گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
رهاپروژه

آسیب شناسی اجتماعی، خانواده و طلاق * رهاپروژه


رهاپروژه

ادامه مطلب

آسیب شناسی اجتماعی، خانواده و طلاق
۱۳۹۷-۰۸-۰۶
21 بازدید
گزارش نسخه جدید

آسیب شناسی اجتماعی، خانواده و طلاق


بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

 

 

 

آسیب شناسی اجتماعی، خانواده و طلاق

 

تألیف: دکتر محمدحسین فرجاد

 

گردآورنده: راضیه اباذری فومشی

 

مهرماه: ۱۳۷۲

 

نوبت: چاپ اول

 

چاپخانه: دریا

 

فهرست مطالب

عنوان………………………………………………………………………………………………………………………………………………..صفحه

مقدمه:    ۱

فصل اول: منشاء خانواده    ۲

بخش دوم: زمینه های انحراف و کجروی در خانواده    ۳

بخش سوم: طلاق و جرم    ۳

نتیجه گیری    ۵

برداشت    ۵

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

سیتزه های خانواده که سرانجام به جدایی و طلاق می انجامد رفتاری است نابهنجار و غیر طبیعی، گاهی کسانی به چنین کاری دست می زنند که تصورش هم برای آدمی چندش آور است. می توان خانواده را در دو جهت، اهم و افصل در نظر گرفت. خانواده به معنی اعم آن که در قدیم بیشتر مورد توجه بوده است، شامل پدر و مادر، فرزندان و تمام افرادی را شامل می شود که در قانون مدنی به ترتیب اولویت می توانند از ما ترک دیگری سهم الارضی داشته باشد.

اما خانواده به معنی اخص عبارتست از شوهر، زن و فرزندان آنها.

با وجود اینکه قوانین ما خانواده را دقیقاً تعریف نکرده و برای اعضاء خانواده شخصیت حقوقی متساوی قائل نیست، خانواده قدیمی ترین و کهن ترین هسته طبیعی است که از بدو پیدایش بشر وجود داشته است، و بدون خانواده هسته مرکز هیچ اجتماعی به وجود نمی آید. خانواده کانون حفظ سنت های خانوادگی و اجتماعی است.

زمانی محیط خانواده به کانون مهر و محبت و خوشبختی تبدیل می شود که زن شخصیت واقعی و اجتماعی خود را در حد یک انسان وادا باشد و شوهر هم با او به عنوان یک انسان متساوی الحقوق برخورد کند. و این زن و شوهر در این پایه از روابط به شالوده سالمی از زندگی مشترک زناشویی را بنا نهند که یک چنین بنایی بر محور پیوند قلبی و اعتماد و اطمینان متقابل خواهد بود. که این خود بوجود آورنده محیطی سالم جهت تربیت فرزندان صالح می باشد و خداوند در قرآن می فرماید:

در قرآن کریم آمده:(هر آنچه مردان به زنان حق دارند، برای زنان نیز بر مردان همان حق است: سوره بقره، آیه ۲۲۸)

و در جای دیگر آمده: (ای مردم؛ ما همه شما را از مرد و زنی آفریدیم و شعبه و فرق مختلف گردانیدنم تا یکدیگر را بشناسید همانا گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شما است.)

فصل اول: منشاء خانواده

خانواده به عنوان کوچکترین واحد اجتماعی اساسی تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است که هرچه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد وسعی شود از ستیزه های خانوادگی جلوگیری به عمل آید. در مورد چگونگی تشکیل خانواده نظریه های متفاوتی وجود دارد برخی از جامه شناسان خانواده را یک سازمان اجتماعی ساده می گویند. در طول تاریخ خانواده اشکال مختلف داشته است و در هر عصر با تحولات اقتصادی و اجتماعی دگرگونی پذیرفته است. خانواده در هر جامعه ای تحت تأثیر فرهنگ آن جامعه است و شکل آن برای مردم آن جامعه قابل قبول و محترم است. پس خانواده می تواند بجای جامعه افراد را بسازد و این ساخت در دوران کودکی بیشتر است. فرد در حساس ترین لحظات زندگی زیر سلطه پدر و مادر و فرزندان قرار گیرد. در گذشته خانواده در تمام وظایف سازمانهای مختلف را برعهده داشت ولی در جامعه امروزی اینطوری نیست.

بخش دوم: زمینه های انحراف و کجروی در خانواده

براساس تحقیقات و مطالعات انجام شده، دو عامل وراثت و محیط سهم بسزایی در میزان بزهکاری دارند اما سوابق نشان می دهد که نه وراثت و نه محیط هیچکدام به تنهایی نمی توانند عامل ایجاد جرم باشند، بلکه زمینه ارثی فرد همراه با خصوصیات خلقی و محیطی و تأثیری که افراد دیگر در زندگی انسان دارنده، می تواند سبب بروز جرم باشد. در جوامعی که مشکلاتی چون بیکاری، اختلاف تبعیض و بی عدالتی و فقر وجود دارد. میزان جرم و بزهکاری بیشتر است و اشخاص زودتر به طرف ناسازگاری پیش می روند بطور کلی رابطه نزدیکی بین جرم و جنایت و شرایط بد اقتصادی وجود دارد. وضع اقتصادی و تعداد فرزندان همگی در ایجاد جرم مؤثر هستند. بررسی آمار گسیختگی خانواده بسیار مهم است بطور کلی بین ۳۰% تا ۹۰% از جوانان مجرم در خانواده های گسیخته، ۲۴% در خانواده ای که پدر و مادر از هم جدا شده اند، ۱۱% به علت کمبود یکی از والدین و ۱۱% به علت فساد اخلاق والدین بوده اند.

بخش سوم: طلاق و جرم

همسر گزینی پیمان اتخاذ مقدس شرعی و قانونی بین مرد و زن برای شرکت در زندگانی و تعاون و معافندت به یکدیگر می باشد. و ثمره آن آرامش و بهره برداری صحیح و مطبوع از زندگی و تضمین بقای نوع و ایثار و محبت است. نیاز طبیعی و شوق همدلی و گریز از انزوا و اندیشه ابدیت بخشیدن به هستی خود و احساس سازندگی و خلافیت و حفظ میراث و فرهنگی و اعتلای آن به همسر گزینی و تشکیل خانواده و داشتن فرزندان و آموزش و پرورش آنان منجر می شود جهت موجب استواری کانون خانوادگی است نفرت در جهت معکوس آن جریان دارد و متضمن نفاق وجدایی و مخاصه و جدال است. تفرفه و جدایی بین زن و شوهر کاری زشت و ناپسند است زیر مصائب آن دامنگیر دیگران می شود.

هنگامی که طلاق این زنجیر را پاره می کند باز هم پدر فردی است مستقل و مادر هم همین طور، ولی آنچه که دیگر نامی نداردو بی پناه و متزلزل است، (فرزند) یا (فرزندان) هستند که حتی اگر زیر حمایت یکی از دو پاره زنجیر قرار گیرند، باز هم حلقه ای گسسته بشمار می آیند.

انریکوفری (۱۹۲۹-۱۸۵۶) است دانشگاه های دم و بروکسل می گوید: قبول طلاق در بسیاری از موارد، از تعداد زوجات، زنای محصنه و آدمکشی ممانعت به عمل می آورد. با اینکه طلاق به حکم ضرورت برای اجتناب از مخاطراتی پذیرفته شده است از عوامل گسیختگی و پاشیدگی کانون خانواده است. به ناچار عواقب اجتماعی آن را باید انتظار داشت. زیرا طلاق در نظر جرم شناسان در وقوع بزه بی تأثیر نیست و از عوامل جرم زا محسوب می شود.

 

نتیجه گیری

یکی از دردناکترین مسائل اجتماعی قابل بحث در جامعه ما و اکثر جوامع، مسئله ستیزه ی خانوادگی و طلاق می باشد که متأسفانه آمار آن روز به روز در حال افزایش است. پیشرفت روز افزون تکنولوزی و صنعت و شهر نشینی باعث ازدیاد مسائل و مشکلات بسیاری چون انحرافات، بزهکاریها، جرمها و جنایات خودکشیها و شاید از همه مهمتر که در واقع منشاء اکثر انحرافات است، ستیزه های خانوادگی و طلاق است. تحقیقات نشان می دهد که آمار طلاق در روستاها از پایین تر از شهرها می باشد. و علت اصلی آن پایبند بودن روستائیان به ارزشها، سنت، اعتقادات مذهبی و توقعات کم و… است. در حالیکه در شهر مسئله صنعتی شدن جامعه مصرفی، توقعات بیجا وعدم پایبندی به ارزشها و سنتها و … از عوامل مهم افزایش درصد ستیزه و طلاق می باشد. پس زن و مرد ازدواج با دنیا چی از امیدها و آرزوها انجام می شود آنها زندگی را با تصویری شیرین و زیبا از آینده شروع کرده و چه خوب است که این آغاز با دخالت عقل و عاطفه و احساس و مهمتر از همه انسانیت توأم است. امیدواریم روز به روز از آمار طلاق در جامعه ما کمتر شود و هم انسانها زندگی عادی توأم با عشق داشته باشند.

برداشت

دخالت بی جای والدین در زندگی زناشویی فرزندانشان یکی از عوامل عمده طلاق می باشد. این دخالتهای بی جا باعث ناسازگاری بین همسران می شود والدین با داشتن روابط عاطفی انسانی نسبت به همسر و فرزندان در خانواده، نوجوانان و جوانان خود را در دوران رشد و بلوغ، و با آموزش های تربیتی آنها را با عواقب این موضوع آگاه کنند.



موضوعات :
ترجمه
ads

درباره نویسنده

ali lotfimehr 55 نوشته در رهاپروژه دارد . مشاهده تمام نوشته های

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *