گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی
۱۳۹۷-۰۸-۰۶
30 بازدید
گزارش نسخه جدید

آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی


آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی

از دیدگاه اسلام که دین توحیدی است، ابتدا باید از خود سوال کنیم که نیروی خشم و غضب را خدای متعال برای چه به انسان داده است؟ برای اینکه از خودخواهی های خود دفاع کند یا برای اینکه در برابر دشمنان خدا بایستد و از دین خود دفاع کند؟ کاربرد خشم آیا داخلی است یا خارجی؟

از نظر اسلام معیار خشمگین شدن، خدا است. قرآن کریم می فرماید : محمد رسول الله و الذین معه اشداء على الکفار رحماء بینهم. اصولا کارکرد خشم در مقابله با کفار و دشمنان خدا و اولیای خدا است و نسبت به مومنان خشمگین شدن خطا است، زیرا خشم ما در حقیقت به خداوند باز می گردد.

ریشه خشم باید ایمانی باشد و تعصب انسان مومن نسبت به خداوند است. اگر کسی به ساحت خدا بی حرمتی کند و یا به ساحت مومنان به خدا، آنگاه جای خشم و غضب است و در غیر این صورت خشم انسان خدا پسندانه نیست. راهکار درمان واقعی خشم روش توحید است. از دیدگاه توحید مردم دو دسته اند : دوستان خدا و دشمنان خدا. غضب تنها در مورد برخورد با دشمنان خدا آن هم بر سر دفاع از خدا و دین و دوستان خداوند کاربرد دارد و باید بدانیم که خشمگین شدن در میان دوستان خدا خطا است و کاربرد ندارد؛ پس باید خشم خود را کنترل و در جای خود به کار بگیریم و از انفعال آن نیز جلوگیری کنیم.

اما از دیدگاه روانشناسی، خشم و غضب در واقع یک حالت نفسانى و درونى است که آدمى را وادار به رفتارى پرخاشگرانه و غلبه و انتقام نسبت به دیگرى مى ‏کند. البته اصل «قوه غضب» در انسان وجود دارد و در حفظ و بقاى وى نقش به سزایى ایفا مى ‏کند؛ اما این قوه نیز مانند سایر قواى نفسانى باید کنترل و در جهت صحیح از آن استفاده شود و از افراط و تفریط نسبت به آن اجتناب گردد؛ زیرا افراط در آن موجب ناکارآمدى فکر و عقل مى‏ شود و خطرات و خسارات جبران ناپذیرى را در پى دارد. تفریط در آن نیز موجب جبن و خوارى مى ‏شود و از پیامدهاى بد آن بى ‏غیرتى و بى ‏تفاوتى نسبت به مسئولیت‏هاى فردى و اجتماعى است. البته بحث ما در اینجا، بیشتر مربوط به جنبه افراطى غضب (عصبانیت) است؛ از این رو زیان‏هایى که ناشى از شعله‏ور شدن غضب است را به اختصار بیان مى ‏کنیم، سپس به عواملى مى‏ پردازیم که موجب شعله ور شدن غضب و بروز عصبانیت و پرخاشگرى مى ‏شود و در پایان راه‏کارهایى به منظور کنترل آن بیان مى ‏کنیم.

پیامدهاى غضب و خشم‏ :

۱٫ غضب، فکر و عقل انسان را ناکار آمد و زمین گیر مى‏ کند؛ چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «غضب، دل مرد دانا را هلاک مى ‏کند» (بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۲۲۶، ح‏۲۰).

۲٫ پیامبر(ص) فرمود: «غضب، ایمان را فاسد مى‏ گرداند ؛ همان گونه که سرکه عسل را فاسد مى ‏کند» (کافى، ج‏۲، ص ۳۰۳، ح‏۳ ؛ بحار الانوار، ج‏۷۲، ص ۲۷۴، ح‏۲۴).

۳٫ غضب کلید هر بدى است و شیطان همه وجود فرد غضبناک را تسخیر مى ‏کند و او را به هر عمل زشتى وا مى ‏دارد(همان).

۴٫ از آثار بد غضب این است که فرد غضبناک و عصبانى، رفتارهاى نادرستى – مانند فحش دادن و پرخاشگرى کلامى، شماتت، مسخره کردن، فاش کردن اسرار و بدگویى از دیگران – را از خود بروز مى‏ دهد. علاوه بر این موجب دشمنى دوستان و شماتت دشمنان، انزواى اجتماعى، افسردگى و بیمارى‏هاى جسمانى و روانى مى ‏شود. بنابراین کنترل خشم امرى بایسته و اجتناب‏ناپذیر است؛ وگرنه موجب هلاکت انسان و خسارات جبران ناپذیرى مى‏ شود.

 

عوامل غضب و خشم :

خشم مى‏ تواند عوامل گوناگونى داشته باشد، از جمله :

۱٫ صفات رذیله‏ اى مانند، حسادت، کبر و غرور، حرص، حب جاه و مال و …؛

۲٫ کم‏ حوصلگى و کم‏ ظرفیتى؛

۳٫ ضعف و ناتوانى مزاج؛

۴٫ عدم اعتماد به نفس؛

۵٫ حساسیت‏هاى افراطى؛

۶٫ منفى ‏بافى و سوء ظن به دیگران؛

۷٫ یادگیرى و همانند سازى و تقلید از والدین، همسالان ، همکلاسان و دوستان.

 

راهکارهاى کنترل خشم :

اما دلیل آن – هر چه که باشد – با راه‏ کارهایى که ارائه مى‏ شود، مى‏ توان تا حدود زیادى از آن پیشگیرى نمود :

۱٫ هنگامى که عصبانى مى ‏شوید، در خودتان یک تغییر حالت فیزیکى ایجاد کنید؛ مثلاً مقدارى قدم بزنید و سعى کنید در آن لحظات تصمیم نگیرید و اگر آب در دسترس شما است، مقدارى آب خنک میل کنید و دست و صورت خود را با آن شست و شو دهید.

۲٫ اگر امکان دارد، هنگام عصبانیت یا بى ‏حوصلگى و کسالت، یک دوش آب ولرم بگیرید.

۳٫ چند لحظه دراز بکشید و چشمان خود را ببندید و همه ماهیچه ‏هاى خود را شل کنید تا آرامش عضلانى پیدا کنید، و فکر خود را از آنچه موجب عصبانیت شما شده است، منصرف کنید و به عضلات بدن خود تمرکز یابید.

۴٫ به خودتان تلقین کنید که اتفاق خاصى نیفتاده؛ مگر آسمان به زمین آمده است؟ دیگران در چنین مواردى چه مى‏ کنند؟ آیا همه عزا مى ‏گیرند؟ هر کس به کارى مشغول مى ‏شود و به این گونه موارد اعتنایى نمى ‏کند.

۵٫ همیشه فضاى ذهنى و روانى خود را براى شنیدن و دریافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازید؛ به این معنا که همیشه انتظار داشته باشید دیگران با شما، به بدترین شکل برخورد کنند؛ اگر کسى مدتى چنین کند، به تدریج صفت حلم در او به وجود مى ‏آید و علاوه بر این، حسن خلق نیز براى او حاصل مى‏ شود و خود را براى تحمل آن آماده می کند.

۶٫ اگر گاهى سریع سخن گفتید و عجولانه تصمیم گرفتید و رفتار نابجا از شما سر زد، به سرعت خود را سرزنش و حتى در لفظ، اظهار پشیمانى کنید و وعده‏ ها و قول ‏هاى خود را در ذهن خویش، حاضر سازید.

۷٫ از خود ارزندگى نابجا و شخصیت قائل شدن بیش از اندازه براى خود بپرهیزید و تنها هنجارها را رعایت کنید. از این رو به رفتارهاى متواضعانه – همانند تقدم در سلام، ابراز ارادت به کوچک‏ترها، مصافحه و احوال‏پرسى، تفریح و صحبت با دیگران – اقدام کنید.

۸٫ ذکر «لا حول و لا قوه الا باللَّه» را زیاد بر زبان جارى سازید و سوره «والعصر» را زیاد بخوانید. تکرار اذکار «استغفراللَّه ربى و اتوب الیه» و «اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم» نیز مفید است.

امام صادق(ع) فرمودند: «خداوند به برخى از انبیا وحى کرد : اى فرزند آدم! در وقتى که غضبناک گردیدى، مرا یاد کن تا من هم تو را در وقت غضبم یاد کنم و تو را هلاک نسازم» (بحار الانوار، ج‏۷۳، ص ۲۷۶، ح‏۲۹). بنابراین یاد خدا علاوه بر اینکه آتش خشم را خاموش مى ‏کند، موجب آرامش انسان مى ‏شود و در قیامت نیز آثار مثبتى به دنبال دارد.

۹٫ به هنگام احساس عصبانیت، سریع تغییر وضعیت و موقعیت دهید و از آن محیط دور شوید؛ مثلاً اگر در منزل این حادثه رخ داد، لباس پوشیده و منزل را ترک کنید.

۱۰٫ وقتى که با امور عصبانیت آفرین مواجه هستید، براى مدتى (حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه) راه دریافت‏هاى حسى خود را سد سازید. براى مثال جلوى گوش های خود را بگیرید و چشمان خود را ببندید و سر خود را پایین اندازید تا دریافت‏هاى عصبانیت تحت کنترل شما در آیند و موجب تحریک بیشتر شما نشوند.

۱۱٫ اگر رفتار و یا صفتى که در شخصى هست، موجب عصبانیت شما شده، آن را شوخى تلقى کنید و به شکلى خود را از تیررس او دور در نظر بگیرید؛ یعنى از در نظر گرفتن خویش به عنوان مخاطب رفتارهاى دیگران پرهیز کنید؛ مثلاً از مشاهده کسى که فحش مى ‏دهد با خود بگویید مخاطب او من نیستم و در این هنگام از صحنه دور شده و راه دریافت‏هاى حسى را سد سازید تا بیشتر مورد هجوم قرار نگیرید.

۱۲٫ براى توجیه رفتارهاى خلاف انتظار دیگران، توجیه مناسبى داشته باشید و آنها را مقصر تلقى نکنید؛ مثلاً بگویید : خودم از این فرد بدتر رفتار مى ‏کنم، او اشتباه گرفته و مقصر نیست. اشتباه من باعث رفتار نامناسب او شده است.

۱۳٫ به نظرات و عقاید دیگران احترام بگذارید و محترمانه با آنها رفتار کنید.

۱۴٫ در کارهاى مهم، با مشورت خواستن از دیگران، تصمیمات خود را استحکام بخشید و از اقدامات عجولانه و خام بپرهیزید.

۱۵٫ بیشتر با افراد حلیم، صبور، غیرعصبى و خوش مشرب معاشرت کنید و حرف شنوى از افراد تند مزاج نداشته باشید و از دوستی با آن ها بپرهیزید.

۱۶٫ همیشه خود و رفتارتان را درست و صحیح تلقى نکنید و احتمال خطا در کارهاى خود را بدهید.

۱۷٫ به عنوان تمرین گاهى با افرادى که سلیقه آنها را نمى‏ پسندید، برخورد کوتاه مدت داشته باشید.

۱۸٫ روایات و آثارى که در مذمّت غضب رسیده، مطالعه کنید و احادیثى که در مدح و ثواب حلم و خود نگاه دارى وارد شده، مورد توجه قرار دهید. ‏(ر.ک : محمدى رى شهرى، میزان الحکمه، ج ۹، باب غضب؛ ج ۳، باب حلم ؛ بحارالانوار، ج ۷۱، باب الحلم والعفو و کظم الغیظ)

۱۹٫ با رعایت موارد بالا در برنامه ای منظم، و نمره دادن به عملکرد خود ، سعى در تقلیل موارد تخلف داشته باشید و همت خود را به افزایش صبر و تحصیل سعه صدر معطوف بدارید.

 

آثار و فوائد کنترل خشم در روایات :

۱- ایمنی در قیامت

ـ امـام بـاقـر(ع) : کسى که خشمى را فرو خورد در حالى که مى تواند آن را اعمال کند، خداوند در روز قیامت دلش را از ایمنى و ایمان آکنده کند.

۲- خشنودی در قیامت

ـ امام صادق (ع) : هر که خشمى را فرو خورد که اگر بخواهد مى تواند آن را به کار بندد (و از طرف خود انتقام بگیرد)، خداوند در روز قیامت دلش را از خشنودى خود پر سازد.

۳- افزایش ایمان

ـ پیامبر خدا (ص) : هر که خشمى را فرو خورد، خداوند درون او را از ایمان پر کند.

۴- عیب انسان پوشیده می شود

ـ امام صادق (ع ) : هر که خشم خود را نگه دارد، خداوند عیب او را بپوشاند.

۵- راه رسیدن به خدا

ـ پیامبر خدا (ص) : از محبوب ترین راهها به سوى خداى عزوجل دو جرعه است : جرعه خشمى که با بردبارى آن را فرو برى و جرعه مصیبتى که با شکیبایى کردن آن را فرو برى .

۶- عاقبت به خیری

ـ امـام عـلـى(ع ) در نـامـه اى بـه حـارث هـمـدانـى مـى فـرماید : خشم را فرو خور و به هنگام توانایى، گذشت کن و در هنگام عصبانیت، بردبار باش و در وقت چیرگى، ببخشاى تا سرانجامت نیکو باشد.

۷- پیروزی بر شیطان

ـ امام علی(ع) : هـر کـه بـر خـشـم خـویش چـیـره شـود، بـر شیطان پیروز شود و هر که مقهور خشم خویش شود، شیطان بر او پیروز گردد.

۸- مصون ماندن از هلاکت

ـ امام علی(ع) : خویشتن دارى به هنگام بروز خشم، از افتادن در ورطه هاى هلاکت مصون مى دارد.

۹- نشان انسانیت

ـ امام علی(ع) : بالاترین انسانیت، تسلط داشتن بر خشم است و میراندن خواهش نفس.

۱۰- نشان قدرت انسان

ـ امام باقر(ع ) : هیچ قدرتى مانند جلوگیرى از خشم، نیست .

ـ پیامبر خدا (ص): پهلوانى، به زمین زدن حریف نیست، بلکه پهلوان کسى است که در هنگام خشم خویشتن دار باشد.

راه کارهاى درمان حسادت

 

۱٫ راه کارهاى فکرى

 

در فرهنگ اسلام، قرآن کریم، روایات اهل بیت علیهم السلامو کلمات دانشمندان اخلاق، براى جبران ضعف شناختى بزرگ سالان که منجر به حسادت مى شود راه هاى متعددى وجود دارد. قرآن کریم فطرت وجودى انسان و حالات گوناگون روان را متذکر شده و علل انحراف و بیمارى، همچنین راه هاى تهذیب و تربیت و معالجه روان انسان را به طور جامع نشان مى دهد، که در هماهنگ کردن شخصیت و تکامل و ایجاد بهداشت روانى انسان ها تأثیر بسزایى دارد. علّامه طباطبائى در این باره مى نویسد: قرآن شفاست و شفا از مرض است (طباطبائى، ۱۳۷۴، ج ۱۳، ص ۲۵۰). پس معلوم مى شود که دل ها بیمارى هایى دارد که قرآن شفاى آنهاست؛ پس انسان صحت روحى و معنوى دارد، همان گونه که صحت جسمى ظاهرى دارد و هر کدام بیمارى و داروى خاص دارند (مکارم شیرازى و همکاران، ۱۳۸۲، ج ۱۲، ص ۳۳۸).

 

برخى مفسران در این باره گفته اند: بدون شک، بیمارى هاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زیادى به بیمارى جسمى او دارد. هر دو کشنده است، هر دو نیاز به طبیب و درمان و پرهیز دارد. هر دو گاهى سبب سرایت به دیگران مى شود. آرى، قرآن نسخه حیات بخش است، براى آنها که مى خواهند با جهل و غرور و حسد و نفاق به مبارزه برخیزند. قرآن نسخه شفابخشى است براى برطرف ساختن ضعف ها و زبونى ها و ترس هاى بى دلیل، اختلافات و پراکندگى ها، براى آنها که از بیمارى عشق به دنیا، وابستگى به مادیات و تسلیم بى قید و شرط در برابر شهوت، رنج مى برند. وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَهٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ (اسراء: ۸۲). در آیات متعددى، از قرآن به عنوان شفا یاد شده است؛ آن سان که گاه قرآن شفادهنده دل ها معرفى شده است. به یقین براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه هاست و رهنمودى براى گروندگان (به خدا) آمده است (یونس: ۸۲). واژه شفا در لغت به معناى نقطه آخر چیزى است که مشرف به نابودى یا نجات است. ازاین رو، شفا یافتن بیمار به معناى عافیت یافتن و نجات از بیمارى است. بر همین پایه، مقصود از شفاى قرآن نجات از انحطاط و سقوط مادى یا معنوى است که به وسیله هدایت انجام مى پذیرد. شفا در اصطلاح در مقابل بیمارى ها، عیب ها و نقص ها به کار مى رود. بنابراین، نخستین کارى که قرآن براى انسان انجام مى دهد پاک سازى درون او از انواع بیمارى هاى فکرى، اخلاقى و اجتماعى است. سپس رحمت الهى شامل حالش مى شود و فضایل انسانى و اخلاق الهى در او جوانه مى زند. و شفا در این آیه به پاک سازى و رحمت به بازسازى انسان اشاره دارد (راغب اصفهانى، ۱۴۱۲ق، ج ۶، ص ۴۵۹).

 

قرآن دژ پولادینى است که هر کس به آن پناه ببرد از خطرات حملات حسود مصون خواهد ماند. آنجا که خداوند متعال در قرآن مى فرماید: اى رسول ما بگو: وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد(فلق: ۵)؛ به خدا پناه مى برم از شرّ حسود بدخواه، آن گاه که حسد مى ورزد. و اینکه ایمنى کامل از گزند حسود به وسیله پناه بردن به خدا محقق مى شود؛ چراکه انسان در برابر بلاها و مشکلاتى که از دید و عقلش پنهان اند،قدرت چندانى نداردودرچنین موقعیت هایى، عاجز و درمانده مى گردد و چاره اى جز پناه بردن به خدا و استمداد از او ندارد (سروش، ۱۳۸۶، ص ۱۵۰).

 

با توجه به همه این توصیفات از قرآن و اینکه قرآن شفادهنده دل هاست، از راه کارهاى فکرى مى توان به عنوان اولین راه براى تأمین بهداشت روانى افراد نام برد که در ذیل به آنها اشاره مى شود:

 

۱ـ۱٫ اصلاح معرفت و نگرش فرد: قرآن کریم انسان را به توحید فرامى خواند و او را از دوگانگى در شخصیت و دو چهرگى، (نفاق) بازمى دارد (مائده: ۳) و از این راه وحدت روان و بهداشت روانى انسان را تأمین مى کند. پژوهش ها (حسینى کوهسارى، ۱۳۸۹، ص ۱۸۳) در منابع و مجموعه آثار در سلامت روان نشان مى دهد که اساسى ترین و مهم ترین مسئله در شخصیت سالم، وحدت روان و تعهد مذهبى است. وحدت روان با نظام ارزشى که بتواند به حیات معنا و هدف بدهد، مرتبط است. در بین نظام هاى ارزشى، مذهب، بالاترین قابلیت براى ایجاد وحدت شخصیت را داراست. انسان داراى نیازها و انگیزه هاى متفاوت و متعارض در وجود خود است؛ از یک سو، به امورى علاقه دارد و از سویى دیگر، نیروى درونى به او مى گوید که به این امور نزدیک نشود. انسان چگونه مى تواند بین نیازهاى خود تعادل برقرار نماید؟ انسانى که در دنیا بدون پشتوانه زندگى کند، دایم در اضطراب و ناراحتى به سر مى برد. روان شناسان معتقدند اضطراب دلیل اصلى بیمارى هاى روانى مى باشد. مکاتب روان شناسى، هدف اصلى روان درمانى را رهایى از اضطراب و به وجود آوردن احساس امنیت در نفس مى دانند. با تدبر در آیات قرآن، متوجه مى شویم که رهایى از اضطراب و رسیدن به آرامش رفتن به سوى خداوند است. توحید؛ یعنى اعتقاد به اینکه خداوند واحد، این جهان را آفریده، قادر و مالک و حکیم و تدبیرکننده است و اعمالى که نسبت به بندگان انجام مى دهد از روى حکمت و دلیل است (انعام: ۱۸). پس هر کس با این اعتقاد و نگرش رو به جلو برود، هیچ گاه دچار شک و تردید و اضطراب نخواهد شد که چرا ـ مثلاًـ خداوند فلان نعمت را به دیگرى داده و به من نداده است، باید بداند و بیندیشد که مصلحتى در کار بوده که خداوند از آن آگاه است و با چنین طرز تفکرى، هیچ وقت دچار حسادت نخواهد شد (نجاتى، ۱۳۶۷، ص ۳۶۷).

 

۲ـ۱٫ تقویت ایمان به خداوند و اولیاى او: اگر از ضعف ایمان به عنوان یکى از اساسى ترین علت ها و ریشه هاى رشد حسادت نام ببریم، پس تقویت ایمان مى تواند از مهم ترین راه هاى درمان حسادت به شمار بیاید. ایمان به خداوند، از عوامل مهم بهداشت و سلامت روان نیز به شمار مى رود. اگر ایمان نباشد، در نتیجه، سلامت روان انسان را رذایل اخلاقى همچون حسد تهدید خواهد کرد. ایمان به خدا از بهترین سرمایه هاى انسانى است که اگر در زندگى انسان ها تحقق داشته باشد، منشأ برکات بسیار است. بدون ایمان و رابطه مستحکم با خداوند، نمى توان انتظار درمان از طریق اصلاح معرفت و نگرش را عقلانى و منطقى دانست. از سوى دیگر، ایمان به خداوند، روشنى دل را در پى دارد؛ در چنین حالتى است که سراسر وجود مؤمن خیرخواهى و انسان دوستى مى شود و دیگر جایى براى لکه هاى تاریک حسادت در قلب او به جا نمى ماند. وقتى انسان ایمان به خداوند داشته باشد و رحمت و سخاوت پروردگار و اولیایش را درک کند، از لطف خداوند به بندگانش ذره اى ناراحت نمى شود، بلکه به هنگام دعا نیز مى گوید: الجار ثُمَ الدار (مجلسى، ۱۳۹۵ق، ج ۹۰، ص ۳۸۸)؛ اول همسایه و سپس خودم. حتى تا آنجا پیش مى رود که دیگر از خدا جز خدا نمى خواهد و اهمیتى به خواسته هاى دنیوى اش نمى دهد، چه رسد به آنکه برایش حسادت بورزد. ایمان به خدا مس وجود آدمى را به طلاى ناب تبدیل مى کند، ایمان و محبت خدا و اولیاى او رذایل اخلاقى را از وجود ما پاک خواهند نمود. اگر انسان بتواند ایمان و تقواى خود را تقویت کند و رابطه اش را با اولیاى خداوند استوارتر کند بر تمام مشکلات روحى و روانى پیروز خواهد شد. و این همان چیزى است که بسیارى از روان شناسان غربى به دلیل کفرشان از آن غافلند و در نتیجه، نه تنها نمى توانند مشکلى از مشکلات انسان معاصر را رفع کنند، بلکه هر روز بر مشکلات او مى افزایند (پهلوان، ۱۳۸۳، ص ۸۷).

 

امیرالمؤمنین على علیه السلام به اهمیت یاد خدا در اصلاح قلب و پاک سازى آن در بیمارى هاى روانى اشاره مى کنند و مى فرمایند: اساس و پایه اصلاح قلب، مشغول داشتن آن به یاد خداوند است (تمیمى آمدى، ۱۳۸۵، ح ۱، ص ۱۹۸). نیز مى فرمایند: کسى که تقواى قلب داشته باشد، حسادت وارد قلبش نمى شود؛ چراکه حسادت و تقوا با هم جمع نمى شود.آن حضرت همچنین راه درمان و جلوگیرى از حسادت را تقواى قلب معرفى مى کنند (همان، ص ۵۹۱).

 

۳ـ۱٫ توجه به رحمت و حکمت هاى خداى متعال: ازآنجاکه عدم آگاهى نسبت به حکمت هاى خداوند مى تواند عاملى براى مبتلا شدن به بیمارى حسد باشد، در نتیجه، براى درمان باید به رحمت و حکمت خداوند متعال توجه نمود. توجه به گستردگى نعمت ها وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تحُصُوها (ابراهیم: ۳۴) و نیز حکمت خداى متعال، که هر کارى را از روى حکمت انجام مى دهد، مى تواند چاره بدبینى در حسود باشد.

 

محدودیت هایى که در بهره مندى از نعمت هاى الهى وجود دارد نیز به دلیل حکمت هایى است که خداوند در اداره این عالم به کار گرفته است. توجه به این دو مطلب زمینه را براى قناعت و راضى بودن فرد به آنچه از امکانات برایش فراهم شده آماده مى کند و او را از حسادت نسبت به نعمت هایى که در دست دیگران است، بازمى دارد. وقتى انسان بداند و معتقد باشد که همه آنچه را که خداوند به بندگان مى دهد، براساس عدالت و مصلحت است و انسان مى تواند با تلاش، لطف و عنایت خداوند را به دست آورد؛ چنین فردى همه چیز را از آنِ خداوند مى داند و قدرت او را آن قدر زیاد مى داند که معتقد است اگر پروردگار هستى بخواهد، مى تواند همه چیزهایى که بندگانش از او مى خواهند به آنها بدهد، بدون اینکه ذره اى از منبع لایزال الهى کم شود. چنین تفکراتى، در درمان حسادت بسیار کارسازاست.حسودچون فضل وقدرت خداوندرانمى شناسد، رسیدن نعمتى به خود را در از بین رفتن نعمت دیگرى مى داند. اگرفردعظمت خداوندرا درک کند و عاقل و باایمان باشد چنین نگرشى را ندارد (صفورایى پاریزى، ۱۳۸۹).

 

نگرش بعدى، نگرش به تفاوت هاى موجود در جهان آفرینش است. قرآن کریم براى فلسفه تفاوت هاى موجود در جهان مى فرماید: وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضا سُخْرِیا (زخرف: ۳۲)؛ و برخى از آنان را از (نظر) درجات بالاتر از بعضى (دیگر) قرار داده ایم تا بعضى از آنها بعضى (دیگر) را در خدمت گیرند. خداوند تفاوت ها را لازمه جهان آفرینش مى داند؛ چراکه همین تفاوت ها باعث رفع احتیاجات مى شود. مثلاً، یک نانوا به مهندس و مهندس به نانوا نیاز دارد و اگر کسى این آموزه ها را بداند، در کنار آموزه هایى همچون وَأَنْ لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى (نجم:۳۹) و وَاسْئَلوا اللّهَ مِنْ فَضْلِه(نساء: ۳۲) نه تنها دلیلى براى حسادت در خود نمى بیند، بلکه سعى مى کند با کار و کوشش و توکل، نعمت هاى خداوند را به دست بیاورد، در صورت محرومیت از آن ناراحت نشود و به زندگى خود با امید ادامه دهد (طباطبایى بروجردى، ۱۴۱۰ق، ج ۲۲، ص ۱۳۰).

 

۴ـ۱٫ شناخت توانایى ها و استعدادهاى مثبت خود: طبق آنچه در علوم اخلاق و روان شناسى آمده است (بستانى، ۱۳۷۵، ص ۲۴۹)، از دست دادن اعتماد به نفس خود و احساس حقارت مى تواند باعث حسادت شود. ازاین رو، یکى از اصول مهم بهداشت روانى و جلوگیرى از حسادت، شناسایى استعدادها، قابلیت ها و نیازمندى هاى خودمان است. حسود باید به جاى اینکه نعمت هاى دیگران را آرزو کند و به آنها حسادت ورزد، ویژگى هاى مثبت خود را بشناسد و بداند که هر کسى با تلاش و کوشش خود، برخى از این نعمت ها را به دست آورده و او هم مى تواند با تلاش و پشتکار چیزهایى را که مى خواهد به دست آورد و به جاى حسادت و کینه توزى، توانایى هایش را بهبود بخشد. امیرالمؤمنین علیه السلام در این زمینه مى فرمایند: ارزش هر کس، به مقدار همت اوست (نهج البلاغه، ۱۳۷۹، ح ۴۴)؛ زیرا کسى که استقلال و اعتماد به نفس داشته باشد، براى حل مشکلاتش در انتظار دیگران نمى نشیند، بلکه با همت عالى و اراده آهنین، وارد میدان مى شود و تا به هدف نرسد، دست از کوشش و فعالیت برنمى دارد. همچنین امام سجاد علیه السلام مى فرماید: تمام خوبى ها در این خصلت جمع است که انسان به دیگران چشم طمع نداشته باشد (کلینى، ۱۳۶۵، ج ۲، ص ۱۴۸). اینجاست که دیگر نه تنها احساس حقارتى نخواهد داشت و به دیگران حسادت نمى ورزد، بلکه عزت نفس و اعتماد به نفس او نیز بالا خواهد رفت، که این خود تأمین کننده بهداشت روانى فرد در همه مراحل زندگى خواهد بود (سروش، ۱۳۸۶، ص ۱۴۰).



موضوعات :
ترجمه
ads

درباره نویسنده

ali lotfimehr 55 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *