گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

انسان در طبیعت * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

انسان در طبیعت
۱۳۹۶-۱۰-۲۷
134 بازدید
گزارش نسخه جدید

انسان در طبیعت


تاکنون برای بیان اصول و ویژگی های حاکم بر معماری گذشته ودلائل ارزشمند بودن و پایداری آن تلاشهای فراوانی شده است.ازمنظر نگرش سامانه ای و همبستگی این معماری با سامانه های انسان وطبیعت وتشکیل ابرسامانه انسان طبیعت ومعماری،میتوان سخن ازویژگی های هرسامانه پایدار گفت که نمونه ای ازآن معماری گذشته باشد.جنبه طبیعت گرایانه این معماری سبب می شود که این معماری همچون یک ارگانیزم تلقی شده و هرمعماری که براین هانندی تاکیدکند را معماری ارگانیک می نامند.
ویژگی معماری ارگانیک درحقیقت اصول مهم حاکم برارگانیزم های طبیعی اند که رازارزشمندکننده و پایدارکننده آن هستند.معماری گذشته به عنوان یک مصداق ارزشمند درتوجه به این اصول بسیار موفق بوده است.هرچندبه گفته جنکز در سده اخیر نیزجریان معماری ارگانیک هرچهل سال یکبار به شکلی ظهور کرده است.

در این معماری توجه به انسان هم تنها در جنبه طبیعی اوست و انسان همچون دیگر اجزا طبیعت و معماری او هم مانند خانه دیگر جانوران والبته در مرتبه ای متناسب با تکامل زیستی او نسبت به حیوانات تعریف می شود.

اما از نظر نگرش های قدسی از آنجا که هستی انسان و طبیعت به ارگانیزم ظاهری آنها خلاصه نمی شود،لایه ای مهمتر،عمیقتر ودر عین حال پنهان تر به عنوان لایه فراارگانیک در انسان وطبیعت مشاهده می شود که در حقیقت وجه تمایز انسان نسبت به حیوانات در همین برتر رفتن از ارگانیزم طبیعتی و درک لایه فرا طبیعت وجود خود و طبیعت است. حتی برخی نگرش های غیر قدسی انسان گرا هم که برتری عقلی انسان را نسبت به طبیعت قبول دارند،چنین رویردی را می پذیرند.با این نگاه دسته جدیدی از ویژگی های فرا ارگانیک دربسیاری از معماری گذشته کشف می شود.

  این جریان فکری هم در سراسر تاریخ وجود داشته است و امروزه حجم عظیمی از معماری جهان در رویارویی با جریان ارگانیک مدعی معماری فرا ارگانیک هستند.اگر برخی سبک های معماری همچون فراکتال،معماری سبز،پایدار،پرش،کیهانی هوشمندو تکنوارگانیک و…راپیروان نگرش ارگانیک بدانیم .درمقابل کل رویکردسامان شکنی(Decpnstruction) و بسیاری از گرایشات فرا مدرن راباید جزءنگرش فرا ارگانیک دانست.

اگر چه به رغم ما اگر دریک مکتب با ادعای فرا روی از طبیعت اصول سامانه ای ارگانیک آن نادیده گرفته شود.دیگر باید آن را فرو ارگانیک دانست چراکه در نگرش فرا ارگانیک انسانیت انسان در آن است که با حفظ ارزش های طبیعی و اصول ارگانیک زیستی خود به ماوراءآن دست پیدا کند.

امروزه در بسیاری از مکاتب طبیعت گرای معماری،بهره گیری از طبیعت تنها به صورت انتزاع شکلی صورت می گیرد و این کار از

کلیسای رنشان لوکربوزیه تا بسیاری از کارهای ایرانی قابل مشاهده است.

به این ترتیب عرصه معماری جهان را ازبعد طبیعت گرایی می توان در سه گونه زیر از هم تفکیک کرد:

۱٫ فرو ارگانیک:تآکید برغلبه بر طبیعت و نادیدخ گرفتن اصول آن معماری ماشین واره و مکانیکی

۲٫ ارگانیک :تا کید بر طبیعت گرایی و توجه به اصول طبیعت،

۳٫ فراارگانیک:با حفظ طبیعت گرایی وتوجه به اصول طبیعت ، فراروی از آن و احیاءلایه های فرا طبیعی در وجود انسان

تحلیل گران معماری گذشته معمولا معماری گذشته را از نوع ارگانیک یا فرا ارگانیک تو صیف نموده وبرخی ویژگی های آن را به شکلی طبقه بندی نشده معرفی می کنند.

به طور مثال:استاد دکتر پیرنیا ۵ اصل بنیادین را در معماری ایرانی نام برده

که عبارتند از:

۱٫پرهیز از بیهودگی

۲٫خود بسندگی

۳٫نیارش

۴٫مردم واری

۵٫درونگرایی

دو اصل اول ،اصول کلی سامانه های پایدار بوده و

اصل سوم به سامانه ساختاری و سازه ای و

اصل چهارم به سامانه شکلی و هندسی مربوط می شود.

همه اینها جزءاصول مشترک همه ی سامانه های ارگانیک است واختصاصی به معماری ایرانی ندارد.

اگرچه اصل پنجم را می توان دارای تفسیر های ارگانیک ناشی از تعریف انفسی ودرونگرایانه از انسان است.

براین اساس ماتلاش خواهیم کرد تا پاره ای از اصول ارگانیک و فرا ارگانیک حاکم بر طبیعت و انسان و معماری وابسته به آنها را به صورت زیر معرفی

نماییم.

 اصول ارگانیک

۱٫وجود دو نظام هندسی بر اساس دو گونه عملکرد:

این دو الگوواره هندسی با نامهای هندسه آفاقی و هندسه انفسی ریشه در انسان شناسی دو ساحتی مطرح شده در فرهنگ اسلامی دارد و پاسخ گوی دو گونه نیاز انسانی است.امادر نگرشی کلی تربه نظر می رسدهمین دو سطح نیاز رفتاری در اجزاءطبیعت هم وجود دارد و در آنجا هم از اجزاءبدن انسان تا همه گیاهان و جانوران دو گونه هندسی منظم و آزاد قابل مشاهده است.

الف)آزاد:
این هندسه در طبیعت وجود داردو برخی مکاتب با استناد به این هندسه طبیعت،به معماری آزاد و سیال و پرشکنه (فراکتال) روی آورده اند،غافل از اینکه این هندسه راطبیعت بر اساس نیاز عملکردی و رفتاری به اجزاءخود داده است.اجزائی همچون ریشه (ریزوم) رگ ها،روده،اعصاب و … که نظریه پردازانفرا کتال و فولدینگ به آن استناد می کنندهمه در نحوه ی رفتار ارتباطی و واسطه گری غذارسانی و… با هم مشترکندو چنین رفتاری نیاز به هندسه آزاد و پرشکنه دارد.
بهترین مثال این عملکرد در زندگی انسانها ساختار شهر است و به همین جهت شهر های گذشته نمونه های خوبی از هندسه ارگانیک آزاد و و فراکتالی هستند.

ب)منظم:
این هندسه در جایی است که عملکرد ارتباطی نیست،بلکه مستقل و وابسته به خود است.به طور مثال در اندامی مثل گل،میوه یا شکل کلی اندام گیاهان و جانوران که حالت ارتباطی نداشته و قائم به ذات است حالت تقارن و نظم به خوبی دیده می شود.
در معماری بهترین تجلی این اصل را باید در ساختمانهای مسکونی ،معابد و…یافت که از یک انتظام بلورین همچون چینش اندام گل و میوه برخوردار است .در این موارد،هندسه پاسخ گوی نیاز انسان به آرامش ،سکون و تمرکز است.به طور کلی به نظر می رسد هندسه آفاقی در بیشتر موارد ،جنبه مقدمه ای داشته و مهمترین بخش های مستقل هر سامانه دارای هندسه آنفسی می باشد.

 ۲٫اصل سلسله مراتب:

 
 

اصل مهم تعیین کننده روابط اجزاءدر هر سامانه ،اولویت بندی و رعایت سلسله مراتب در شکل و تناسب ،متناسب با رفتار است.درساختاریک گیاه در اتصال یک جزءبه دیگری همچون تنه،شاخه،ساقه،برگ یا میوه مراتبی رعایت شده است.بطوریکه یک عامل مهم تعیین هندسه وتناسبات هر عضو مرتبه ی آن نسبت به عضو قبلی و بعدی است.یعنی اجزای گیاه از ریشه تا برگ ومیوه با در نظر گرفتن تناسباتی از نظر اندازه و رنگ و …در کنار هم قرار گرفته اند.این اصل حتی در کوچکترین عضو طبیعت هم رعایت شده است.

این اصل در معماری با رعایت حریم ها و پرده های فضائی رخ میدهد.مسلما “قرار گرفتن اجزای یک خانه (پذیرایی،آشپزخانه و…)در کنار هم نیاز به چیدمان مناسبی دارد که اصل سلسله مراتب و اولویت بندیدسترسی خصوصی و عمومی و… آن راتعین میکند.

کل یک سامانه شهری را می توان با چیدمان اندام در یک گیاه یا جانور ویا ساختار یک فیلم یا داستان مقایسه کرد.در این تشبیه برای مواجه شدن با هر بخش باید مقدمات لازم را طی کرد و از بخش های پیشین آن گذاشت.تا به آن دست یافت و هرگز فضای اصلی در بیرونی ترین بخش قرار نگرفته است مثلا”در ساختار درونی یک مسجد به عنوان یک مکان مطهر و مقدس برای رسیدن به گنبد خانه اصلی نیاز به عبور از چند پرده فضایی (سکانس)میباشد و قرار گرفتن فضای عبادت بلافاصله بعد از درب ورودی درست نیست.

۳٫ اصل محور:

در هرموجود و گیاه وهر جانوری دو نوع محور وجود دارد یک محور اصلی و یک محور فرعی.

 

محور اصلی یا محور رشدمحوریست غیر متقارن که عناصر اصلی روی آن قرار دارندو محور فرعی محوریست متقارن که عناصر فرعی روی آن قرار دارند.در یک ساختمان هم به یک محور اصلی نیاز هست تا عناصر اصلی ساختمان مانند پذیرایی در یک خانه یا شبستان ومحراب در یک مسجدروی آن قرار گیرند.فضاهای فرعی مانند آشپزخانه و سرویس ها هم رویمحور فرعی بنا قرار می گیرند.

محور اصلی گیاه یک محور عمودی است که اندام رویشی،تغذیه و ششها در میانه،ریشه ها در پایین وانام زایشی در بالاترین قسمت قراردارند.در حیوانات محوراصلی یک محور افقی است.که اندام ادراکی در بالا،اندام گوارشی در میان واندام زایشی در پایین قرارداند.محور اصلی در انسان مانند گیاه عمودی است اما برعکس آن است،یعنی اصلی ترین قسمت بدن انسان که عقل و ادراک اوست در بالاترین قسمت بدن قرار دارد.

اما در محور شهری الزامی به وجودیک محورمستقیم نیست بلکه می تواند یک محور ارگانیک و آزاد داشته باشد.

۴٫اصل وحدت ترکیب بندی و چیدمان(COMPOSITION)

پراکندگی شاخ وبرگ هادر اطراف محور اصلی یک گیاه بدون الگو وچیدمان و به صورت تصادفی نیست.بلکه با برنامه ای از پیش تعیین شده ،و هماهنگ با عملکرد اجزا چیدمان آن مشخص می شود که در هر گیاه یا جانور متفاوت است.

هانطورکه در بحث سامانه ها مطرح شد اجزاءبا هم بی ارتباط هستندودر کنار هم قرار گرفته اندوبا هم جمع شده اند.چنین نظمی یک نظم قراردادی است.

Arrangment)،) واگر سامانه ای هم شکل می گیرد سامانه ای مکانیکی است .در مقابل در سامانه های طبیعی اجزا در اتصال با هم ،اندام یک مجموعه را شکل داده اند.بطوریکه یک وحدت حقیقی پیدا می کنداین اصل در علم گیاه شناسی عنوانی به نام:

“فیلو تکسی”Philotaxisداردکه چیدمان یا ترکیب بندی رشد یک گیاه را بررسی می کند .این قانون ازاصول مهم هنر کلاسیک است که ر این دوره نیز تا حدودی مورد توجه بوده و در دوره ی جدید در سبک هایی همچون سامان شکنی این اصل به شدت مورد نقض قرار گرفته است.

موزه ی بیلبائو فرانک گری یا خانه ششم آیزنمن نیز مثالهای نقضی براین اصل هستند.

آیزنمن در کارهایش به دنبال وحدت،ترکیب بندی و نظم نمی باشد ،بلکه تآکید بر عدم داشتن ترکیب بندی دارد.کارهای او نمایانگر ترکیب شکنی است.

 ۵٫شکل یابی براساس نیروهای ثابت و ذاتی ،درونی

 

ژن اصلی ترین عامل درونی تعیین کننده ویژگی های شکلی هر جزءدر طبیعت است و همین عامل است که سبب پایداری ویژگی ها در نسل های مختلف یک موجود طبعی می شود.بطوریکه تغییرات در نسل های بسیار جزءی بوده و ویژگی های ژنتیکی در همه آنها ثابت ،پیش بینی پذیر و قابل حدس است.

وما می توانیم با دیدن هر موجودی،شکل کلی فرزندان او را پیش بینی کنیم.به طور مثال،تفاوت شکلی مابین انسان وحیوانات ناشی ازتفاوت ژنتیک است.اما ژن در میان گروهی از انسانها ،سبب هم شکلی آنها نمی شود.چرا که علاوه بر ژن عواملی بیرونی نیز در تععین شکل هر موجود دخالت دارند.

در معماری نیز می توان از وجود ژن برای هر موضوع معماری صحبت کرد .بطور مثال:خانه ،معبد بازار ،باغ و…

هر یک تعریف ذاتی ارند که ژن به آن معنا می بخشد و تنها اثری را میتوان خانه نامید که آن ژن در آن حضور داشته باشد .بدیعی است که در اینجا هم مانند طبیعت،این اصل هرگز به جبر همیشگی در معماری نخواهد انجامید .استعدادها یانیازهای پروژه ،ژن هستند .ازنمونه های مدرن این تغییر ژنتیکی خانه معبد و… میتوان به کلیسای رونیان لوکربوزیه و برخی از خانه ها همچون خانه شیشه ای مس وندروهی ،خانه های شماره دار آیزنمن و گری و… اشاره کرد.

بسیاری از نظریه پردازان بر تغییر مفهوم معماری و عناصر آن همچون خانه ،معبد ،موزه وشهر و… تاکید دارندو برای همه این موارد مفاهیمی کاملا جدید مطرح نموده اند.

۶٫شکل یابی براساس تطابق بانیروهای بیرونی متغیر:(اصل انطباق و سازگاری)

 

تاثیر گذاری عامل درونی ژن،مطلق و جبری نیست،بلکه عوامل بیرونی درطبیعت وجوددارد که معمولا فقط به صورت تاثیر اقلیمی نقش مهمی در تعیین شکل هر موجود دارد. در محصولات انسانی ،خصوصا هنر و معماری ،عوامل بیرونی به دو بخش کالبدی و محتوائی تقسیم می شوند.

عوامل کالبدی همچون:اقلیم ،مصالح،تکنولوژی ساخت و…و عوامل محتوائی همچون فرهنگ ،اندیشه ،دین و … هستند.پیش بینی پذیری عوامل بیرونی جانبی تر از عوامل درونی میباشد و تنوع بیشتری نیز دارد.

به طور مثال یک گیاه مانند پرتقال در هر دو اقلیم “معتدل ومرطوت“و “گرم و مرطوب“می رود.اما سختی ،جنس ،مزه،رنگ،ارتفاع درخت ،شکل برگها و … در آنها متفاوت است.همچنین در انسانها نیز تنوع رنگ ،شکل ،چهره،رویش مو،…در اقلیم ها،قاره ها و کشورهای گوناگون ،ریشه در شرایط محیطی آنها دارد.

همین مسئله در معماری هم اهمیت فراوانی دارد.بطوریکه یک موضوع همچون خانه در آب و هوای گوناگون دارای مصالح ،عناصر پوششی ابعاد واندازه در وپنجره،روابط اجزاءهندسه و… مختلفی میباشد.

این مسئله را میتوان در مقایسه خانه ،در چهار اقلیم گوناگون ایران ،مثلا شهرهای “تبریز ،ساری،یزد،بوشهر“مشاهده کرد.

 ۷٫شکل یابی خلاق و متنوع با حفظ اصول درونی وبیرونی

حتی در عوامل درونی و بیرونی یکسان که سبب می شود

گونه شکلی سامانه کاملا تعریف شود.

باز هم تنوع وگوناگونی بسیارگسترده ای مشاهده می شود .این مسئله مهم ترین عاملی است که شکل راکاملا پیش بینی ناپذیر می کند.به طور مثال درفرزندان که همه از یک ژنتیک ویک اقلیم هستند در عین همگونی تنوع قابل توجهی وجود دارد.درنمونه هایی همچون اثرانگشت درانسان این گوناگونی به حد بسیار بالایی میرسد.

۸٫اصل هماهنگی و تاثیر متقابل بین نیروهای درونی و بیرونیوخلاق(شکل ژنتیک،اقلیمی وآزاد)

نظریه کلاسیک در شکل شناسی گونه های زیستی نقش اصلی را به عامل های درونی داده و عامل بیرونی رافقط دارای تاثیرات محدودکننده می داند که به هر ژنی درهر منطقه اجازه رشد نمی دهد.اما امروزه تاثیر متقابل عوامل درونی و بیرونی به اثبات رسیده است تطابق با محیط به تدریج بر روی ژن هم اثر میگذاردو همین مسئله سبب هماهنگی بین ذاتیات یک سامانه با شرایط بیرونی اش می شود.یعنی سامانه علاوه بر تامین نیازهای درونی در تطابق با بیرون هم قرار دارد.

 ۹٫اصل گوناگونی و تبادین ذاتی اجزاء:

در هر سامانه نیازی نیست که همه اجزاآن همشکل و همگون باشند بلکه هر جزءبر اساس ویژگی های و کارکردش ،هندسه خاص خود را می یابد. در طبیعت این ویژگی رامیتوان با مطالعه تفاوت شکل اندام هادر هر ارگانیزم گیاهی وجانوری مشاهده کرد.در معماری فضاها و اجزاءمختلف بناباید از نظر ارتفاع فضا بازهاشو ،تزئینات ،نوع پوشش و… با هم متفاوت باشند.این اصل مهم در معماری معاصر نادیده گرفته شده است.



موضوعات :
ترجمه

درباره نویسنده

admin 160 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *