گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

تأثیر معماری بر پایداری اجتماعی * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

تأثیر معماری بر پایداری اجتماعی
1397-01-22
5 بازدید
گزارش نسخه جدید

تأثیر معماری بر پایداری اجتماعی


موضوع مقاله:

تأثیر معماری بر پایداری اجتماعی

 

 

دانشجو:

زهرا آرمان

 

کارشناسی ارشد معماری ترم سوم

دانشکده فنی و مهندسی

دانشگاه آزاد اسلامی اراک

 

 

چکیده
حیات منحصرا در محیط پایدار و اقلیم مناسب، توسعه و رشد مییابد. عوامل محیطی را انسان، شناخته و بدون رابطه صحیح با محیط زیست، امکان تکامل کالبدی و کیفی نمیتواند وجود داشته باشد. زندگی انسان تنیده شده است به محیطی که برآورده کننده نیازهایش میباشد. گویی این معادله یکطرفه تا پایان جهان ادامه خواهد داشت. غافل از آنکه سر انجام نامتوازن بودن این دو کفه بشر را با دنیایی ویرانگر روبرو خواهد ساخت که خود با دست خویش ساخته است. معماری، این هنر سنگین پا تنها زمانی میتواند نقش خود را در این عصر کنونی بصورت پررنگ حفظ کند که گسست خود با محیط را به فراموشی سپرده و دست در دست محیط اطرافش، بار دیگر قدعلم کند. بهترین طراحی معماری، طرحی است که بتواند نیازهای اجتماعی، اقتصادی، تکنولوژیکی، زیبایی شناختی و زیست محیطی را توامان فراهم آورده و نتیجه آن سنتزی از همه عوامل دخیل در آن
باشد و توسعه ی پایدار رانوید دهد . اهمیت و لزوم توجه به فرهنگ یکی از راههای پیشرفت جامعه بشری محسوب می گردد .هنگامی که سخن از شهر به میان می آید، در واقع صحبت از مکانی است که بالاترین حد از تمرکز قدرت و فرهنگ یک اجتماع را در خود جای داده است؛ مکان تبلور وسیع ترین شبکه های ارتباط اجتماعی، جایی که تعلق به آن و اهل آن بودن، نوعی هویت شناختی برای فرد به ارمغان می آورد.شهر به مثابه تبلور آیین و اندیشه جامعه، نمیتواند در تمدن های مختلف یکسان پدید آید .گوناگونی شهرها در تاریخ و جغرافیای جهان، بیش از هر چیز معلول این تفاوت است..معماری بومی زمینه ای بر اهمیت دهی بر ارزشهای فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای میشود که باید برای جهانی شدن هرجامعه و ملتی بازشناسی ارزشهای معماری و فرهنگ آن جامعه برای دستیابی به اهداف بلند مدت آرمانی هر ملتی از مبنای معماری بومی آن جامعه شروع میشود، استمرار استفاده جامعه از آن بستری برای جهانی شدن سبک معماری بومی آن جامعه میگردد و علاوه بر آن معماری بومی جذابیت و زیبایی ارمغان می آورد .

 

مقدمه
توسعه پایدار که دردهه ۱۱مطرح گردید حاصل شناخت عمیق نسبت به محیط پیرامون بوده است.از انجا که طبق امار ۵۱درصد ذخایر سوختی در ساختمانها مصرف میشود لذا جستجوی راه حل اساسی برای این معضل ضروری می باشد.نکته دیگر اینکه،علاوه بر توجه به طبیعت،توجه به انسان نیز در اهم موراد قرار گرفت.انسان مدرن که درپس جوامع صنعتی به ابزار بدل شده است نقطه اصلی توجه توسعه پایدار می باشد و میتوان گفت طراحی و توسعه پایدار بخاطر ابعاد انسان مدرن گرایانه ارزش و اعتباری خاص یافته اند. در این جهان، معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدیدی برای تأمین زندگی مطلوب انسان بوده اند.

بدیهی است که زندگی، کار، تفریح، استراحت و… همه و همه فعالیت هایی می باشند که در فضاهای طراحی شده توسط معماران صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان بر زیست بوم جهان تاثیر مستقیم خواهد داشت، وظیفه ای بس حساس در این خصوص بر عهده انان می باشد .

 

توسعه پایدار

توسعه پایدار، یک ایده و اصطلاح بسیار گسترده است که معانی متفاوت و بسیاری دارد و در نتیجه فراوانی این معانی، واکنش های مختلف صاحب نظران را بر می انگیزاند. توسعه پایدار توسعه ای است که نیازهای حال انسان را با توجه به توانایی نسل آینده در دریافت نیازهایش مد نظر دارد.( بیانیه کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه آینده توسعه پایدار در سه حیطه دارای مضامین عمیقی است: ۱پایداری محیطی ۲پایداری اقتصادی ۳پایداری اجتماعی.کیومرثی، احمدی پور، در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار،(پایداری محیطی)در ارتباط با معماری اهمیت زیادی دارد و مسائل زیست محیطی که آینده بشر را به خطر انداخته است معماران را به چاره اندیشی وا داشته است. مفهوم توسعه پایدار یک تغییر مهم در فهم رابطه انسان وطبیعت و انسان ها با یکدیگر می باشد. این مسأله با دیدگاه دو قرن گذشته انسان که بر پایه جدایی موضوعات محیطی و اجتماعی و اقتصادی شکل گرفته بود در تضاد است. دردو قرن گذشته، محیط به طور عمده به عنوان یک موضوع خارجی نسبت به بشر، تلقی می شده است و در نتیجه برای استفاده و استثمار انسان، مشکلات محلی اساساً به صورت محلی دیده میشدند. در این دیدگاه، ارتباط انسان و محیط،به صورت غلبه انسان بر طبیعت درک می شد و باور داشتند که دانش و فن آوری بشر میتواند بر تمام موانع محیطی وطبیعی فایق آید. این دیدگاه مرتبط با توسعه سرمایه داری، و انقلاب صنعتی و علم مدرن می باشد.


مفهوم پایداری در دهه ۱۷۱۱را میتوان نتیجه رشد منطقی آگاهی تازه ای نسبت به مسایل جهانی محیط زیست و توسعه دانست که به نوبه خود تحت تاثیر عواملی چون نهضت های زیست محیطی دهه ،۱۱انتشار کتابهایی نظیر محدودیت های رشد، اولین کنفرانس سازمان ملل در مورد محیط زیست و توسعه در سال ۱۷۱۲در استکهلم سوئد برگزار شده بود. تعریف جامع و کاملی تاکنون از توسعه و پایدار در دسترس نیست ولی میتوان به چند مورد آن اشاره کرد: تعریف کمیسیون جهانی و محیط زیست و توسعه: تامین کردن نیازهای کنونی بدون لطمه زدن به توانایی نسل های آینده برای برآوردن نیازهای خاص خود. تعریف دیوید پیرس، اقتصاد دان انگلیسی: پایداری حداقل نیازمند یک موجودی ثابت سرمایه طبیعی به معنی کلمه دارایی های زیست محیطی است، توسعه پایدار آن توسعه است که سلامت و نظام های اکولوژیکی را در بلند مدت بهبود بخشد .کنفرانس لاهه: توسعه پایدار مفهوم جدیدی از رشد اقتصادی را در بر گیرد که موجب بهزیستی و فرصتهایی برای تمام مردم جهان می گردد و عادلانه نیست که تعداد محدودی منابع طبیعی و ظرفیت های موجود را برای منابع شخصی از بین ببرند(.بحرینی و مکنون بدون تاریخ) در کل با توجه به تعاریف بالا میتوان بطور ساده عنوان کرد که توسعه پایدار، توسعه ای می باشد که زندگی انسان و محیط اطرافش را درطول زمان بهبود ببخشد و هر دو را به طور همزمان و به صورت موازی مورد توجه قرار دهد .

هدف از توسعه پایدار تامین نیازهای اساسی، بهبود و ارتقاء سطح زندگی برای همه، حفظ و اراده بهتر اکوسیستم ها و آینده ای امن تر وسعادتمندتر است. این هدف خود متضمن تناقضی است که بسیاری آن را از خصوصیات اصلی واژه توسعه پایدار می دانند: تامین رشد لازم برای بهبود زندگی عموم و آینده ای مرفه تر و در عین حال حفظ اکوسیستم ها. بحرینی و مکنون بدون تاریخ از آنچه در باره توسعه پایدار تاکنون بیان شد، میتوان اهداف توسعه پایدار را، در رابطه با محیط زیست در سه حوزه که البته معنایی نزدیک به یکدیگر یعنی حفظ طبیعت به منظور برطرف نمودن نیازهای نسل آینده دارند، مطرح نمود:الف-رابطه انسان و طبیعت ب-طراحی نقشه مسیری که برروی مجموعه ای از روش ها و اصول اخلاقی، متمرکز است ج-تغییر در استخراج معادن(نمودار )


 

معماری پایدار: تعاریف و مفاهیم

مفهوم معماری پایدار ـ چه به عنوان عمل خلق فضای انسانی و تنظیم رابطه انسان و محیط فیزیکی و چه به عنوان محصول این فرایند ـ همواره با محیط پایدار در آمیخته و در یک چهارچوب کلی میتوان آنرا به معنای “خلق محیط پایدار انسان ساخت” تعبیر نمود. از این رو در
اینجا تعبیر معماری پایدار، با استناد به ادبیات مرتبط با “محیط پایدار” ارائه می گردد.
بر این اساس معماری پایدار به عنوان رویکرد ایجاد محیط پایدار بر “معماری حساس به محیط” مبتنی است. تعابیر متفاوت از “حساسیت محیطی” و عدم وفاق بر یک مفهوم واحد از پایداری در ادبیات معماری پایدار ـ که خود ناشی از مواضع اخلاقی متفاوت و شرایط سیاسی، اقتصادی و زیست محیطی مختلف می باشد به برداشتهای متنوعی از مفهوم معماری پایدار منجر شده است؛ به طوری که امروزه اصطلاح معماری پایدار برای طیف وسیع و متنوعی از رویکردهای حساس به محیط به کار گرفته میشود. از معماری بومی سنتی که “همواره به عنوان معماری با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی و اجتماعی دیده میشود”مفیدی،.۱۳۱۱ تا گرایشهایی که با ادعای پایدار کردن معماری موجود “معتقد به حفظ یک سبک خاص و وارد نمودن جنبه ای از حساسیت محیطی در ظاهر طرح یا کارکردهای محیطی آن هستند.

و در نهایت آن دسته معدود از معمارانی که معماری را به سمت کنش مندی و پاسخگویی به شرایط محیط داخلی و خارجی سوق می دهند. بر این مبنا ارائه یک تعریف جامع و مرجع برای رویکرد معماری پایدار، امری دشوار به نظر می رسد. تعریف چارلز کی برت از معماری پایدار که در نخستین “کنفرانس بین المللی ساخت و ساز پایدار” ارائه گردید: “خلق محیط انسان ساخت
و مدیریت متعهدانه آن بر مبنای اصول بوم سازگاری و بازدهی منابع. این اصول عبارتند از:
کمینه کردن مصرف منابع تجدید ناپذیر، ارتقاء و بهبود شرایط محیط طبیعی و کم کردن آسیبهای بوم شناختی بر محیط.” در این تعریف، تنظیم رابطه میان محیط انسان ساخت و محیط فراگیر بر مبنای تعبیری انسان مدارانه از اخلاق پایداری بیان شده است . با این وجود به دلیل تاکید بر “رعایت اصول بوم سازگاری” در طراحی معماری قابل توجه است. سوزان هاگان معماری پایدار را بر مبنای نگرشی میانه رو از اخلاق زیست محیطی تعریف میکند که در آن به برقراری تعادل زیستی با ارکان نظام زیست محیطی تاکید می گردد و نیل به آن را در گرو کنش مندی و پاسخگویی اثر معماری به شرایط محیطی می داند: “تبیین رابطه متعادل تر و همزیستانه اثر معماری با محیط که بر کنش مندی خودآگاه اثر معماری نسبت به شرایط محیطی پی ریزی شده است.”

مفهوم معماری پایدار یا همان معماری محیطی پایدار، تلویحاً برقراری تعادل و تعامل را میان سه حیطه اصلی اجتماعی ـ فرهنگی، اقتصادی ـ سیاسی و کالبدی محیط در بر می گیرد. چنین رویکردی به معماری، تحت عنوان “رویکرد جامع معماری پایدار” معرفی شده است.
بنابر این، اگرچه تمام انواع رویکردهای حساس به مسائل محیط که امروزه تحت عنوان معماری پایدار یا اسامی دیگری نظیر “معماری سبز”،”معماری بوم سازگار”، “معماری محیطی”و نظایر آن شناخته می شوند، تا حدودی تبیین رابطه جدیدی میان فضای کالبدی و طبیعت
به حساب می آیند، اما تنها بخش کنش مند این طیف متنوع، ضامن ارتقاء و پویایی و به تبع آن تداوم سودمند این رابطه است و میتواند به عنوان رویکرد معماری پایدار در عصر حاضر دنبال شود.
میتوان چنین نتیجه گرفت که تعریف هاگان از معماری پایدار اگرچه در یک چارچوب اخلاقی کلی تبیین شده است، میتواند مبنای جهت گیری های صحیح به سمت خلق محیط پایدار انسانی باشد. محصول چنین فرآیند معماری، فضایی است که از کارکردهای محیطی بهینه برخوردار است؛ یعنی:نسبت به ویژگیها و شرایط مکانی و محیطی پاسخگو وکنش مند است. -در طول فرایند حیات خود از نیروها و قابلیت های بستر بوم شناختی در راستای ایجاد شرایط محیطی مطلوب استفاده بهینه میکند- از تعادل بوم شناختی برخوردار است، یعنی کمینه صدمات محیطی را در طول فرآیند حیات، بر محیط زیست خود وارد میکند- نسبت به تغییرات در شرایط و نیازهای پیش آمده، انطباق پذیر و در نتیجه تداوم پذیز است. نورمن فاستر نیز در مورد معماری پایدار می گوید:”پایداری در معماری یعنی خوب معماری کردن. هرچه کیفیت معماری یعنی کیفیت فکر و ایده های آن در ارتباط با محیط بالاتر باشد، فضای معماری برای مدت طولانی تر میتواند نقش خود را ایفا کند”(مزینی،.هرچند که این ادعا تا حدی ایده آل به نظر می رسد، ولی در آن یک حقیقت گریزناپذیر وجود دارد. این که پایداری در معماری را نمیتوان یک سبک یا گرایش خاص و متعلق به زمان فعلی دانست، چرا که در آن نگرش و رویکردی اخلاقی مطرح میشود که در هر زمان و برحسب شرایط موجود، حائز اهمیت و اعتبار است: برقراری تعادل میان نیازها و خواست های انسان و شرایط دیگر ارکان نظام زیست جهانی در حال و آینده. از آنچه درباره معماری پایدار گفته شد، میتوان اهداف معماری پایدار را در رابطه با محیط زیست، اغلب در رابطه باانرژی جستجو کرد:
ایجاد ساختمان هایی حساس به نیازهای بومی، مصرف حداقل انرژی و…. البته همانطور که اشاره شد،در نظر گرفتن محتوای فرهنگی- اجتماعی بومی نیز، برای(. پیاده سازی فن آوری های محیطی ضروری است(نمودار )۲

 


 

محیط پایدار

شرط اساسی در نیل به پایداری محیطی، برقراری تعادل پویا میان نظامهای مختلف محیط است. این شرط از دیدگاه عملی دستیابی همزمان به پایداری نظام بوم شناختی، نظام اجتماعی ـ فرهنگی و نظام اقتصادی را ایجاب میکند و از منظر اخلاقی به برقراری و تداوم رابطه
همزیستی میان تمام عناصر و ارکان محیط(انسان و غیرانسان)تعبیر میشود. بر این اساس محیط پایدار را میتوان واجد خصوصیات زیر تعریف کرد:

 

 

 

از منظر بوم شناختی

در محیط پایدار کارکرد سامانه های زیستی اصلی محیط و سلامت آنها تداوم و ارتقا می یابد. این کارکردهای اصلی برای فعالیتهای انسانی عبارتند از: تولید اکسیژن و جذب دی اکسید کربن، جذب پسماندها و آلودگیها، تنظیم شرایط محیطی(درجه، طول، اندازه رطوبت و…) تولید منابع طبیعی تجدید پذیر: مواد غذایی و مواد خام اولیه محصولات فرآورده های تولیدی، تاًمین آسایش و سلامت روان شناختی و فیزیکی(مهلبانی،)۱۳۱۷

از منظر اجتماعی ـ فرهنگی

در محیط پایدار، همزیستی متعادل میان جامعه انسانی و محیط زیست طبیعی در راستای بهره مندی توامان اجتماعی و اقتصادی برقرار گردیده است. در چنین محیطی به منظور نیل به بیشینه منفعت جمعی، فعالیتها و مسیرهای توسعه ای دنبال میشود که در آنها از قابلیتهای بوم شناختی ـ فرهنگی مکان توسعه بهره گرفته شده است.

از منظر اقتصادی

در محیط پایدار، فعالیت های توسعه ای اقتصادی به رشد عادلانه و متوازن جامعه زیستی طبیعی و فرهنگی محیط و در نتیجه استفاده بهینه و پربازده از آن هاست. بنابر این نظام ها و فرایندهای توسعه ای در این محیط همچون یک سامانه طبیعی از خصوصیات: انعطاف پذیری، تطابق و تغییر پذیری، قابلیت احیا و استفاده مجدد(بازیافت پذیری) بهره وری و تنوع برخوردارند..)Van Der Ryn & Calthorpe , 1986 نیل به پایداری محیط کالبدی انسان ساخت – به عنوان بخشی از محیط زیست انسانی و در برگیرنده و سامان دهنده فعالیت های اقتصادی و اجتماعی – در گرو برقراری حالت تعادل پویا میان فضای کالبدی انسانی، محیط فراگیر و کاربردان فضاست. پویایی این تعادل در نحوه پاسخ گویی و کنش مندی محیط کالبدی به خواست ها و نیازهای کاربران و نیز شرایط متغیر محیط فراگیر است.

 

مفهوم فرهنگ وتاثیرات متقابل آن بر معماری

مفهوم فرهنگ، مفهومی بسیار بغرنج و پیچیده است که واجد نمودهای عینی است. سازهای فکری برای تبیین، تدوین، تشریح و توجیه مجموعه پیچیدهای از رفتارها، افکار عواطف و ساخته های انسان است و در برگیرندهای کلیه آموخته ها و عاداتی است که انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب میکند. درست به همان شیوه که زبان در چگونگی اندیشیدن ما نقش دارد و بدون زبان تفکرات ما جز توده ای گنگ و مبهم پیش نبوده . فرهنگ نیز بستر ساز و متن رویش تفکرات ماست که تاثیر گذار و تاثیر پذیر است.(حبیب،ص )۱۱ذائقه مشترک، به ما هویتی دیگر میدهد که دیگران از آن نصیبی ندارند، همان هویت فرهنگی ما را تشکیل میدهد و معطوف به اندیشه ها، آرا و ذهنیت هایی است که یک جامعه و یک نسل حامل و واجد آنها است.(صاحبی،،۱۳۱۱ص .)۳۱اگر به جهان اطراف نگاهی بیندازیم، آمیزهای وسیعی از مردم مختلف را با آداب و رسوم و عقاید متفاوت میبینیم این موضوع نکته آغازین حدیث جغرافایی فرهنگی است که با چشم اندازهایی که گروههای متفاوت در مکانهای مختلف به وجود میآورند ارتباط دارد.(قرخلو،،۱۳۱۷ص )۵جوامع کنونی شامل انواع خرده فرهنگهای مختلفی از قبیل فرهنگهای جوانان، فرهنگهای قومی، فرهنگهای هم جنس خواهان و یا فرهنگهای افراد معلوم میشود. لیکن این فرهنگها از ابتدای پیداش کاری کرده اند که جامعه آنها را بپذیرد .

نقش فرهنگ در شکل گیری هویت

در جوامع سنتی فرهنگ به خوبی از عهده انجام کار به ویژه هویت سازی بر می آمد، چرا که توانایی و قابلیت تفاوت آفرینی و معنا بخشی بسیار بالایی داشت.در چنین جوامعی فرهنگ نه تنها مرزهای شفاف و پایداری ایجاد میکند، بلکه در عرضه کردن نظام های معنایی منسجم و آرامش بخش هم توانا بود.این توانایی چشم گیر فرهنگ در عرصه هویت سازی و معنا بخشی، در درجه نخست از پیوند تنگاتنگ فرهنگ با مکان و سرزمین ناشی می شد.در جوامع سنتی، استحکام و کارایی بالای مرزها، فضایی انحصاری برای فرهنگ های خاص فراهم می کرد.(کرمی، )۳۱۱،۱۳۱۱نوربرگ شولتز حس مکان را پدیده ای کلی با ارزشهای ساختاری می داند که در بستر ادراک و جهت یابی در فضا
ممکن میشود.بی مکانی در ساختار شهری امروز نقشی اساسی در بی هویتی در ساختارهای اجتماعی دارد چنانچه بقول محسن حبیبی همین بی هویتی مکان است که باعث میشود تا در پاسخ به این پرسش که کجایی هستید، همه بگویند تهرانی، و نه تجریشی یا جنت آبادی، یعنی بی
هویتی مکان های شهری است که احساس بی هویتی در ساختار شخصیتی و حتی شاکله اجتماعی را بوجود می آورد .

-۶معماری بومی ایران و تاثیرات فرهنگی

انسان بخشی جدایی ناپذیر از محیط است و چنانچه انسان این نکته را فراموش کند به سمت از خود بیگانگی انسانی و تخریب محیطی گام بر می دارد. تعلق به یک مکان به معنی داشتن جای پایی وجودی است به گونه ای که هر روز احساس شود.(ابل، )۲۱۱،۱۳۱۱جامعه شهری
با ویژگی ها و خصوصیات خاص خود، نشانه های رفتاری و ارزشهای شخصیتی خاص را در قشرهای شهرنشین ایجاد میکند. جامعه شهری و رفتار شهر نشینان اثراتی متقابل روی یکدیگر دارند، یعنی اینکه محیط شهری رفتارهای خاصی را در شهرنشینان به وجود آورده و رفتار و شخصیت شهرنشینان نیز محیط ویژه شهری را ایجاد، حفظ و تداوم می بخشد.(شیخی،)فرهنگ عمومی حاکم بر شهرهای سنتی ایران در جهت فراهم آوردن فضایی برای رسیدن به آرامش و در تناسب با روح زندگی جاری در آنهاست. در شکل گیری معماری بومی، برخی روابط اجتماعی و اقتصادی یا محیط طبیعی و نمادهای فرهنگی ماهرانه انعکاس مییابند به نحوی که همزمان سادگی و آرایش در آنها متجلی است. معماری بومی که به دور از تخصص ها، تحقق مییابد. جوابگویی به نیازهای یک مجتمع را در ارتباط با عوامل طبیعی و یا خواسته هایی معنوی انسان ها عهده دار است. زیرا با مشارکت آنان در تدبیر و در اجرا زاده میشود و از زندگی روزمره آنان الهام میگیرد و به دور از خودنمایی و برون آرایی استقرار مییابد، و از این روی است که معماری بومی، بدون دارا بودن سبکی، به دور از فرمو مدل خاص، خصیصه بدیه ساز یودن را حفظ کرده است.(دادخواه، ،۱۳۱۱ص)۷۱مطابق با دیدگاه بسیاری پژوهشگران فرهنگ عامل اصلی شکل گیری خانه است و نقش مهمی در پایداری
اجتماعی دارد. پایبندی معماران به وجوه فرهنگی از این جهت اهمیت پیدا میکند که طراح به منزله پرورش دهنده، موجب تقویت پیوندهای مردمی میشود. زیرا تعهد به فرهنگ، روح طراحی است و محیط موفق فقط با توجه کامل به وجوه اجتماعی و فرهنگی قابل تحقق است. محققان معتقدند خانه بیش از آنکه ساختاری کالبدی باشد، نهادی است با عملکردی چند بعدی متاثر از اجتماع، فرهنگ، آئین مذهبی، اقتصاد و اوضاع محیطی، و از انجا که ساخت خانه خود امری فرهنگی است، شکل و سازمان آن نیز متاثر از فرهنگی است که خانه محصول آن می باشد.(معماریان، ) ۱۳۱۷معماری بومی شکل پیشرفته ای از نوع مردمی است و در ارتباط با آب و هوا، فرهنگ و مصالح ساختمانی آن منطقه خاص، شکل می گیرد. این نوع معماری، پیش از آنکه در خور تحسین باشد، شایسته دوست داشتن است. مانند یک عضو خانواده که هرچند زیبا نباشد، باز هم والدین و نزدیکانش او را دوست می دارند .

پایداری در معماری بومی ایران

رویکرد بومی گرایی در معماری نیازمند شناخت فرهنگ بومی و شرایط محیطی است .چرا که معماری در بستر بومی حاصل تطابق با فرهنگ و اقلیم است .مکان و فضا عناصر و اجزای اصلی هویت را تامین می کنند .رویکرد خاص گرایی در فرایند هویت سازی معماری با مفهوم بومی گرایی همراه است .بومی گرایی منجر به شکل گیری حس تعلق به مکان و فضا و در نتیجه شکل گیری هویت مکانی می گردد.به این ترتیب رویکرد بومی گرایی منجر به شکل گیری فرمی از معماری می گردد که ریشه در ویژگی های انسانی فضا و همچنین شرایط محیطی آن دارد . معماری بومی با تلاش برای همخوانی با شاخصه های فرهنگی یک ملت خاص، نوعی خاص گرایی فرهنگی پدید می آوردکه فارغ از مکان به معنای کالبدی است. معماری بومی متجلی برخی روابط مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با محیط طبیعی و مصنوعی انسانها میباشد، که در آن نمادهای فرهنگی جامعه در آن انعکاس مییابد و دوام و ماندگار خود را به دلیل داشتن این روابطه مستحکم حفظ مینماید .معماری بومی که به دور ازتخصصها تحقق مییابد، جوابگویی به نیازهای یک جامعه در ارتباط با عوامل طبیعی و با خواسته های معنوی انسان عهده دار است.


 

میتوان الگوهای زیر را در معماری پایدار ارائه کرد که هر یک از این الگوها به نحوی در معماری سنَّتی این مرز و بوم قابل شناسایی می باشد:

– به حداقل رساندن بهره برداری از منابع تجدید ناپذیر و به کارگیری انرژی های طبیعی و تجدید پذیر از طریق جهت گیری مناسب بنا

– در بافت شهر و قرارگیری مناسب فضاها در داخل بنا جهت استفاده اقلیمی از فضاها) فضاهای تابستان نشین و زمستان نشین(

– ارتقاء کیفیت محیط زیست و گسترش محیط زیست طبیعی از طریق استفاده مناسب از فضای */سبز با توجه به اقلیم

– از بین بردن یا به حداقل رساندن مصرف مواد آلوده و سمی

– حفظ هویت فرهنگی و قومی

– استفاده خردمندانه از زمین و همگونی شکل ساختمان با محیط زیست فرو رفتن در دل خاک به منظور استفاده از ظرفیت حرارتی خاک در تابستان و زمستان

– اقتصادی بودن ساخت و ساز با استفاده از فناوری های جایگزین استفاده از مصالح مناسب و مصالح بومی سازگار با اقلیم هر منطقه

بنابراین معماری پایدار بر خلق یک محیط سالم بر پایه بهره وری از منابع و اصول اکولوژیکی اهتمام می ورزد و با استفاده معقول و منطقی از منابع طبیعی و مدیریت مناسب بر ساخت و ساز، به حفاظت از منابع تجدید ناپذیر، کاهش مصرف انرژی های تجدید پذیر و ارتقاء کیفی زیست
کمک میکند که با بررسی اصول به کاررفته در معماری سنَّتی این نتیجه حاصل میشود که عیارهای به کاررفته در معماری پایدار به نحوی در معماری این مرز و بوم به صورتی کاملاً خلاقانه و با درایت و هوشمندی معماران سنَّتی استفاده شده است.

جایگاه پایداری در دین اسلام به عنوان یکی از عوامل اصلی پایداری شهرهای سنتی ایران

اصل اسلامی در زمینه مذکور، مربوط به جلوگیری از تخریب یا صدمه رساندن به عناصر طبیعی سودمند که خوراک، سایه و غیره را برای ما تأمین می نمایند و در عین حال دارای هدف حفاظت از حقوق مردم( مانند بهره برداری از منابع طبیعی ) در رابطه با محیط زیست نیز می باشد. بنابراین، آدمی نباید عناصر طبیعی را تخریب نماید.برای نمونه بر اساس آیات قرآن کریم( آیه ۳۱سوره انبیاء، آیه ۱۱۷سوره بقره، آیه ۷۷ سوره انعام و…)، آب به عنوان یک عنصر طبیعی مهم، به عنوان منبع و منشاء حیات خلق گردید. پس این عنصر بایستی با اجتناب از هر عملی یا اقدامی که آنرا آلوده نماید، حفظ گردد. هوا نیز برای تداوم و صیانت زندگی خلق گردید. همچنین هوا گواهی آشکار بر حضور مطلق، رحمانیت، تقدیر و کمال خداوند می باشد.(مرتضی،)۱۳،۱۳۱۱اکثر امتیازات معماری سنتی اسلامی این است که به ملاک های« توسعه پایدار »اشاره دارد. در حقیقت نظریه « پایداری » تصدیق میکند که فرهنگ و ایدئولوژی سنتی متضمن نظرات و ویژگی های آن است. آن ها ادعا می کنند که، این نوع زندگی، نیازهای امروز ما را بر آورده می سازد، بدون اینکه به محیط زیست نسل های آینده آسیب برساند.

بررسی مصداق ها در شهرهای سنتی ایران

مهمترین ممیزه شهرهای گذشته، سکون آنها بود. محدوده تحت اشغال این شهرها و تعداد شهروندان آنها از حدی مشخص فراتر نمی رفت. آنها ساکنین خود را تنگ در آغوش می گرفتند و بدین ترتیب احساس امنیت را برایشان فراهم می آوردند. انها با روستاهای همجوار و محیط پیرامون خود در تعادل بودند. تمام کیفیت هایی که برشمردیم، در حصارهای گرداگرد این شهرها تجسم مادی می یافت.(یار احمدی،)۱۳،۱۳۱۱در شهرهای سنتی با وجود تفاوت سطح اقتصادی ساکنان، این تفاوت به راحتی از ظاهر و نمای بیرونی ساختمان ها احساس نمی شد و فقط با حضور فیزیکی در فضاهای داخلی، میزان برخورداری افراد مشخص می گردید .ولی در معماری امروزی به راحتی میتوان افراد
فقیر و غنی را از ظاهر ساختمان آنها شناخت و میزان فاصله ی طبقاتی را به راحتی اندازه گیری نمود .این روند تا آنجا پیش رفته است که شهرهای امروزی به مناطق اعیان نشین و فقیر نشین قابل تقسیم است.با نگاهی به ساختار شهرهای سنتی میتوان دریافت که هر مداخله در ساختار شهر
سنتی بر مبنای نیاز شهروندان شکل می گرفت و طراحی شهر نه بر اساس سبک و غرایض طراح بلکه بر مبنای نیاز شهروندان شکل می گرفت. مرحوم پیرنیا این اصل را در معماری ایران، مردم واری می داند چنان چه بناهای سنتی بر اساس مقیاس های انسانی شکل می گرفت.
حیاط مرکزی در معماری مسکونی ایرانی یکی از زیباترین و منسجم ترین الگوهایی است که به قول استاد پیرنیا در زبان الگوی معماری سنتی دیده میشود. در واقع نوع اعتبارات خارجی این فضای معماری به گونه ای است که امکان برخورداری از حال و هوای خاص رفتاری و زیستی را بالاخص در شهرهای کویری ایران رقم می زند. در واقع در این فضای میان تهی است که خاطرات جمعی اهالی خانه و محرمیت خاص ایرانی به همراه آداب و رسومی ارزشمند به منصه ظهور می رسد.(محمودی نژاد، )۳۱،۱۳۱۱این نوعی هم نشینی فضا ها در بافت شهری ایران است که درآن بناهای شهر مثل خانه ها ومساجد به صورت پیوسته و به هم چسبیده در کنار هم قرار گرفته اند و حیاط ها ومیادین و فضا های خالی در میان آنها شکل گرفته است. .این الگو معماری که به آن اصطلا حا الگوی حیاط مرکزی نیز میگویند در معماری سنتی شهر های حاشیه کویر ایران رواج داشته است.این معماری در مقابل معماری برون گرا قرار دارد.در معماری درون گرا اهمیت بر زیبایی درون و آرامشی است که در دل حیاط وفضای خالی درونی نهفته است فضای خالی در این الگوی معماری اهمیت معنوی و نمادین داشته و با سلوک عارفانه در ارتباط است.

نتیجه گیری

مفهوم توســعه پایدار یــک تغییر مهم در فهم رابطه انســان و طبیعــت و انســان ها با یکدیگر می باشــد. این مســأله با نگاه دو قرن گذشــته در تضاد اســت؛ دیدگاهی که بــر پایه جدایی وضوعات محیطی و اجتماعی و اقتصادی می باشــد. میتوان گفت که توســعه پایــدار و معما ری پایدار، با توجه به شــعائراولیه شــان، حفاظت از محیط زیست را با تغییر رویکرد نسبت به طبیعت مورد نظر قرار می دهند ولی راه کارهای ارائه شــده و آنچه امروزه در محیط ســاخته شده متجلی میشود، نوعی برخورد گسسته و جدا از طبیعت است و تنها به حفظ آن جهت بهره برداری نســل های آینده توجه میکند.با مرور تعاریفی که درباره پایداری درمعماری و ساختمان آمده است میتوان از معماری پایدار به عنوان معماری که در جنبه های مختلف محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فنی وتکنولوژیک دارای بیشترین سازگاری با زمینه و محیط بوده و کمترین آسیب و اتلاف را فراهم آورد، یاد کرد.

با توجه به بررسی هایی که در زمینه معماری پایدار و اصول و معیارهای پایداری قرن حاضر و ویژگی های معماری سنَّتی ایران انجام گرفت، مقایسه ای میان معیارهای پایداری و ویژگی های طراحی در معماری سنَّتی صورت گرفت و پژوهش حاضر به این نتیجه رسید که اصول و روش هایی منطقی درطراحی بناهای سنَّتی ایران به کار رفته که قابل تعمق بوده و قابل تطابق با معیارهای پایداری قرن حاضر می باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع
.۱ابل،کریس،معماری و هویت،(،)۱۳۱۱ترجمه فرح حبیب،انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی،چاپ اول،تهران،
.۲اخوت،هانیه،الماسی فر،نینا،بمانیان،محمد رضا،معماری و شهرسازی سنتی در کشورهای اسلامی،(،)۱۳۱۷انتشارات طحان،چاپ اول،تهران

.۳اردلان، نادر و لوئیس سرت، خوزه و بالکریشنا، دوشی و صفدی، موشه و کندیلیس، خورخه،(،)۱۳۱۷منشور حقوق اسکان، ترجمه فریش فرحپور، انتشارات یادوران

.۱ادوارد، برایان،(،)۱۳۱۷رهنمودهایی به سوی معماری پایدار، ترجمه دکتر ایرج شهروز تهرانی، تهران، نشر مهرازان، چاپ اول،

.۵آیوازیان،سیمون،(،)۱۳۱۱مقاله: بهره گیری از روش های سنتی در صرفه جویی انرژی، مجله هنرهای زیبا، شماره،

۶٫ Ding.G.K.C.,(2007) sustainable construction, the role of environmental assessment tools ,Journal of
Environmental Management ,pp.451_464
.
7. Brian and Paul,E.(2001). Hyatt, Rough Guide to Sustainability, London: RIBA Publication

 

 

 

 

 


 



موضوعات :
ترجمه

درباره نویسنده

admin 196 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *