گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

جنگ رسانه ای وچیستی آن * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

جنگ رسانه ای وچیستی آن
1397-01-26
21 بازدید
گزارش نسخه جدید

جنگ رسانه ای وچیستی آن


جنگ رسانه ای وچیستی آن

 سید محمد علی شریعت زاده -مفهوم «جنگ» را می‌توان از زوایای گوناگون موردنقد و بررسی قرار داد. در ادبیات سیاسی و نظامی، واژه‌ی «جنگ» با واژگان گوناگونی در قبل و بعد خود به کار رفته می‌رود و بر اساس معیارهای مختلف، دسته‌بندی‌های گوناگونی از آن ارائه شده است. تعابیری همچون «جنگ نظامی»، «جنگ نرم»، «جنگ سایبری» و از این قبیل‌اند. ازجمله فواید و آثار استفاده از این تعابیر و دسته‌بندی‌ها، تشریح نوع جنگ و ویژگی‌های آن برای شناخت بهتر است. ضمن اینکه این تعابیر، می‌تواند به‌نوعی سیر تطوّر جنگ‌ها را نیز نشان دهد

جنگ رسانه‌ای در مفهوم بسیط و همه‌جانبه‌ی خود، دامنه‌ی بسیاری از اقدامات روان‌شناختی، فنون نفوذ، تاکتیک‌های ارتباطی و رسانه‌ای را دربر می‌گیرد. مفهوم جنگ رسانه‌ای به لحاظ تعریف با چند مفهوم قرابت معنایی دارد. درواقع با برداشتن «دانه‌ی مفهومی» جنگ رسانه‌ای، «خوشه‌ی مفهومی» آن برداشته می‌شود که شامل مفاهیمی از قبیل پروپاگاندا، دیپلماسی عمومی، جنگ نرم، قدرت نرم، قدرت رسانه‌ای، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی رسانه‌ای، افکار عمومی، جنگ روانی، عملیات روانی، تهدید رسانه‌ای، قدرت رسانه‌ای و است. معمولاً با اندکی تسامح، برخی از این اصطلاحات در جایگاه مترادف هم به کاربرده می‌شوند.


ازآنجاکه جنگ‌های نوین عموماً نیازمند تأیید افکار عمومی، ارائه‌ی تصویر مدنظر از خود و دیگری هستند، رسانه‌ها کارکرد ویژه‌ای در آن‌ها یافته‌اند و هر آنچه تحت عنوان جنگ روانی، پروپاگاندا و قرار می‌گیرد، به‌نوعی اشاره به کاربرد رسانه‌ها برای تصویرسازی و تصوّرسازی دارد.

همانند بسیاری از مفاهیم حوزه‌های علوم انسانی، «جنگ رسانه‌ای» نیز دارای تعاریف گوناگونی است و افراد مختلف از دیدگاه خود، این مفهوم را تشریح کرده‌اند. با نگاه به این تعاریف، ضرورت تجمیع تعاریف و ارائه‌ی تعریفی بومی از مفهوم جنگ رسانه‌ای بیشتر نمایان می‌شود.

 

 

جایگاه جنگ رسانه‌ای در «جنگ نرم»

به‌طورکلی جنگ رسانه‌ای قرابت معنایی زیادی با مفهوم «جنگ نرم» دارد و رسانه‌ها از برجسته‌ترین مؤلفه‌های این جنگ به شمار می‌روند. در تعاریف مختلف جنگ نرم، هدف تحمیل اراده‌ی گروهی بر گروه دیگر بدون استفاده از راه‌های نظامی به چشم می‌خورد. جوزف نای، از قدرت سخت به «اجبار» و از قدرت نرم به «اقناع»
تعبیر می‌کند. او قدرت نرم را «توانایی شکل‌دهی ترجیحات دیگران»
تعریف کرده است و معتقد است جنگ نرم شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای است که جامعه، گروه یا گروه‌های هدف را نشانه می‌گیرد و بدون جنگ و درگیری نظامی و گشودن آتش، رقیب را به انفعال یا شکست وامی‌دارد؛ جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی، از مصادیق جنگ نرم هستند. او برخلاف برخی از صاحب‌نظران، اقتصاد و دیپلماسی را زیرمجموعه‌ی قدرت سخت قرار داد و تنها از «رسانه» به‌عنوان قدرت نرم نام می‌بردازجمله مفاهیمی که به‌عنوان مکمل قدرت نرم مطرح‌شده، طرح قدرت هوشمنداست. قدرت هوشمند پاسخی است به ناکامی‌هایی که در مؤلفه‌های قدرت نرم و قدرت سخت در گذار و گذر زمان تجربه شده است
و درواقع ترکیبی هوشمندانه از دو قدرت سخت و نرم است. ازاین‌رو جنگ رسانه‌ای می‌تواند در پازل یک جنگ هوشمند تعریف شود و به‌طور هماهنگ با قدرت سخت و قدرت نرم، ایفای نقش کند.

جنگ رسانه‌ای و دو مفهوم «پروپاگاندا» و «دیپلماسی عمومی»

از دیگر مفاهیم نزدیک به جنگ رسانه‌ای می‌توان به دو مفهوم نسبتاً شناخته‌شده و قدیمی‌تر از آن -یعنی«پروپاگاندا» و «دیپلماسی عمومی»- اشاره کرد:

پروپاگاندا عبارت است از «منتشرساختن» یا «ترویج‌کردن» پاره‌ای از افکار و دیدگاه‌ها با هدف تقویت، جایگزین کردن، یا تعدیل گرایش‌ها و رفتارهای گروهی از مخاطبان است. همچنین «لاسول» که غالباً او را پدر مطالعات پروپاگاندا در آمریکا می‌خوانند پروپاگاندا را چنین توصیف کرده است: «مدیریت گرایش‌های جمعی با استفاده از نمادهای مهم و ، یا به بیان عینی‌تر ولی با دقت کمتر از طریق داستان‌ها، شایعه‌ها، گزارش‌ها، تصاویر، و دیگر اَشکال ارتباط اجتماعی

دیپلماسی عمومی نیز در بسیاری از ویژگی‌ها با پروپاگاندا مشترک است و آن را این‌گونه تعریف می‌کنند:‌ «فرآیندی دولتی از برقراری ارتباط با مردمان خارج، در راستای ایجاد فهمی از ایده‌ها و ایده‌آل‌ها، نهادها و فرهنگ، و نیز اهداف سیاسی و خط‌مشی‌های ملت خود». همچنین گروه مشورتی دیپلماسی عمومی آمریکا، دیپلماسی عمومی را چنین تعریف می‌کند: «فرآیند اطلاع‌رسانی، تعامل و تأثیرگذاری بر مردم کشورهای خارجی، به‌گونه‌ای که درنتیجه‌ی این فعالیت‌ها حکومت‌های خود را ترغیب کنند تا از سیاست‌های کلیدی آمریکا حمایت کنند


جنگ رسانه‌ای و مفهوم «جنگ روانی»

مقام معظم رهبری در نوروز سال ۱۳۸۶ تصریح فرمودند: من برنامه‌های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می‌کنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی. جنگ روانی یعنی چه؟ هدف جنگ روانی، مرعوب کردن است.
چه کسی را می‌خواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیت‌های سیاسی را، به‌قول‌معروف خود ما نخبگان را؛ این‌ها را می‌خواهند مرعوب کنند. کسانی که قابل تطمیع‌اند، آن‌ها را می‌خواهند تطمیع کنند؛ اراده‌ی عمومی را می‌خواهند تضعیف کنند؛ درک مردم از واقعیت‌های جامعه‌ی خودشان را می‌خواهند تغییر دهند؛ هدف جنگ روانی این است

ازنظر «جان کالینز» نظریه‌پرداز و استاد دانشگاه ملی جنگ امریکا، جنگ روانی عبارت است از استفاده طراحی‌شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در خصوصیات فکری دشمن با توسل به شیوه‌هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری می‌شود.

تعاریف و مؤلفه‌های جنگ رسانه‌ای

مقام معظم رهبری در بیان واقعیت جنگ رسانه‌ای و اهمیت آن می‌فرمایند: «در وضع کنونی و با این جغرافیای فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی موجود دنیا، کشوری با مشخصات جمهوری اسلامی ایران با این اهداف و با این موقعیّت و جایگاهی که برای خود انتخاب کرده، در این جنگ رسانه‌ای چه موضعی دارد. طبیعی است که ما مورد تهاجم باشیم؛ یعنی هیچ شبهه‌ای نباید به ذهن راه بیابد در این‌که ما یکی از اهداف اصلی و اوّلی تهاجم رسانه‌ای هستیم. حالا ما در مقابل این تهاجم در این جنگ بزرگ و البته نابرابر، می‌خواهیم وظایفمان را انجام دهیم. چه کار باید بکنیم؟ شما ببینید کار ما چقدر سنگین و حسّاس است.

<<جنگ رسانه‌ای>> همانند بسیاری از مفاهیم حوزه‌های علوم انسانی دارای تعاریف گوناگونی است و با رویکردهای متعدد و از ابعاد مختلف قابل تشریح می‌باشد. در اینجا جهت رعایت اختصار، تنها به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.در ادبیات نوین، از جنگ رسانه‌ای با عناوین تلطیف‌شده‌ای مانند «دیپلماسی عمومی» یا «دیپلماسی رسانه‌ای» بیشتر استفاده می‌شود.

جنگ رسانه‌ای به معنی استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها (اعم از مطبوعات، خبرگزاری‌ها، رادیو، تلویزیون، اینترنت) و اصول تبلیغات به‌منظور دفاع از منافع ملی است. تحت این شرایط، جنگ رسانه‌ای تنها جنگی است که حتی در شرایط صلح نیز بین کشورها به‌صورت غیررسمی ادامه داشته و هر کشوری از حداکثر توان خود برای پیشبرد اهداف سیاسی‌اش از رسانه‌ها بهره‌گیری می‌کند

برخی معتقدند هدف از جنگ رسانه‌ای، یکدست کردن بشر امروز بنا به خواست قدرت‌های حاکم بر جهان است. در این جنگ، دشمن با واقعیت کاری ندارد، بلکه او واقعیت را برای مخاطب «می‌سازد». دشمن از ادبیات سیاه بهره می‌گیرد و بر اساس خواست خود، نظام یک کشور را مرعوب می‌نماید و با فرسایشی کردن فضای سیاسی، نیروهای اصلی نگهدارنده را خسته می‌نماید. محیط‌های جوان «میدان مناسب» این جنگ ارزیابی می‌شوند

جنگ رسانه‌ای، ظاهراً میان رادیو و تلویزیون‌ها، مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها، شبکه‌های خبری و وبگاه‌های اینترنتی جریان دارد؛ اما واقعیت این است که در پشت این جدال ژورنالیستی، امری به نام «سیاست رسانه‌ای» یک کشور نهفته است که مستقیماً توسط بودجه‌های رسمی مصوب مجالس کشورها یا بودجه‌های سری سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و سرویس‌های جاسوسی، تغذیه می‌شود


در تعبیر جنگ رسانه‌ای، جنگ با نوع ابزار آن تعریف شده است. درواقع رسانه‌ها ابزار جنگ‌اند اما نکته‌ی مهم‌تر، اهداف مدنظر کسانی است که از این ابزار استفاده می‌کنند. به‌عنوان‌مثال در جنگ رسانه‌ای آمریکا علیه جمهوری اسلامی در ابعاد منطقه‌ای و جهانی، به‌طورکلی چند هدف راهبردی همچون ارائه‌ی تصویری مخوف از اسلام و جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی جهان به‌ویژه غرب، ترسیم ایران به‌عنوان محور شرارت در منطقه، ارائه‌ی تصویر آرمانی از ارزش‌های آمریکایی و لیبرال دموکراسی، تلقین اجماع جهانی علیه ایران، و تصویرسازی از ایران به‌عنوان ناقض حقوق زنان و اقلیت‌ها مطرح است

از دیگر ویژگی‌های جنگ رسانه‌ای این است که همکاری و هماهنگی نزدیک بخش‌های نظامی، سیاسی، اطلاعاتی، امنیتی، رسانه‌ای و عملیات روانی و تبلیغی یک کشور را می‌طلبد. پیچیدگی‌های ابعاد مختلف «جنگ رسانه‌ای» موجب شده تا تصمیم‌گیری درباره «طراحی»، «تدوین استراتژی»، «چارچوب‌ها»، «تکنیک‌های کاربردی»، «نحوه عملیاتی کردن اهداف و مأموریت‌های تعریف‌شده»، «استفاده حداکثر از توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار مکتوب، چاپی، صوتی، تصویری، چندرسانه‌ای، اینترنتی و سرانجام انتشار آنلاین» تنها به ژنرال‌های نظامی واگذار نشود. طراحان جنگ رسانه‌ای نه لزوماً ژنرال‌های پادگان‌نشین، بلکه ممکن است پروفسورهای کالج‌ها و بخش‌های رسانه‌ای در دانشگاه‌های معتبر هر کشوری باشند.

فرماندهان جنگ رسانه‌ای، کارشناسان عملیات روانی و متخصصان تبلیغاتی و کارگزاران رسانه‌ای بین‌المللی هستند؛ اما سربازان این جنگ را به‌ظاهر، نویسندگان، خبرنگاران، مفسران، تصویربرداران، تولیدکنندگان خبری و مطبوعاتی، کارگردانان، تهیه‌کنندگان و عکاسان رسان‌ها تشکیل می‌دهند. سلاح و تجهیزات این سربازان نیز رادیو، تلویزیون، اینترنت، ماهواره، خبرگزاری‌ها، دوربین، کاغذ و قلم و دستگاه‌های چاپ و نشر است؛ اما واقعیت آن است که در پشت‌صحنه‌ی عملیات رسانه‌ای، سیاست رسانه‌ای قدرت‌ها و نظام سلطه به‌مثابه راهبرد این حرکت قرارگرفته است که به‌صورت رسمی و سازمان‌یافته اما پنهان، با اختصاص بودجه‌ای سرّی از سوی سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی و ارائه‌دهندگان خدمات جاسوسی و تشکیلات ویژه نظامی هدایت می‌شود.

دو نوع کلی جنگ رسانه‌ای

رسانه‌ها در تمامی جنگ‌های قرن بیستم و بیست و یکم به‌عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغات جنگی مورداستفاده‌ی کشورها بوده‌اند. برجسته‌ترین نمودها و کارکردهای جنگ رسانه‌ای در بحبوحه‌ی جنگ‌ها مشخص می‌شود. از «جنگ ویتنام»، «اشغال گرانادا»، «جنگ اول خلیج‌فارس»، «جنگ کوروو»، «جنگ دوم خلیج‌فارس» و «حمله‌ی امریکا به عراق» به‌عنوان نمونه‌های شاخص جنگ رسانه‌ای هم‌زمان با جنگ نظامی یاد می‌کنند

به طور کلی می‌توان دو نوع جنگ رسانه‌ای تصور کرد؛ با در نظر گرفتن اینکه جنگ رسانه‌ای در طیف گسترده‌ای اعم از زمان جنگ یا صلح در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و علیه کشورهای هدف به کار گرفته می‌شود، یک جنگ رسانه‌ای به‌عنوان حلقه‌ی واسط یا حمایتی از جورچین یک راهبرد، برنامه یا تاکتیک غیررسانه‌ای (برای مثال نظامی، اقتصادی یا سیاسی) انجام می‌گیرد، و نوع دیگر جنگ رسانه‌ای که خود به‌عنوان هدف راهبردی طراحی می‌شود و اقدامات غیررسانه‌ای به‌صورت حمایتی یا تکمیلی در ذیل آن شکل می‌گیرد


باوجوداینکه برخی معتقدند اصطلاح جنگ رسانه‌ای بیشتر در میدان‌های نبرد نظامی کاربرد دارد، اما از اهمیت این مفهوم در دیگر زمان‌ها کاسته نمی‌شود؛ زیرا هدف جنگ رسانه‌ای کنترل و تغییر اذهان و افکار عمومی مردم و تحت تأثیر قرار دادن مخاطبان است.

بنابراین می‌توان گفت جنگ رسانه‌ای به معنای خاص آن به معنی استفاده از ابزار رسانه در ضمن یک جنگ نظامی یا اقتصادی و سیاسی و به معنای عام کلمه به معنی هرگونه فعالیت رسانه‌ای برای القاء تصویر مدنظر از خود و دشمن است.

جمع‌بندی مؤلفه‌های جنگ رسانه‌ای

با توجه به تعاریف مطرح‌شده در خصوص جنگ رسانه‌ای، می‌توان مؤلفه‌های اصلی این مفهوم را چنین فهرست نمود:

  • وجود دو جبهه‌ی متقابل در جنگ
  • استفاده از رسانه‌ها به‌عنوان ابزار جنگ علیه حریف
  • مخاطب قرار دادن احساس و ادراک مردم و مسئولان طرف مقابل
  • آمیختگی هنر و سیاست و استفاده از ظرافت‌های هنری و فن‌های تأثیرگذاری در ابلاغ پیام‌های باطناً سیاسی

 

 

منابع.

بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، ۱ فروردین ۱۳۸۶، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3378

یانات در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما، ۱۵ بهمن ۱۳۸۱، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7227

محمد سلطانی‌فر، «پژوهش‌نامه‌ی رسانه و جنگ نرم»، فصلنامه عملیات روانی شماره ۳۵، بهار ۱۳۹۲، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.swar.ir/quarterly.aspx?qid=76

مرضیه جان‌بزرگی، «منابع قدرت در جنگ نرم رسانه‌ای»، فصلنامه عملیات روانی شماره ۳۵، بهار ۱۳۹۲، قابل بازیابی در آدرس اینترنتی زیر:

http://www.swar.ir/quarterly.aspx?qid=76



موضوعات :
ترجمه

درباره نویسنده

admin 196 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *