امام علی (علیه السلام) در وصف مومن می فرماید :

مومن، نرمخو و مهربان است از صخره سخت تر و از بنده ذلیلتر است.

این جمله را که «باید آنچه را که هست بپذیریم» زیاد می‌شنویم، اما درک معنای واقعی آن سخت است. آیا این یعنی پذیرفتن کاری که دیگران انجام می‌دهند؟ پذیرفتن ماهیت دنیا؟ و یا پذیرفتن آنچه که دوروبرمان روی می‌دهد؟

پذیرش

پذیرش یعنی اینکه بگذاریم همه چیز همین طور پیش برود یا باشد، در حرف ساده است و نتایج آن خوشایند ما نیست. اما تمامی رنج‌هایی که می‌کشیم نتیجه مقاومت در برابر «آنچه که هست» و یا مقاومت در برابر میل به پذیرش چیزهایی است که در زندگی روزانه تجربه می‌کنیم.

فکر نکنید، واکنش نشان ندهید، تجزیه و تحلیل نکنید و…؛ بگذارید خودش درست شود…

اگر به عقب نگاه کنید خواهید دید که ما همه چیز را تجربه می‌کنیم. هرآنچه که ما تجربه می‌کنیم، مخلوق ذهنمان است. یعنی چیزی را که در ذهنمان داریم حس می‌کنیم. تفکر ماست که ما را نا‌امید، عصبانی، زود رنج یا برعکس خوشحال، شاد و آرام می‌کند.

همین که متوجه شویم تجربه انواع احساسات امری طبیعی است، در می‌یابیم تنها چیزی که آن‌ها را طولانی کرده یا کاهش می‌دهد مبارزه ذهنمان با آن‌ها است. برای مثال: رنجیدن، ترسیدن یا عصبانی شدن احساساتی طبیعی هستند، هر چیزی می‌تواند آن‌ها را بد‌تر کند و معمولاً خارج از کنترل شما هستند. همانطور که روزهای خوب و بد می‌گذرند، این احساسات در صورتی که توجهی به آن‌ها نکنید و اجازه بدهید جسمتان آن‌ها را تجربه کند، به طور طبیعی رفع می‌شوند. شاید احساسات خوشایندی نباشند، اما طبیعی هستند. آنچه باعث طولانی شدن این احساسات می‌شود مقاومت ما در برابر آن‌ها است، یعنی زمانی که شروع به مبارزه با آن‌ها کرده و از آن‌ها می‌ترسیم، این احساسات را طولانی‌تر می‌کنیم. وقتی در ذهن خود شروع به بحث و جدل می‌کنیم و با خود می‌گوییم «نباید چنین احساسی را به خودم راه دهم، می‌خواهم آرام باشم، چرا اینقدر زود ناراحت می‌شوم» تمامی این سوال‌ها و فکر مبارزه با آن‌ها، احساسات منفی را طولانی کرده و منجر به عذاب بیشتری می‌شود و تا زمانی که یک چیزی حواستان را پرت کند و یا همه چیز بعد از ساعت‌ها کشمکش درونی تمام شود، ادامه خواهند داشت.

درباره احساسات مثبت نیز همین طور است. بسیاری از مردم عادت دارند از خودشان بپرسند که چرا احساس خوبی دارند یا در پوست خود نمی‌گنجند. حقیقت این است که این احساسات هرگز تا ابد دوام نمی‌آورند و باید از آن‌ها لذت ببریم و آن‌ها را بپذیریم تا به احساسات خوب اجازه بدهیم در تمام جسم مان جاری شوند. این تنها چیزی است که آن را طولانی می‌کند.

هر چند بسیاری از مردم به دنبال یافتن علت احساس خوبشان هستند، «چرا چنین احساسی دارم؟»، «چگونه می‌توانم دوباره چنین احساسی را داشته باشم؟» پاسخ آن شاید ساده باشد اما معمولاً می‌تواند زاییده چندین عامل مرکب از قبیل سرحال بودن، داشتن آرامش خاطر و یا کمک کردن به دیگران باشد. اما همین که شروع کنید به مورد سوال قرار دادن آن یا جستجوی علت آن، عمر آن را کوتاه کرده و احساسات مثبتتان را از بین می‌برید.

یاد بگیرید با عواطف و احساسات خود نجنگید

همین که یاد بگیرید با احساستان مبارزه نکنید، ذهن و جسمتان آرامش طبیعی خود را باز می‌یابد. بدن ما به گونه‌ای برنامه ریزی شده است که شاد بوده و احساسات مثبت را تجربه کند، ذهن ما [به طور طبیعی] به این سمت و سو گرایش دارد. مطمئناً هر از گاهی احساسات منفی را تجربه خواهید کرد و برایتان خوشایند نخواهند بود. فقط آن‌ها را بپذیرید، به خودتان بقبولانید که این احساس را همین حالا دارید و آن‌ها را مورد سوال قرار ندهید، در ذهنتان با آن‌ها نجنگید، فقط اجازه بدهید این احساسات جریان پیدا کنند و تمام جسمتان را در بربگیرند. همین که این کار را انجام دهید خواهید دید که کمتر و کمتر احساس منفی را تجربه می‌کنید و ذهنتان به سمت آنچه که بیشتر دوست دارد، یعنی خوشحالی، گرایش خواهد یافت!

درباره احساسات مثبت نیز همین طور است. وقتی احساس خوبی دارید، بی‌‌‌نهایت خوشحال هستید، آن را مورد سوال قرار ندهید. یک موسیقی که حالتان را خوب می‌کند، بگذارید و به چیزهایی بیاندیشید که آن‌ها را می‌خواهید یا چیزهایی که خوشحالتان می‌کند. فقط به یاد داشته باشید که این نیز می‌گذرد، اما توجه داشته باشید که وجود احساس‌های بد است که باعث می‌شود اوقات خوش اینقدر خوشحالتان کند.

کار سختی است، اما پی بردن به مفهوم آن کار ساده‌ای می باشد. در حالی که شاید ترک عادت بدِ مورد سوال قرار دادن افکار و احساساتمان کار سختی باشد، اما فقط یک عادت است و با تمرین می‌توانیم عادت‌های جدیدی را ایجاد کنیم. ایجاد عادت پذیرش احساسی که دارید، یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانید انجام دهید.

لغت‌نامه «دهخدا»، «احترام» را حرمت داشتن، بزرگ داشتن، بزرگداشت و پاسداشت معنی می‌کند و برای «حرمت» معانی منزلت، قدر، بزرگی، مرتبت و عظمت را بر می‌شمارد.

بدین ترتیب می‌توان احترام گذاشتن را به معنی بزرگ‌داشتن، قدر و منزلت و مرتبت و عظمت قائل شدن و پاس داشتن دانست.

انسان‌ها بدون توجه به اینکه در چه جامعه‌ای زندگی می‌کنند، از چه فرهنگ و تمدنی برخوردارند و دارای چه دین و مذهبی‌اند، افراد و اشیایی دارند که برای آن‌ها احترام قائل‌اند. تعیین این که انسان‌ها به چه چیزها و اشخاصی احترام می‌گذارند و برای چه چیزی احترام قائل نیستند، بسیار سخت و دشوار است، زیرا دیدگاه هر فرد درباره جهان و هستی و اهمیت و اعتباری که برای چیزهای مختلف قائل است موجب می‌شود که او برای اموری احترام قائل شده، اموری دیگر را بدون بزرگداشت و احترام رها کند.

سؤالی که در این جا مطرح می‌شود این است که به رغم ارزش و اعتباری که اسلام برای معلمی قائل شده و توصیه‌هایی که برای احترام و اکرام به او مطرح کرده است، چرا روز به روز از میزان احترام دانش‌آموزان نسبت به معلمان کاسته می‌شود؟‌

برای پاسخگویی به این سؤال که موضوع این مقاله است، ابتدا دلایل کم شدن احترام دانش‌آموزان به معلمان را بر شمرده و سپس راه‌کارهایی برای جلوگیری از این مسئله یا کاهش آن ارائه داده‌ایم.

 

 

 

 

بحث و بررسی

رعـایـت ادب و مـــراعات حقوق دیگران از جمله مواردی هستند که به راحتی می توانند قدرت فــردی شما را افزایش دهند. همه ما دوست داریم که دیگران ما را صمیمانه دوست بدارند، با ما درست رفتار کنند و بـرایـمـان ارزش و اهـمــــیت قائل شوند. هر چقدر خودمان بیشتر با ملاحظه و متین باشیم دیگران نیز به همان روش با ما رفتار میکنند.

به نظر من بهترین سیاست در احترام گذاشتن به دیگران خلاصه می شود و خودم به شخصه افتخار میکنم که برای این موضوع اهمیت بسیار زیادی قائل هستم. این روزها رادیو و تلویزیون در جوامع غربی برای ادب و احترام ارزش زیادی قائل نمی شوند و آنرا از جمله موارد ایجاد عزت نفس نمی دانند.

در این کشورها بسیاری از فعالان صدا و سیما، مجریان، منتقدین، سخنگوهای رادیو، و نهایتاً کمدین ها صرفاً با خار کردن افراد دیگر و توهین و اهانت به آنها و تمسخر کردنشان باعث خنده دیگران شده و به این طریق به شهرت می رسند.

باید قبول کنیم که برخی از ورزشکاران نیز ادب خود را حفظ نمی کنند، حتی ادب در برخی از آگهی های بازرگانی نیز رعایت نمی شود و این امر یکی از مهمترین دلایلی است که من ترجیح می دهم تلویزیون تماشا نکنم.

نمی توان هیچ حسابی روی سلیقه افراد باز کرد؛ اما به هر حال در زندگی شخصی ادب، ملاحظه، و احترام همیشه بهترین انتخاب ها در زمان رفتار کردن با دیگران حساب می شوند.

ادب و مراعات حقوق دیگران سبب می شود شما فرد قدرتمندی جلوه کنید. ما دوست داریم که دیگران ما را صمیمانه دوست بدارند، با ما درست رفتار کنند و برایمان ارزش و اهمیت قائل شوند، اما در عین حال باید در نظر داشت که همه ما انسان هستیم و هیچ گاه نمی توانیم ۱۰۰% کامل باشیم و این امکان وجود دارد که در برخوردهایمان با دیگران دچار خطا و یا اشتباه شویم. اما به هر حال هر چقدر به دیگران محبت کرده و با آنها مؤدبانه برخورد کنیم به همان میزان آنها به ما محبت کرده و ما را مورد احترام خود قرار می دهند.

راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند. والدین عادت دارند همه چیز را به فرزندانشان امر کنند: “همانطور که من می گویم باید رفتار کنی”، “باید به مادرت احترام بگذاری.” و …. در واقع، والدین میتوانند دستورات خود را به کودکان تحمیل کنند، اما نمی توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما می توانیم فرزندانمان را وادار کنیم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، اما نمی توانیم مجبورشان کنیم که به ما و بقیه مردم احترام بگذارند. احترام را باید به دست آورد.احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن صِرف نیاز دارد.ترفند دیگری برای کسب احترام وجود دارد: والدین سعی می کنند با گوشزد کردن خطاهای فرزندانشان باعث شوند آنها بهتر رفتار کنند. این اصلاً روش مناسبی نیست. کودکان وقتی احساس میکنند از آنها انتقاد شده و طرد شده اند، هیچ انگیزه ای برای بهتر شدن ندارند. وقتی کودکان مورد انتقاد قرار می گیرند، به جای اینکه بهبود یابند، سعی می کنند خودشان یا دیگران را محکوم کنند.

خوب هستند، ما اشکالات آنها را بیشتر می بینیم. وقتی به قصور و اشتباهاتشان اعتراف می کنند، ما بیشتر از آنها چشم پوشی می کنیم، به خصوص وقتی میدانیم سعی میکنند بهتر باشند. آیا شما هم کوتاهی ها و اشتباهاتتان را با کودکانتان درمیان می گذارید و از آنها درخواست کمک می کنید؟ مثلاً ممکن است بگویید: “من وقتی خسته ام خیلی زود عصبانی میشوم و سرت داد می زنم و آنطور که باید و شاید به تو محبت نمی کنم. امیدوارم تو من را ببخشی و کمی تحملم کنی.”گاهی برخی والدین آنقدر فهمیده اند که مشکلاتشان را نیز با فرزندانشان مطرح میکنند. “من روز بدی داشتم، کاش کمی مراعاتم کنی تا من چیزی نگویم که ناراحت شوی.” اما والدین نباید کودک را از وضعیت سلامتی خود نگران کنند. پس بهتر است بعد آن بگویند: “اگر چند ساعت استراحت کنم حالم خوب می شود و با هم به کارها می رسیم.”

احترام به معنای احساس ارزش و اعتبار برای کسی است و خود فرد آن را به دست می آورد. بااینکه همه ی انسانها شایسته احترام هستند، اما متاسفانه حقیقت این است که برخی از افراد قادر به کسب این احترام نیستند. البته راه های مختلفی وجود دارد که شما می توانید خود را در موقعیت هایی قرار دهید که احترامی را که سزاوار آن هستید به دست آورید. مهمترین عوامل در این زمینه احترام گذاشتن به دیگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسیدن از تصمیم گیری، و خوب لباس پوشیدن است. این عوامل به شما کمک می کند تا احترامی را که شایسته شماست کسب کنید.

اگر انتظار دارید که دیگران با شما با احترام رفتار کنند، اولین قدم این است که با دیگران با احترام رفتار کنید. اگر رفتاری غیر محترمانه با دیگران دارید، برای آنها هم احترام گذاشتن به شما دشوار خواهد شد. احترام گذاشتن به دیگران نشانه این است که خود شما نیز شایسته احترامید. اگر به دیگران احترام نگذارید، مردم شما را به چشم انسانی بی محبت نگاه می کنند که قادر به درک ارزش وجودی دیگران نیست. بعضی از رئیس ها و مدیران شرکت ها سعی می کنند با اعمال اقتدار خود بر زیر دستانشان احترام کسب کنند. با اینکه اقتدار خصوصیتی است که احترام می طلبد، اما اگر رئیس قادر به درک دستاوردهای کارمندان خود نباشد، کارمندان از او کینه به دل گرفته و هیچگاه احترامی که سزاوار آن باشد را به او عرضه نمی کنند. از طرف دیگر، رئیسی که علاوه بر اعمال اقتدار خود بر کارمندانش، از آنها دلجویی و حمایت می کند و به افکار و ایده های آنها گوش می دهد، خیلی راحت احترام زیردستانش را جلب میکند.

همان گونه که آدمی دوست دارد دیگران به حق او تجاوز نکنند و احساس اش را نادیده نگیرند، خود نیز به حکم وجدان و انسان بودن، وظیفه دارد تا حقوق همه ی انسان ها را محترم شمارد. اگر خدای ناکرده تصمیم گرفتید نسبت به حق کسی بی توجهی کنید، شایسته است پیش از اجرای این تصمیم، خود را به جای او قرار دهید و بیاندیشید که آیا اگر او چنین تصمیمی را درباره ی شما گرفته بود، ناراحت نمی شدید؟ به هر حال، بنا بر فرمایش رسول گرامی اسلام، انسان باید به فکر آسایش و آرامش هم نوعان خود باشد. ایشان می فرمایند:

اَحْبِبْ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفْسِکَ.

آن چه را برای مردم می خواهی، برای خود نیز بخواه.

نوع و جنس کارهایی که شما از فرزندانتان می‌خواهید، به مرور زمان به آن‌ها احترام گذاشتن را می‌آموزد. به طور مثال شما می‌توانید به فرزند خود بگویید، بهتر است زمانی که در یک مهمانی فرد مسنی به جمع می‌پیوندد، به نشانه احترام از جایش برخیزد. اگر آن فرد مکان مناسبی برای نشستن ندارد، شما به همراه فرزندتان می‌توانید صندلی خود را در اختیار او قرار دهید. هر چند این نکات بسیار کوچک است اما به مرور زمان و غیر مستقیم، می توان نکات مهمی را در خصوص رفتار با دیگران به فرزندان گوش زد کرد.

وقتی تصمیم می‌گیرید مهارتی را به بچه‌ها آموزش دهید، به نوعی در کنار آن مسئولیت پذیری را هم به آن‌ها می‌آموزید. حال اگر فرزند شما مهارتی را که آموخته است به درستی انجام نمی دهد، بهتر است قبل از آموزش به او یادآوری کنید در صورت عدم پیروی از قوانین تنبیه خواهد شد. احترام گذاشتن به دیگران هم یکی از این مهارت‌هااست. معمولا نوجوانان زمانی می‌توانند زندگی بهتری را در آینده تجربه کنند که در این سنین قوانین زندگی را بیاموزند و درک کنند. یکی از نکات حائز اهمیت این است که فرزندان بدانند، احترام نگذاشتن به دیگران تبعات بسیاری دارد، حال آنکه لازم است، آنها با عواقب کار‌هایشان آشنا شوند حتی اگر احساس می‌کنند که غیر منصفانه است. اگر می‌خواهید فرزندتان احترام گذاشتن را بیاموزد باید در جزئی‌ترین رفتار‌هایتان آن را نشان دهید. فرزند شما ریزبین‌ تر از آن است که شما فکر می‌کنید.

شما باید با رفتار‌هایتان به فرزندانتان اعتماد کردن را یاد بدهید. برچسب دروغگویی به فرزندانتان نزنید. در جمع دوستانه و خانوادگی به صحبت‌های آن‌ها گوش دهید و دیگران را هم به گوش دادن ترغیب کنید. به فرزندانتان بیاموزید که نباید از اعتماد شما سوء استفاده کنند. اگر شما به آن‌ها و خواسته‌هایشان احترام بگذارید به آن‌ها می‌آموزید که به خواسته‌های شما احترام بگذارند و از اعتماد شما سوء استفاده نکنند. آن‌ها باید یادبگیرند چیزهایی که به دست آورده‌اند به راحتی از بین نبرند. فرزندان به مرور می‌آموزند، اعتماد و احترام ارزشمند‌ترین وجه زندگی است که نباید از دست دهند. این موضوع به فرزندان شما یاد می‌دهد که احترام و اعتماد قیمتی‌ترین ارزشی است که اگر هر انسانی آن را داشته باشد در میان مردم برنده محسوب می‌شود.

احترام گذاشتن به بزرگترها

اگر شما به فرزند احترام بگذارید،او هم یاد خواهد گرفت

یادتان باشد بچه‌های امروز متفاوت هستند. آن‌ها علاقه‌ای به گوش کردن نصحیت‌های طولانی مدت ندارند. به نوعی می‌توان گفت آن‌ها فرزندان عصر سرعت هستند. بهترین نوع خوراک ذهنی که می‌توان برای آن‌ها تجویز کرد، پند و اندرز فست فودی است. آن‌ها منتظر ردیف شدن قطار کلمات نیستند بلکه اگر به آن‌ها کوچک‌ترین مسائل را در کمترین زمان و عملی و غیر مستقیم بیاموزیم تاثیر گذاری‌اش بیشتر است. در بسیاری موارد اشاره به ارزشهای اجتماعی در یک داستان کوتاه آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهد. اگر شما به آن‌ها و خواسته‌هایشان احترام بگذارید به آن‌ها می‌آموزید که به خواسته‌های شما احترام بگذارند و از اعتماد شما سوء استفاده نکنند

اگر می‌خواهید فرزندتان احترام گذاشتن را بیاموزد باید در جزئی‌ترین رفتار‌هایتان آن را نشان دهید. فرزند شما ریزبین‌تر از آن است که شما فکر می‌کنید. به طور مثال ممکن است شما در حال گفت‌و‌گو با شخصی باشید که در مواردی دیدگاه‌هایتان با یکدیگر هم جهت نباشد. زمانی که شما صبر پیشه می‌کنید و به صحبت فرد مقابل گوش می‌دهید به نوعی احترام گذاشتن را به فرزندتان می‌آموزید. همچنین زمانی که کودکان مورد تشویق قرار می‌دهید، در فعالیت‌هایش رو به جلو حرکت می‌کنند. شما می‌توانید برای قدردانی از رفتار‌هایشان هدیه تهیه کنید و آن‌ها را مورد تحسین قرار دهید.

نتیجه گیری

از دیدگاه روانشناسی، انسان به دلیل ویژگی انسان بودن خود دارای دیدگاه، عقاید، باورها و تفکرات متفاوتی است که می تواند بر اساس عقل و منطق خود از محیط و واقعیات زندگی برداشت های متفاوت داشته باشد و بر اساس این برداشت های شخصی نگرش و احساسات در نتیجه رفتار متفاوت در آنها شکل می گیرد وتا زمانی که عقاید و باورهای متفاوت یک فرد، منجر به توهین، سلطه، تحقیر و تمسخر دیدگاههای دیگری نشده باشد نمی توان آن فرد را به عدم تسامح و تعصب رفتاری و روانی متهم نمود.

در صورتی که هر یک از افراد جامعه اصل تغییر و تفاوت در انسان را به عنوان یک ویژگی ذاتی و درونی آنها بپذیرند می توان انتظار داشت افراد یک جامعه ای با وجود اختلاف سلایق، احساسات، دیدگاه و نگرش های مختلف در صلح، آرامش و بدون هیچ گونه خشونت، درگیری های روحی، روانی و تعصب خاص زندگی کنند. در واقع عدم درک اصل تفاوت ها یکی از مهم ترین عوامل خشونت و اختلافات عقیده ای و مذهبی در جوامع سنتی به شمار می رود بطوریکه در این جوامع افراد تصور می کنند با اعمال رفتارهای تحقیر آمیز همراه با خشونت می توان دیگری را وادار به پذیرش دیدگاه خاص کرد.

در این میان نقش معلم و مدرسه است که با روش هایی همچون الگو بودن ، آموزش ، رعایت اصل مساوات بین دانش آموزان ، تشریح تفاوت انسانها در افکار و عقاید و تمرین دادن دانش آموزان به تحمل افکار دیگران ، حس احترام و تحمل افکار و عقاید را در دانش آموزان نهادینه سازند و این سبب می شود تا دانش آموزی که وارد جامعه شود براحتی بادیگران در عین تفاوت در تفکر و عقاید زندگی نماید .

 

 

 

پیشنهادات :

۱ برگزاری کلاس های آموزشی برای دانش آموزان جهت آشنایی آنها با تفاوت فکر و عقیده در هر فرد

۲ – آموزش دانش آموزان برای اینکه نقد پذیر باشند و به همدیگر توهین نکنند .

۳ – معلم نباید تفاوتی بین دانش آموزان در کلاس درس چه از نظر فکر و چه از نظر درسی قائل شود .

۴ – تقویت حس بخشش به جای انتقام در دانش آموزان

 

منابع و ماخذ

آیتی، حمید؛«آزادی عقیده و بیان به همراه دو نوشته حقوقی دیگر»، انتشارات فردوسی، زمستان، ۱۳۷۳، نوبت چاپ، اول.

ابراهیم حسن، حسن؛« تاریخ سیاسی اسلام»، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات جاویدان، چاپ چهارم، ۱۳۶۰٫

ابن فارس، حسین احمد؛«معجم مقایس اللغه»، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، مکتب الاعلام الاسلامی، تهران، ۱۴۰۴٫

ابن منظور الغریضی المصری؛«لسان العرب» ، چاپ دارالصادر، بیروت، چاپ اول ۱۹۹۷٫

اسحاقی، سید حسین، « آزادی بیان در اسلام» مجله رواق اندیشه، ش۲۴، آذر۱۳۸۲

اسحاقی، سید حسین؛ «آزادی عقیده در اسلام»، مجله رواق اندیشه ی، ش۲۹٫اردیبهشت ۱۳۸۳

اسحاقی، سید حسین؛ «آزادی معنوی در اسلام»، مجله رواق اندیشه ، شماره ۲۷٫اسفند۱۳۸۲


 



موضوعات :
ترجمه

درباره نویسنده

admin 196 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *