اقتصاد ایران در دوران صدر اسلام و دهه ۵۰

اقتصاد ایران در دوران صدر اسلام و دهه ۵۰

 

مانع اول؛ استبداد محمدرضا پهلوی

بارزترین اتفاق در دهه ۴۰، رشد مستمر اقتصاد ایران بود. هر چند رشدهای بالا را می توان برای یک یا دو سال، متصور بود، اما آنچه اهمیت داشت تداوم رشد اقتصادی در این دوران بود. این اتفاق سبب شد تا شاه و ساواک کمی از تیم حاضر در وزارت اقتصاد بترسند. متواتر است که می گویند شاه از کسانی که کمی محبوبیت و شهرت پیدا می کردند، می ترسید. رضا نیازمند معاون امور صنایع و معادن وزارت اقتصاد می نویسد:«شاید شاه می ترسید که خارجی ها بیایند پشت عالیخانی و او را وسوسه اش کنند شلوغی راه بیندازد و شاه را بردارند. همه آن موقع می گفتند که نخست وزیر بعدی ایران عالیخانی است.»

به این مسئله ویژگی های شخصیتی وزیر اقتصاد وقت را نیز اضافه کنید. برای مثال، رضا نیازمند نقل می کند: «یک روز نامه ای از حسابداری مخصوص شاه به وزارت اقتصاد رسید که تقاضای تاسیس یک کارخانه سیمان کرده بود. محلی که برای کارخانه سیمان تعیین کرده بودند، در داخل شعاع ۱۲۰ کیلومتری دو کارخانه سیمان تهران و ری بود. بدین ترتیب با تقاضای دربار موافقت نشد.» این اتفاق سبب شد که شاه عصبانی شود و به عالیخانی اعتراض شدیدی کند. ولی با این حال بازهم وزیر اقتصاد حاضر نشد برخلاف ضوابطی که برای توسعه صنایع تعیین شده بود، عمل کند. این مخالفت ها در مورد طرح دربار برای تثبیت قیمت ها نیز اتفاق افتاد.

این «دراز احمق» آدم نشده است؟

این موضوع را می توان در خاطرات پرویز ثابتی، مدیر امنیت داخلی در ساواک دید: «روزی گزارشی تهیه کرده بودم. به نصیری دادم که به عرض برساند. شاه پس از خواندن گزارش گفته بود: این دراز احمق (عالیخانی) هنوز آدم نشده است. در زمان تصدی وزارت اقتصاد جلوی تاسیس کارخانه های سیمان را گرفت و می گفت به تولید سیمان نیاز نداریم و اکنون گرفتار کمبود سیمان هستیم.»

تمام این اتفاق باعث شد که تیم موفق وزارت اقتصاد، از آنجا بروند؛ تیمی که اقتدار لازم و صلاحیت علمی را داشتند. بنابراین، استبداد و ترس شاه سبب شد که یک روند موفق متوقف شود. اما دلیل مهم تری نیز وجود داشت. دلیل دومی که سبب شد اتفاقات خوب دهه ۴۰ در اقتصاد ادامه پیدا نکند: افزایش قیمت نفت.

مانع دوم؛ توهم نفتی

افزایش قیمت نفت اتفاق تازه ای بود. قیمت نفت خیلی سریع از ۲٫۵ دلار برای هر بشکه به ۵ دلار و سپس به بیش از ۱۲ دلار افزایش پیدا کرد. به این ترتیب، میزان درآمدهای نفتی ایران از کمتر از ۲٫۵ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۱ به ۲۱ میلیارد در سال ۱۳۵۳ رسید. یعنی درآمدهای شاه در دو سال، ۸ برابر شده بود. شاه که همواره از نداشتن اقتدار کافی رنج می برد، این درآمدها را مجالی برای عرض دید.

شاه فریفته درآمدهای نفتی شد

شاه تصمیم گرفت درآمدهای نفتی را به کشور روانه کند تا خود را جلوی چشم مردم شیرین کند. او این گونه فکر می کرد که اگر درآمد نفت را میان مردم تقسیم کند، مردم خوشبخت می شوند و ایران خیلی زود ژاپن منطقه می شود. شاه می خواست که با واردکردن همه چیز، حقارت های گذشته را پنهان کند. کامران دادخواه، رئیس دفتر برنامه سنجی و اقتصاد عمومی سازمان برنامه و بودجه وقت، درباره حال و روز آن روزهای شاه می گوید: «مسئله این بود که درآمدهای ارزی ایران افزایش یافته و این افزایش درآمد سبب شد که شاه تغییر روحیه دهد. در مراسمی که به اتفاق روسای سازمان برنامه، نزد شاه رفتیم، او نطقی ایراد کرد و در این سخنرانی گفت در زمان ریاست جمهوری هری ترومن در آمریکا از او برای ایران کمک مالی درخواست کرده و ترومن این درخواست شاه را اجابت نکرده بود. شاه می‌گفت وقتی از ترومن ۱۰ میلیون دلار خواستیم ترومن جواب منفی داده بود و به این ترتیب دست رد به سینه شاه زده بود. شاه با روایت این موضوع وضع موجود را با گذشته مقایسه می‌کرد. در آن زمان ایران به بسیاری از کشورها از جمله کشورهای اروپایی کمک می‌کرد. هر روز گروهی از یک کشور کاسه به دست به ایران می‌آمدند. علم در یادداشت‌هایش می‌گوید: «تنها مریخی‌ها برای گرفتن پول نیامده‌اند»

انذار از بیماری هلندی

اما برخلاف حس اقتدار نفتی شاه، اقتصاددانان چیز دیگری می گفتند. اقتصاددانان دنیا که پیشتر با خاطره هلند آشنا بودند، از پدیده نفرین منابع سخن می گفتند. آن ها می گفتند که اگر منابع ارزی زیاد به یکباره وارد کشور شود، تولید از هم می پاشد. این موضوعی بود که با نام بیماری هلندی شناخته می شد. تفسیر بیماری هلندی خیلی ساده است. وقتی درآمدهای نفتی افزایش پیدا می کند، دولت ها اقدام به ریال کردن درآمدهای ارزی می کنند. این اتفاق سبب می شود که نرخ ارز در کشور به شدت کاهش یابد. در این شرایط، ارزش کالاهای وارداتی کاهش می یابد؛ لذا کالاهای داخلی که با نرخ ارز گذشته قابلیت رقابت داشتند، دیگر نمی توانند در مقابل سیل واردات مقاومت کنند و زیر آوار واردات دفن می شوند. با از بین رفتن تولیدات داخلی، کشور وابسته به کالاهای خارجی می شود.اما این تمام ماجرا نیست. اگر چه برخی کالاها قابل تجارت هستند، اما برخی از کالاها مانند مسکن را نمی توان وارد کرد. در این شرایط، نقدینگی بالا ناشی از تبدیل دلارهای نفتی به ریال، سبب می شود که کالاهای غیر قابل تجارت به شدت گران شوند. این گران شدن، سبب انتقال قیمت می شود و تورم بالایی در اقتصاد رخ می دهد. به این ترتیب، درآمدهای بادآورده نفتی هم سبب نابودی تولید می شود و هم تورم خانمان سوز را در پی دارد.

شاه حرف خود را می زد

تیم کارشناسی سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی نتوانستند مقابل استبداد شاه بایستند. یکی از کسانی که مخالف تزریق تمام پول نفت به اقتصاد بود، رئیس کل بانک مرکزی وقت بود. حسنعلی مهران که در سال های ۵۴ تا ۵۶ رئیس کل بانک مرکزی بود، به نشریه تجارت فردا می گوید: «شاید شاه فکر می‌کرد اقتصاددانان تنها چیزی که بلدند بگویند این است که منابع مالی مورد نیاز این پروژه چگونه و از کجا تامین خواهد شد؟ در مقابل، شاه همواره قدرت تامین منابع را داشت و رفته‌ رفته که این مسائل تکرار می‌شد، احتمالاً شاه به این نتیجه رسید که آنها (اقتصاددانان) مدام می‌گویند ما پول نداریم و زمانی که پول آن را تامین می‌کنم، نیازی به شنیدن حرف آنها ندارم. به همین صورت در دهه ۵۰، وقتی درآمد نفت به شدت افزایش یافت، این طرز فکر به سیاسیون هم اشاعه یافت.» نگاه شاه در بین برخی از وزرا نیز پررنگ بود. مهران درباره این وزرا این گونه توضیح می دهد: «به خاطر دارم یکی از وزرا گفت هیچ مسئله‌ای در ایران نیست که پول، نتواند حل کند. این خیلی حرف اشتباهی بود و دیدیم که خیلی از مسائل در ایران به وجود آمد که پول نتوانست حل کند. بلکه برعکس خود پول بود که همه گرفتاری‌های آن دوره را به وجود آورد. خیلی از کارشناسان واقف بودند که بیماری هلندی به چه صورتی احتمالاً در ایران هم به وجود خواهد آمد. اینکه به آن توجه نشد، بیشتر به این دلیل بود که چارچوب زمانی که شاه به آن اعتقاد یافته بود، خیلی کوتاه‌تر از آنی بود که کارشناسان فکر می‌کردند که در درازمدت باید به این نکات توجه کرد»

شاه نظر اقتصاددانان را مسخره می کرد

علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد موفق شاه نیز روایت مشابهی از آن دوران دارد. او در باره هشدارهایش به شاه درباره تزریق درآمدهای نفتی می گوید:« به سهم خودم چند بار یاد‌داشت‌های مفصلی تنظیم کردم و به اسدا… علم دادم که به شاه بدهد. هر بار که این نامه‌ها داده می‌شد،‌ می‌دانستم علم نامه را داده اما شاه هیچ واکنشی نشان نمی‌داد. با این حال می‌شنیدم که این دست نامه‌ها را به مسخره می‌گیرد و به نویسندگان نامه‌ها یا نقادان، متلک‌پرانی می‌کرد.»

هشدار سال ۱۳۵۲ سازمان برنامه به شاه

تیم کارشناسی سازمان برنامه گروه دیگری بود که به شاه هشدار داد. آن ها در سال ۱۳۵۲ گزارشی تهیه و در آن نسبت به آینده کشور ابراز نگرانی کردند. در این گزارش ذکر شده بود که اقتصاد ایران توانایی جذب این همه منابع را ندارد. اما واکنش شاه چیز دیگری بود. در گزارشی تصریح کردند که ایران نمی‌تواند تا پایان این سده به پنجمین کشور صنعتی جهان بدل شود. هدفی که محمدرضا به دنبال آن بود. یکی از این محققان که الکس مژلومیان نام داشت پا از این هم فراتر گذاشت و ادعا کرد که اگر دولت همه درآمد حاصله از نفت را هزینه کند، در ایران انقلاب خواهد شد.

شاه: نشان می دهیم که بدون اقتصاددانان می شود کارهای زیادی انجام داد

به گفته عالیخانی، واکنش شاه کمی عجیب بود. مثلاً یک جا گفته بود ما کشور را به پیش می‌بریم و به اقتصاددانان نشان می‌دهیم که بدون آنها کارهای زیادی می‌شود انجام داد. یک بار هم در جمع اقتصاد‌دانان با اشاره به جمله‌ای از روزولت گفت: من اقتصاد‌دانی می‌خواهم که یک دست بیشتر نداشته باشد. متاسفانه شاه در دهه ۵۰ به جای تکیه بر توان اقتصاد‌دانان و کارشناسان، بیشتر به مسخره کردن آنها پرداخت.

حتی برخی از نقل ها از این موضوع حکایت می کند که برکناری فرمانفرمائیان از سازمان برنامه نیز به دلیل نقدهای او به سیاست های شاه بوده است. هاشم پسران در این باره می گوید:« آقای خداداد فرمانفرمائیان یک بار به من گفت که به شاه هشدار داده که اگر این سیاست‌ها ادامه پیدا کند، در ایران انقلاب می‌شود و استنباط این بود که برکناری او به دلیل گفتن همین جمله بوده است. خداداد فرمانفرمائیان آن زمان در سازمان برنامه فعالیت می‌کرد».

دو راه سازمان برنامه در مقابل شاه

حتی برگزاری کنفرانس گاجره و رامسر هم نتوانست شاه را متقاعد کند که دست از خودکامگی بردارد. گویی اسیر توهم نفتی شده بود. حسنعلی مهران می گوید:« آنچه من از رامسر به یاد می‌آورم این است که سناریوهای مختلفی در حضور شاه مطرح شد که در صورت اتخاذ هر سیاست، کشور به کدام سو می‌رود. مثلاً کارشناسان سازمان برنامه سه سناریو در حضور شاه مطرح کردند. آنها دو سناریو را مناسب می‌دانستند و سناریوی سومی را هم مطرح کردند و تاکید داشتند که اجرای آن، تبعات زیادی خواهد داشت. به طور مشخص تاکید کارشناسان این بود که بهتر است سناریوی سوم اجرایی نشود. اما درست همان سناریوی سوم انتخاب شد. عملاً همان سناریویی انتخاب شد که کارشناسان سازمان برنامه آن را به صلاح کشور نمی‌دانستند.»

خشم شاه از نظر سازمان برنامه

عباس میلانی در کتاب معمای هویدا درباره واکنش شاه در کنفرانس رامسر می نویسد: «شاه، در حالی که انگشتان دو دستش را در جیب جلیقه‌اش فرو کرده بود و شست هر دست را در هوا تکان می‌داد، جلسه را با ذکر این نکته افتتاح کرد که، البته در مورد برنامه‌ریزی‌های آینده، او خود در موقع مقتضی، رهنمودهای لازم را صادر خواهد کرد. می‌گفت چون شما به هر حال در این زمینه کارهایی کرده‌اید، بیایید و حرف‌هایتان را بزنید. با این حال، تنها پس از شنیدن بخش‌هایی از چند گزارش آشکارا به خشم آمد. اقتصاددانان را به سخره گرفت». اما شاه به حرف کسی اعتنا نمی کرد. شاه در پاسخ به کارشناسانی که به او می‌گفتند طرح‌های آرمانگرایانه‌اش را به زمان دیگری واگذارد می‌گفت شما این را برای بعد از مرگ من می‌خواهید؟ لذا شاه کاری را که می خواست، انجام داد.

نتایج قابل پیش بینی بود

تمام نتایج قابل پیش بینی بود. اقتصاد خیلی زود رشد گذشته خود را فراموش کرد. نتایج سیاست های غلط خیلی زود خود را نشان دادند. نرخ تورم در سال ۱۳۵۲ دو رقمی شد و در سال ۱۳۵۶ به بالای ۲۴ درصد رسید. اما شاه بازهم مسیری خلاف نظر اقتصاددانان در پیش گرفت. اقتصاددانان مشکل اصلی تورم را نقدینگی ناشی از درآمدهای نفتی می دانستند اما دولت به سیاست های کنترل قیمت روی آورد. به این ترتیب، برای کنترل تورم، از یک سو، واردات ارزان با نرخ ارز پایین را مورد تشویق قرار داد و از سوی دیگر، دست به دامن سیاست کنترل قیمت و مبارزه با گران‌فروشی شد. به این ترتیب، آثار بیماری هلندی یکی پس از دیگری خود را نمایان می کرد. رشد اقتصادی به نصف برنامه رسید و بهره وری به شدت پایین تر از پیش بینی ها شد. از طرف دیگر، مردمی که در دوران اوج درآمدهای نفتی امکانات زیادی نظیر لوازم برقی خانگی را به دست آورده بودند، از شرایط جدید ناراضی بودند. افزایش شهرنشینی و به تبع آن حاشیه نشینی نیز در این دوران اتفاق افتاد. به گونه ای که دیگر هیچ اثری از اقتصاد موفق دهه ۴۰ نبود و اقتصاد روز به روز در ورطه این استبداد رای شاه غرق می شد .

پیش از ورود به بحث، ذکر این نکته ضروری است که با نگاهی به تاریخ حکومت ها و قدرت ها در برابر دشمن خود ، ابتدا دست به جنگ سخت نمی زدند؛ بلکه می کوشیدند با جنگ نرم حریف را چنان ضعیف کنند که بدون جنگ تسلیم شود ویا چنان دچار تنش شوند که قدرت مقابله با جنگ سخت را از دست دهند و به سرعت شکست بخورند. درتاریخ معاصر ، ایران نیز از این نظر مستثنی نبوده یعنی دشمن پس از آنکه در جنگ سخت ، ناکام ماند ؛ جنگ نرم همه جانبه ای را با تمام توان برضد جمهوری آغاز کرد تا مردم ،نظام را عامل مشکلات و تهدید خویش قلمداد کنند و ضمن دست کشیدن از حمایت آن ، خود به مقابله با آن برآیند. این بعد از تاریخ ایران ، دربرخی مقاطع قابل قیاس با دوران های مختلف رسالت پیامبر(صلی الله علیه وآله) است؛ از جمله تحریم اقتصادی ایشان و یارانش در شعب ابیطالب و ممنوعیت خرید و فروش با مسلمان ها و همین طور حال حاضر ممنوعیت صادرات و واردات و تحریم اقتصادی علیه ایران ، که دراین تحقیق به آن پرداخته خواهد شد .

در این مقاله پرداخته خواهد شد به ، مفهوم شناسی اقتصاد مقاومتی از لحاظ لغوی و اصطلاحی؛ از دیدگاه رهبری؛منظر آیات و روایات و تاریخچه آن ؛هم چنین به اقتصاد مقاومتی در صدر اسلام که شامل تحریم های اقتصادی و رویکرد اقتصادی پیامبر(صلی الله علیه وآله) واشاره می شود به اقتصاد مقاومتی در حال حاضرو رویکردهای اقتصادی رهبرانقلاب ودرآخراقتصاد مقاومتی درصدراسلام وحال حاضرخواهدآمد.

مطلبی که در این نوشته به آن پرداخته شده ، مساله اقتصاد مقاومتی است که ابتدا لازم است که یک تعریف و توضیحی علمی درباره واژگان مرتبط با این موضوع و خود موضوع ارائه شود که در ذیل به آن پرداخته شده است: مفهوم اقتصاد مقاومتی

اقتصاد در لغت به معنای میانه روی در هر کاری، رعایت اعتدال در دخل و خرج [۱]، میانه رفتن و میانجی نگاه داشتن[۲] ، دانش بررسی روش های کسب درآمد ، مصرف کالاها و خدمات[۳]. القصد ، استقامه ، الطریق و ضد الافراط کالاقتصاد ، قصد یعنی مستقیم و هموار بودن راه و ضد افراط [۴]ودر اصطلاح عبارت است از علم به مجموع وسائلی است که برای رفع نیازمندیهای مادی بشر از آن استفاده می شود[۵]. مجموعه مسائلی که با تولید و توضیع ثروت و مصرف آن مربوط است .[۶]

مقاومت در لغت به معنای ایستادگی و برابری و مقابلی[۷]پایداری ، دوام ، استحکام [۸] ، با کسی در امری برابری کردن ، ضدیت کردن [۹]، قاومهُ قوامَ و مقاومه با او برخاست ، در برابر او پایداری کرد ، با او ضدیت کرد[۱۰]ودراصطلاح مبادرت به نبرد تدافعی ، وضعیتی می داند که فرماندهی آن را موضع مقاومتی معرفی کرده و بر اساس همین موضوع مقاومتی با تمام قوای خود مبادرت به نبرد می کند[۱۱].

اما درباره خود مفهوم اقتصاد مقاومتی که امروزه جمهوری اسلامی در حوزه اقتصادی خود این مفهوم را به کار می برد واژه بدیعی است که در کتاب های مکتوب و مدون اقتصادی نظیر این واژه یافت نمی شود ، تعریف جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبر فرزانه انقلاب ارائه داده اند ؛ ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودند :« اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که درشرایط فشار،در شرایط تحریم،در شرایط دشمنی هاوخصومت های شدیدمیتواندتعیین کننده رشدوشکوفایی کشور باشد.[۱۲] » مفهوم تحریم اقتصادی

تحریم در لغت به معنای حرام کردن[۱۳] ومنع کردن[۱۴]است وتعریف اصطلاحی تحریم عبارتندازقطع یامحدودکردن مناسبات تجارتی وسیاسی به عنوان اقدام تنبیهی توسط یک یاچنددولت علیه کشوری که قوانین بین المللی رانقض کرده است،تحریم اقتصادی،تحریم سیاسی،تحریم تسلیحاتی و مانند آن[۱۵]که این تحریم ها ممکن است به محدودومحروم کردن استفاده ازمنابع داخلی نیز منجر شود.بنابراین تحریم اقتصادی کاهش و متوقف ساختن یا تهدید به توقف روابط اقتصادی ، تجاری و مالی متعارف با کشورهای هدف از سوی دولت تحریم کننده است. تحریم سلاحی اقتصادی در میدان ، مبارزه ای غیرنظامی است که دیپلماسی را از گفت و گو فراتر می برد و وارد عمل می شود[۱۶]. ماهیت اقتصاد مقاومتی

ماهیت اقتصادمقاومتی عبارت است از:سیاست گذاری واجرای برنامه های اقتصادی معطوف به پایداری در همه سطوح با فرض فشارهمه جانبه نظام سلطه[۱۷].اقتصادمقاومتی،نظام اقتصادی است که درآن متولی نظام معضلات ومسایل مهم و فرصت های موجود اقتصادی را شناسایی و با معیارهایی عینی و مشخص آنها را اولویت بندی می نماید سپس با کاهش هوشمندانه ناکارایی ها و استفاده بهینه از توسعه محصولات ،خدمات و بازارهای جدید و مردمی کردن اقتصاد ، آسیب پذیری در برابر تهدیدات را حداقل نموده و توان تحمل در برابر فشارها را حداکثر نماید. ترجیح راهکارهای پایدارتر و عادلانه تر زمینه را جهت تحقق قوام حداکثری اقتصاد و عدالت و رشد اقتصادی پایدار در بلندمدت فراهم خواهد نمود.[۱۸] تاریخچه اقتصاد مقاومتی

در این قسمت اشاره ای اجمالی به کاربرد واژه اقتصاد مقاومتی برای اولین بار شده است :

اصطلاح اقتصاد مقاومتی اولین بار پس از محاصره غزه در سال ۲۰۰۵ که ناتوانی در امر صادرات ، امکان صادرات و در نتیجه کشت بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله توت فرنگی را کاهش داده بود استفاده شد و ضوابط و معیارهای حاکم بر مفهوم اقتصاد مقاومتی شناسایی گردید[۱۹].

به لحاظ تاریخی در ایران می توان گفت که مقاومت اقتصادی با انقلاب اسلامی ملازم است ؛ یعنی ماهیت انقلاب اسلامی به جهت اصول و اهدافی که دنبال می کند ، اقتضای یک نوع مقاومت را به همراه دارد . اقتصاد انقلاب اسلامی در پی تحقق استقلال اقتصادی ، افزایش رفاه عمومی و در پی ساختن اقتصاد پیشرفته است و به طور کلی و اجمالی از همان ابتدای انقلاب مشخص بود که تحقق این اهداف موجب یک نوع رویارویی با قدرت های اقتصادی جهان خواهد شد. بنابراین می توان گفت که اقتصاد انقلاب اسلامی در بطن خود یک الزام در خصوص مقاومت و مقاومت اقتصادی دارد[۲۰] .

با بررسی تاریخ ایران مشاهده شد اولین تحریم های اقتصادی از طرف ایالت متحده آمریکا تقریباً هشت ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت ، در دوران دفاع مقدس نیز این نبرد و خصومت های اقتصادی دشمنان شدت یافت و ما شاهد تحریم های جدی تر علیه نظام نوپای اصلاحی مردم بودیم، هدف از تحریم ها کاهش قدرت اقتصادی کشور و شکست ایران در جنگ بود و ایران با دو عامل تجاوز نظامی توسط عراق و تحریم اقتصادی توسط آمریکا مواجه بود[۲۱].اما می توان گفت جدی ترین تحریم علیه ایران در اواسط دهه ۸۰شکل گرفت با بررسی سیر تاریخی مشاهده می شود که مقام معظم رهبری در سال ۸۶ به صراحت اعلام کردند که جنگ بعدی جنگ اقتصادی خواهد بود.در آن سالها اقتصاد ایران در سطح بین المللی تقریباً در بهترین وضعیت خود به سر می برد و دولت توانسته بود مقادیر بسیار زیادی نفت را با قیمت مناسب بفروشد و از طرفی کشورهای غربی به جهت بحران مالی در سال ۲۰۰۸ حاضر به نهایت همکاری با ایران بودند ولی متاسفانه آن زمان توجه آنچنانی به فرمایشات مقام معظم رهبری صورت نگرفت و ایشان در سال ۸۹ اولین بار لفظ اقتصاد مقاومتی را در جمع کارآفرینان به کار بردند .هرچند که زمینه های آن را قبلا با شعارهایی چون انظباط اقتصادی و جلوگیری از اسراف و کار سازنده و …. تا اصلاح الگوی مصرف و… جهاد اقتصادی مطرح فرمودند[۲۲].بااین حال اگردرست اندیشیده شوددرتاریخ اسلام به خوبی فهمیده می شود که بحث تحریم اقتصادی و درمقابل آن اقتصاد مقاومتی مربوط به دهه های اخیر نبوده و پیشینه آن به صدر اسلام می رسد که ان شاء الله به آن پرداخته خواهد شد.

گفته شد که واژه اقتصاد مقاومتی در ایران برای اولین بار درسال ۸۹ توسط مقام معظم رهبری مطرح شد که در ادامه بحث این واژه از منظر ایشان تبیین و مفهوم شناسی می شود . مفهوم شناسی اقتصاد مقاومتی از دیدگاه رهبری:

بررسی اندیشه های رهبری انقلاب اسلامی در حوزه سیستم صحیح اقتصادی تنها راه موجود برای پرهیزازخطربالقوه ابهام در صحت وسقم سیاست گذاری های اقتصادی است لذامطالعه حول اندیشه های ایشان برای درک مبانی آن وفهم صحیح اوامرو نواهی ایشان درمقطع کنونی ازاهمیت علمی ویژه ای برخوردار است.رهبرمعظم انقلاب اسلامی(دامت برکاته)درجلسه تبیین سیاست های اقتصادمقاومتی درتاریخ۲۰/۱۲/۹۲ فرمودند:«مجموعه سیاست های اقتصادمقاومتی درواقع یک الگوی بومی وعلمی است که برآمده ازفرهنگ انقلابی واسلامی ماست متناسب باوضعیت امروز وفردای ماست[۲۳]؛اقتصادمقاومتی به معنای ریاضت اقتصادی نیست ،به معنای درلاک خودرفتن نیست،یک معنای کاملاًمعقولتروعمیق تری داردکه قابل فهم وقابل دفاع است وعلاج هم همین است؛ما بایدبتوانیم یک اقتصادی رادرکشوربه وجودبیاوریم که در مقابل بحرانهاوجزرومدهای بین المللی مقاوم باشد.آسیب نبیند؛این لازم است[۲۴].»رهبرانقلاب درپاسخ به این سوال که اقتصادمقاومتی چه هست وچه نیست فرمودند:«یک الگوی علمی متناسب بانیازهای کشورماست امامنحصربه کشورماهم نیست؛ یعنی بسیاری ازکشورها،امروزباتوجه به این تکانه های اجتماعی وزیرورو شدن های اقتصادی که دراین بیست سی سال گذشته اتفاق افتاده است،متناسب با شرایط خودشان به فکر یک چنین کاری افتاده اند.پس مطلب اول اینکه این حرکتی که ما داریم انجام میدهیم دغدغه دیگرکشورهاهم هست؛مخصوص ما نیست.این اقتصاددرون زاست؛یعنی این اقتصادمقاومتی به این معنا نیست که مااقتصاد خودمان رامحصور می کنیم و محدود می کنیم درخودکشورنه،درون زااست،امابرون گراست؛بااقتصادهای جهانی تعامل دارد،بااقتصادهای کشورهای دیگرباقدرت مواجه میشود.بنابراین درون زااست،امادرونگرانیست.این هاراکه عرض می کنم برای خاطراین است که درهمین زمینه هاالان قلم هاو زبان هاومغزهای مغرض مشغول کارندکه القاءکنند.بله،این ها می خواهنداقتصادکشوررامحدودکنندودرداخل محصورکنند.انواع و اقسام تحلیل هارابرای اینکه ملت راومسئولان راازاین راه، که راه سعادت است جداکند،دارندمی کنندمن عرض می کنم تا برای افکارعمومی مان روشن باشد[۲۵].» تبیین اقتصاد مقاومتی از منظر آیات و روایات

اقتصادبه معنای میانه روی ازنظرآموزه های قرآنی سبب قوام جامعه است به این معناکه جامعه بشری بااقتصاد،برپامی ایستند.

«وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ؛ودرراه‏ رفتن خود میانه‏ رو باش .»[۲۶]

کلمه قصد در هر چیزی به معنای حد اعتدال در آن است[۲۷]. امام علی (علیه السلام ) می فرمایند:«لن یهلک من اقتصد ؛ هرکس میانه روی کرد ، هرگز هلاک نشد. »[۲۸]

مقاومت اشاره داردبه جایگاه مال ازدیدگاه اسلام؛درفرهنگ اسلام مال وسیله ای است که معیارارزشمندی آن بستگی دارد به نوع استفاده ای که از آن می شود.خاصیت وکارآیی مال، مقاومت بخشیدن به تلاش هاوحرکت های انسان وپیش بردن اوبه سوی مقاصدبرتروقدرت دادن به اوبرای اهداف عالی تراست.این چیزی است که درقرآن باصراحت به آن توجه فرموده ومترجمان وحی هم آن راتفسیروتشریح کرده اند که فرمود:

«وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِیهَا وَاکْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا[۲۹]؛واموال خودراکه خداوند آن را وسیله قوام [زندگى] شما قرار داده به سفیهان مدهیدولى از[عواید]آن به ایشان بخورانیدوآنان راپوشاک دهیدوباآنان سخنى پسندیده بگویید»؛دراین آیه خداونداموال ،یعنی امراقتصادی رابه عنوان عامل قیام جامعه دانسته است .اگراقتصادجامعه ازمیان برودیا سست وضعیف شودبه همان میزان جامعه آسیب می بیند.[۳۰]درهرصورت وظیفه انسان این است که مال خودراباتدبیر نگه داری کندوازافراط وتفریط خود داری نماید[۳۱].پیشگیری ازتباه شدن مال وثروت،یکی ازاصول اقتصادمقاومتی است ورعایت احکام شرعی درکسب درآمدومصرف آن برهرمسلمانی لازم است،نبایدانسان مال خودرابیهوده وبی فایده وبی اثر و بی حکمت خرج کند.امامرضا(علیه السلام) فرمودند: «ان الله یبغضُ القیلَ و القالَ واضاعَه المالِ و کَثرَه الشُوالِ؛خداوندسروصداوضایع کردن مال وخواهش بسیاروزیادی درخواست رادشمن دارد[۳۲].» که دراین حدیث رضوی ۲ مانع اقتصاد مقاومتی بیان شده۱- شعارهای بی عمل۲-ضایع کردن مال و سرمایه ملی و هزینه کردن بیت المال در کارهای بی اولویت[۳۳].

در روایتی ازپیامبر(صلی الله علیه وآله)نقل شده است که وجود مبارک پیامبر(صلی الله علیه وآله)به خدای سبحان عرض می کند : «اللهم بارک لنافی الخبزولاتفرّق بینناوبینه فلولا الخبز ماصمناولاصلّیناولاادَّینافرائض ربَّنا عزوجل»یعنی خدایابین ما و نان ماجدایی نینداز.منظورازنان اقتصاداست.نان یعنی اقتصادمملکت.عرض کردخدایابین مسلمانهاونان آنها،اقتصادآنهاجدایی نینداز.زیرااگربین مسلمین ونان آنها جدایی افتاد،دیگردین داری مشکل است[۳۴].

امیرالمومنان علی(علیه السلام)بهترین اقتصادوزندگی سالم اقتصادی که آسایش انسان راتامین می کندمبتنی برقناعت و دوری ازریخت وپاش می داندلذامی فرماید:« ماعال امروء من اقتصد(هرکس میانه روی کند،نیازمندووابسته نگردد[۳۵].» بنابراین براساس آموزه های دینی وبه ویژه آیات قرآن،جامعه اسلامی بایدقوی وقدرتمندشود،یکی ازمهمترین الزامات قدرتمند شدن،ناظربه مسئله اقتصاداست که اگراین امرمحقق شود،اقتدارنظام وجامعه اسلامی باعث هراس وسردرگمی دشمنان خواهدشد.درادامه به تحریم هایی که درصدر اسلام برمسلمانان از جانب دشمنان اعمال شدورویکردهای اقتصادی پیامبر (صلی الله علیه وآله)در مقابله بااین تحریم هااشاره خواهد شد. تحریم های اقتصادی در صدر اسلام

درصدراسلام تحریم هازمانی آغازشدکه مشرکان کم کم بادین اسلام آشنا شده بودندوچون آن راکه حرف ازحقوق برابروعدالت می زدمغایربااهداف خودمیدانستندوتحمل سطح زندگی برابر برای مردم عصرخودرانداشتنددست به تحریم پیامبر(صلی الله علیه وآله)ویارانش زدندتاآنهادست ازترویج دین اسلام برداندکه در ذیل دو مورداز مهم ترین تحریمهاراکه مسلمانها متحمل شدند موردبررسی قرارگرفته که یکی محاصره مسلمانان درشعب ابیطالب و دیگری غصب فدک می باشد . محاصره در شعب ابیطالب

یکی از سخت ترین شرایطی که پیامبر و یارانش در آن قرار گرفتند محاصره در شعب ابیطالب بود ؛شعب ابیطالب ، دره ای میان دو کوه در مکه است . به شکاف در میان کوه[۳۶]و به محدوده قرار گرفتن میان دو کوه نزدیک به هم شعب می گویند ( رسول ، جعفریان ، آثار اسلامی مکه و مدینه ،ج ۱، تهران :مشعر، ۱۳۸۹، ص ۱۴۹). این منطقه ملک عبدالمطلب بوده و در اختیار خاندان بنی هاشم بود ؛ این شعب به لحاظ نزدیکی به کعبه ، بهترین نقطه مکه بود، مهمترین حادثه ای که موجب شهرت شعب ابیطالب شده است، ماجرای محاصره بنی هاشم در این منطقه است.( در شب اول محرم سال ۷ بعثت ) در این شعب رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به همراه بنی هاشم و بنی عبدالمطلب به جز ابو لهب و فرزندانش در محاصره اقتصادی سایر خاندان های قریش قرار گرفتند و آن دوران را با مشقت و رنج فراوان سپری کردند این محاصره سه سال طول کشید. دراواخر سال ششم سران قریش از نفوذ و پیشرفت حیرت انگیز آیین یکتا پرستانه اسلام سخت ناراحت بودند و در فکر چاره و راه حلی بودند.اسلام آوردن افرادی مانند حمزه و تمایل جوانان قریش و آزادی عملی که در کشور حبشه نصیب مسلمانان شده بود، بر حیرت و سرگردانی سران قریش افزوده بود و از اینکه از نقشه های خود بهره ای نمی بردند سخت متاثر بودند؛ از این رو به فکر نقشه دیگری افتادند و خواستند با محاصره اقتصادی از نفوذ و گسترش اسلام بکاهند وپایه گذار و هواداران آن را در میان این حصار خفه سازند[۳۷].

نخستین مساله دلیل اقدام قریش در قطع رابطه با بنی هاشم است. قطان می گوید: زمانیکه قریش دریافتند تلاش های آنان در محدود کردن رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ناموفق بوده ، در صدد کشتن آن حضرت برآمدند .بدین جهت از ابوطالب خواستند تا دیه قتل پیامبر (صلی الله علیه وآله) را دو برابر از آنان دریافت کرده و فردی غیر قریشی او را به قتل برساند.تا مشکلی در داخل قریش به وجود نیاید.[۳۸]ابوطالب به شدت با خواسته آنان مخالفت کرده و از « بنی عبدالمطلب » خواست تا داخل شعب خود شده و از جان رسول خدا (صلی الله علیه وآله) دفاع کند. در این وقت ابو قریش تصمیم گرفتند تا پیوندهای اقتصادی ، خانوادگی ، دوستی و رفت و شد خود را با آنان قطع کنند. در این باره پیمانی نیز نوشتند و عهد بستند تا هیچ گونه صلحی را از بنی هاشم نپذیرند وهیچ گونه رأفت و مراودتی با آنان نکنند مگر زمانی که آنان ، حاضر شوند رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را به مشرکان تسلیم کنند تا او را بکشند[۳۹]. مشرکان در دارالندوه جلسه ای تشکیل دادند وعهد نامه ای به خط منصور بن عکرمه [۴۰] و امضاء هیأت عالی قریش نوشتند و در داخل کعبه آویزان کردند و سوگند یاد کردند که ملت قریش ، تا دم مرگ طبق موازین ذیل عمل کند:

مواد پیمان نامه :

ـ هرگونه خرید و فروش ( مبایعه ) با هواداران محمد (صلی الله علیه وآله) تحریم می شود .

ـ ارتباط و معاشرت با آنان اکیداَ ممنوع می گردد.

ـ هرگونه ارتباط زناشویی ( مناکحه، نه دختر دهند و نه دختر بگیرند) با مسلمانان ممنوع است .ـ در تمامی پیشامدها باید از مخالفان محمد(صلی الله علیه وآله) حمایت کرد.( رسول ، جعفریان ، تاریخ اسلام ، ج ۱، چ ۸، قم :معارف ، ۱۳۸۸، ص ۷۵۸). متن پیمان با مواد یاد شده به امضای تمامی بانفوذان قریش به جز مطعم بن عدی[۴۱] رسید و با شدت هرچه تمام تر به اجرا گذاشته شد[۴۲].هرکس به شهر مکه وارد می شد، حق نداشت با بنی هاشم معامله کند و اگر کسی چنین کاری انجام می داد اموالش را مصادره می کردند.[۴۳]

کسانی که داخل شعب بودند نمی توانستند مایحتاج خود را تهیه کنند زیرا هیچ کس حاضر به معامله با آنها نبود.مشکل طعام سبب شده بود تا حاضرین در شعب گرفتار گرسنگی شوند و قریش راه ورود طعام و آب را بر روی آنان بستند «قطعوا عنهم الماده و المیره»[۴۴].مسلمانان تنها در مواقعی که مراسمی رسمی وجود داشت مثل موسم حج می توانستند برای خرید یا دعوت و تبلیغ از شعب خارج شوند[۴۵]. محاصره شعب سه سال طول کشید فشار و سختگیری ها به حدی رسید که ناله فرزندان بنی هاشم به گوش مشرکان مکه رسید .ولی درد دل آنها تاثیر چندانی نمی کرد جاسوسان قریش در تمام راه مراقب بودند مبادا کسی خواروباری به شعب ابیطالب ببرد. (رسول، جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه ، ج ۱، ص ۱۱۴٫)

در بالا اشاره ای اجمالی شد به تحریم های وارده بر مسلمانان در شعب ابیطالب در ادامه به مصادره و غصب فدک که تحریم دیگری علیه مسلمانان می باشد پرداخته می شود. مصادره فدک

با بررسی وقایع تاریخی می توان دریافت که قضیه فدک در ابعاد مختلف از جمله بعد اقتصادی در اوج اهمیت قرار داشته است و به عبارتی فدک یعنی تاکید پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر اقتصاد مقاومتی اهل بیتش ، برای همین ده روز بعد از فوت رسول خدا ، دشمنان آنجا را غصب کردند تا ریشه تولید و ثروت داخلی را بخشکانند؛ فدک از جمله قرّاء و قصبات حجاز است که با مدینه منوره دو یا سه روز طی مسافت فاصله دارد که به مقیاس زمان ما به ۱۳۰کیلومتر می رسد. سرزمینی بوده آباد و به لحاظ داشتن آب کافی ، از نخلستان های فراوان و محصول برخوردار بوده است .اشتغال مردم این سرزمین را امر کشاورزی و کارهای دستی تشکیل داده و خرمای آن مشهور بوده و از باغ های فدک در کتب تاریخی سخن به میان آمده است[۴۶]. فدک در نزدیکی خیبر قرار داشت و با توجه به موقعیت استراتژیک خود نقطه اتکاء یهودیان حجاز به شمار می رفت[۴۷] .پس از آنکه سپاه اسلام ،یهودیان را در خیبر شکست داد برای پایان دادن به قدرت قوم یهود ، سفیری به نام « محیط » به نزد سران فدک فرستادند سران فدک صلح و تسلیم را بر جنگ ترجیح دادند و تعهد کردند که هرسال نیمی از محصولات فدک را در اختیار پیامبر( صلی الله علیه وآله ) قرار داده و از این به بعد زیر سلطه اسلام زندگی کنند.[۴۸] فدک از منابع مهم درآمد در منطقه حجاز محسوب می شود[۴۹] . ارزش درختان نخل این ناحیه در آن زمان با ارزش درختان نخل شهر کوفه در قرن هفتم برابر بود.[۵۰] گرفتن فدک از خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) مساله ساده ای نبود برای این غصب بزرگ تاریخ عوامل زیر را می توان برشمرد:

۱- فدک در دست خاندان پیامبر(صلی الله علیه وآله) یک امتیاز بزرگ معنوی برای آنها محسوب می شد و این خود دلیل بر مقام و منزلت آنها در پیشگاه خدا و اختصاص نزدیکی شدید به پیامبر (صلی الله علیه وآله) به شمار می آمد، به خصوص اینکه در روایات شیعه و سنی آمده است که به هنگام نزول آیه ۲۶ سوره اسراء « و آتِ ذالقربی حَقَّهُ » پیامبر (صلی الله علیه وآله) فاطمه (سلام الله علیها) را فراخواند و سرزمین فدک را به او بخشید.در تفسیر این آیه آمده است : وقتی امام رضا بر مهدی (عباسی) وارد شد، دید که او حقی که به ظلم غصب شده به صاحب حقیقی آن باز می گرداند، پرسید: ای امیر مومنان ! آن چه از ما به ظلم غصب شده چرا به ما بازگردانده نمی شود؟ پرسید : ای ابالحسن! آن کدام حق است؟ فرمود: وقتی خداوند تبارک و تعالی فدک و حوالی آن را برای پیامبر خود فتح نمود ، از آنجا که برای فتح آن اسب و مرکبی رانده نشده بود ، به پیامبر(صلی الله علیه وآله) وحی کرد که و « و آتِ ذالقربی حَقَّهُ » و پیامبر ندانست که منظور، چه کسانی هستند .لذا از جبرئیل پرسید و جبرئیل از خداوند پرسید و خدا به او وحی کرد که فدک را به فاطمه بده ؛ پیامبر (صلی الله علیه وآله) فاطمه را صدا کرد و فرمود : ای فاطمه ! خدا به من امر کرده است که فدک را به تو بدهم[۵۱].روشن است وجود فدک در دست خاندان پیامبر (صلی الله علیه وآله) سبب می شد که مردم سایر آثار پیامبر(صلی الله علیه وآله) به خصوص مساله خلافت و جانشین آن حضرت را نیز در این خاندان جستجو کنند و این مطلبی نبود که طرفداران انتقال خلافت به کسان دیگر بتوانند آن را تحمل کنند.

۲- این مساله از نظر بعد اقتصادی نیز مهم بود و روی بعد سیاسی آن اثر می گذاشت؛ چراکه علی (علیه السلام) و خاندان او اگر در مضیقه شدید اقتصادی قرار می گرفتند توان سیاسی آن ها به همان نسبت تحلیل می رفت و وجود فدک می توانست پشتوانه مساله ولایت باشد.[۵۲]غاصبین می خواستند دست اهل بیت (علیه السلام) را ازمال دنیا کوتاه کنند تا مردم از اطراف آنها پراکنده شوند چون نوعاً مردم دنیاطلبند و این نکته ای است که عمر به ابوبکر تذکر داد. به ابوبکر گفت:« تو خمس و غنائم را از علی (علیه السلام) بازگیر و فدک را از دستش بیرون بیاور، وقتی پیروانش دست او را خالی دیدند رهایش می سازند وبه جانب تو متمایل می گردند[۵۳].بنابر این جذب توده مردم و ابراز دشمنی با علی (علیه السلام) از عوامل دیگر مصادره فدک می باشد. اقتصاد مقاومتی در سیره رسول خدا ( رویکرد اقتصادی پیامبر (ص) )

با مطالعه سیره پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله) در می یابیم که یکی از ابعاد زندگی رسول خدا (صلی الله علیه وآله) موضوع اقتصاد مقاومتی بوده است و حضرت با تاکید و توصیه های متعدد در این زمینه توانستند بر دشمنان پیروز شود و این پیروزی می تواند درس مهمی برای کشور و جامعه ما باشد .

شاید هیچ دورانی از لحاظ اقتصادی به سختی دوران پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) نباشد. سخت ترین تحریم ها و مشکلات دیگر، نداشتن درآمد و حتی در مقطعی نداشتن خوراک حداقلی ، در زمان محاصره در شعب ابیطالب ،این مشکلات از مکه شروع شد و در مدینه نیز ادامه داشت زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله) به علت پنهان بودن هجرت ، هیچ دارایی و اموالی را با خود نبرد لذا خصوصاً مهاجرین در مدینه با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کردند.لذا پیامبر برای بهبود وضع اقتصادی مردم اقداماتی انجام دادند؛این اقدامات حضرت به گونه ای بود که در سال های بعد ، مسلمانان به تدریج صاحب مسکن ، شغل و درآمد شدند و علاوه بر تامین هزینه های خود درآمد اضافی هم داشتند. [۵۴]در تاریخ طبری جلد ۳ صفحه ۱۲۵ نیز آمده است که این بهبود اوضاع اقتصادی تا آنجا بود که در سال نه هجری مسلمانان به پرداخت زکات موظف شدند[۵۵] .معروف است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) مقداری ثروت داشت مقداری ابوطالب و مقداری حضرت خدیجه (سلام الله علیها) و در این سه سال که در وضعیت تحریم به سر می بردند معیشت و تغذیه آنها از این طریق تامین می شد . البته خویشاوندان حضرت خدیجه نیز غذایی می فرستادند از جمله حکیم بن حزام برادرزاده خدیجه و ابوالعاص بن ربیع[۵۶]و هشام بن عمر نیمه شب ها مقداری خرما و گندم بر شتری حمل کرده تا نزدیک شعب می آوردند و سپس افسار آن را دور گردنش می پیچیدند و رها می کردند.[۵۷]درسیره پیامبر(صلی الله علیه وآله) در مورد اقتصاد اصل، رسیدن به خودکفایی است یعنی این نیست که با این بخشش ها و انفاق ها و توزیع زکات ، یک عده گدای دائمی بپرورد بلکه همواره اصل اولیه اقتصاد در اسلام، این است که هرشخصی باید بتواند معاش خود را تامین کند و به خودکفایی برسد و تولید کنند ؛ فلسفه زکات و انفاق این است که اگر کسی اضطرار دارد، با توزیع زکات و انفاق موقتاً برطرف شود تا زمینه خودکفایی آن شخص را فراهم کند و اولین قدم برای خودکفایی ، رفع بیکاری این افراد است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) افراد مهاجر را به تجارت تشویق می کردند[۵۸].

بنابراین از اقدامات پیامبر و مسلمانان برای بهبود اقتصاد در صدر اسلام میتوان موارد زیر را نام برد:

۱-برقراری عقد اخوت بین مهاجرین و انصار(محمد مهدی ، ری شهری، حکمت نامه پیامبر(ص) ، ج ۱۲، ص ۲۸۱) ؛این کار باعث تعهداتی شداز جمله ملزم بودن هربرادر انصاری در کمک رسانی مالی به برادرمهاجر خودش [۵۹]؛۲-بستن قرارداد مساقات و مزارعه میان مهاجرین و انصار؛۳-ترویج و گسترش تجارت و بازرگانی[۶۰]؛۴-صبر و استقامت در برابر مشکلات و تحریم های گسترده و قناعت ؛۵- هزینه کردن برای رفع مشکلات اقتصادی از سرمایه های شخصی؛۶- غنائم جنگی : در جنگ هایی که درآن مدت بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) تحمیل می شد و پیروزی حاصل می شد خمس این غنائم در اختیار پیامبر(صلی الله علیه وآله) قرار می گرفت تا بتواند هر طور که صلاح می داند مشکلاتی را از بعد اقتصادی جامعه برطرف کند و بقیه غنائم علی السویّه بین رزمندگانی که درآن عملیات حضور داشتند تقسیم می شد که حداقل این حکم را داشت که مشکلات مالی حاضران در عرصه جهاد رفع می شد. [۶۱]۷- بخشش فدک به حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای قوام حکومت امیرالمومنین (علیه السلام) ؛هدف پیامبر (صلی الله علیه وآله) از این کار این بود که امام علی (علیه السلام) در مدت خلافتشان از فدک به عنوان منبع درآمد استفاده کرده و از این طریق هزینه های حکومتی را تامین کند ظاهراً ابوبکر و عمر متوجه هدف پیامبر(صلی الله علیه وآله) شده بودند که در اولین گام های تحکیم حکومت در صدد غصب فدک برآمدند[۶۲]؛ پیامبر (صلی الله علیه وآله) می دانست که گروهی کینه حضرت علی (علیه السلام) را در دل دارند و یکی از راه های از بین بردن کینه و تالیف قلوب آنان کمک های مالی و دلجویی از آنان می باشد. امام علی(علیه السلام) نیاز به یک منبع مالی داشت تا بتواند در مواقع خاص از آن استفاده نماید[۶۳]و عایداتش وسیله تبلیغ و پیشرفت اسلام باشد[۶۴].

در بالا اشاره شد به دو نمونه از سخت ترین تحریم ها در صدر اسلام و مقابله با آن ها با رویکردهای اقتصادی پیامبر(صلی الله علیه وآله)در ادامه اشاره ای می شود به تحریم های اقتصادی در عصر حاضر و رویکردهای اقتصادی رهبری . تحریم های اقتصادی در عصر حاضر

تحریم ها علیه ایران به مجموعه اقداماتی اطلاق می شود که از سوی قدرت های دنیا در جهت تنبیه حکومت ایران یا وادار کردن این کشور به انجام یا عدم انجام عملی به کارگرفته شده است. عمده تحریم ها علیه ایران پس از وقوع انقلاب پس از تسخیر لانه جاسوسی از ناحیه ایالت متحده آمریکا صورت گرفت وموجب شد تا آمریکا پس از قطع روابط، نخستین تحریم های اقتصادی علیه ایران را اعمال کند از جمله :

۱-واردات نفت خود از ایران را ممنوع کرد.۲-لغو و تحریم قرارداد فروش صدها ملیون دلار تجهیزات نظامی که در زمان محمد رضا پهلوی به امضا رسیده بود.۳-مصادره ۱۲ میلیارد دلار از دارایی های دولت ایران در آمریکا و مسدود کردن بانک مرکزی ایران در آمریکا۴-ممنوعیت کلیه مبادلات تجاری و هرگونه نقل و انتقال مالی بین آمریکا و ایران[۶۵]. مقطع دیگری که آمریکا شانس خود را برای اعمال تحریم ها علیه ایران آزمود دوران دفاع مقدس بودکه صادرات برخی مواد شیمیایی به ایران که کاربرد نظامی داشتندتحریم شد.پس از پایان جنگ تحمیلی ، که دوره سازندگی جمهوری اسلامی بودآمریکا نه تنها چیزی از تحریم ها را لغو نکرد، بلکه دور جدیدی از تحریم ها را برای تحقق نظام جدید بین المللی خود در منطقه خاورمیانه و سیاست مهار ایران به اجرا درآورد[۶۶]. با روی کارآمدن بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا بودکه آغاز تحریم های یک جانبه علیه ایران آغاز شد که بر اساس آن هم اشخاص آمریکایی و هم غیرآمریکایی موظف به رعایت آن بودند و به موجب این مصوبات ، شرکت های نفتی آمریکایی از سرمایه گذاری در طرح های نفت و گاز ایران منع شده و هم چنین روابط بازرگانی با ایران قطع گردید یعنی صادرات کالا به مقصد ایران حتی از کشورهای غیرآمریکایی نیز ممنوع شد[۶۷]. بعد از ماجرای ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ اکثر تحریم ها به سمت نهادهای نظامی متمایل بود وبعد ار آن قطع نامه هایی که توسط شورای امنیت علیه برنامه های اتمی ایران صادر شده که از بین آنها قطعنامه ۱۷۴۷شامل تحریم در بعد سلاح های جدید و تحریم در بعد مالی است.این تحریم ها تا امروز نیز ادامه دارد.از اثرات تحریم می توان به تورم و بیکاری و کاهش سرمایه گذاری همچنین کم شدن تجارت و افزایش نرخ ارز اشاره کرد.[۶۸] رویکردهای اقتصادی رهبری

رویکرد اقتصادی رهبر معظم ایران ، حضرت آیت الله خامنه ای بر اصل اقتصاد اسلامی استوار است؛هدف اصلی نظام اقتصادی اسلامی که سرلوحه کارفعالان اقتصادی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، در سطح کلان افزایش ثروت جامعه و به تبع آن ثروت افراد جامعه و رفاه عمومی در چارچوب تعالیم دینی است. شهید آیت الله محمد باقر صدردر توضیح هدف اقتصادی می گوید:« هدف نهایی ، یکی افزایش ثروت و دیگر نقش آن در حیات جامعه است[۶۹].»لازم به ذکر است که حداکثر کردن رفاه عمومی از طریق رشد و توسعه اقتصادی در سایه عدالت و امنیت امکان پذیر خواهد بود.رهبر انقلاب اسلامی تلفات و خسارات جنگ اقتصادی را تورم، گرانی ، اختلاس ، نابسامانی اقتصادی برشمردند و راهکار مقابله با آن را اقتصاد مقاومتی دانستندو در همین راستا در جلسه تبیین سیاست های اقتصاد مقاومتی ۲۰/۱۲/۹۲ فرمودند: « من ده ویژگی را یادداشت کرده ام که به شما عرض می کنم که ویژگی سیاست های اقتصاد مقاومتی است که مطرح شده و در واقع مولفه های این مجموعه است. »

۱- ایجاد تحرک و پویایی در اقتصاد کشور و بهبود شاخص های کلان ؛۲-توانایی مقاومت در برابر عوامل تهدیدزا؛۳- تکیه بر ظرفیت های داخلی؛۴- رویکرد جهادی؛۵- مردم محوری؛۶- امنیت اقلام راهبردی و اساسی؛۷- کاهش وابستگی به نفت؛۸- اصلاح الگوی مصرف؛۹- فساد ستیزی[۷۰] ؛۱۰- مسئله دانش محوری. [۷۱]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *